آغاز سال نو لحظه ای برای درنگ!

بسمه تعالی

 

 

ادامه نوشته

جنایت دیگر هزاره تاون کویته را به خاک و خون کشید!

بسم رب الشهدا

هنوز چهل روز از شهادت شهدای علمدار رود کویته نگذشته است که جنایت هولناک تر دیگری توسط افراد خون آشام و بی عقل و منطق و دور از انسانیت و دین و مذهب، تعداد زیادی از افراد بیگناه دیگر اعم از زن و مرد،کودک و بزرگ را این بار در هزاره تاون به خاک و خون کشید و مصیبت جانگداز دیگری را بر قلوب میلیاردها انسان آزاده و هزاران انسان هم نژاد و هم مذهب و صدها خانواده داغدار گذاشت، 

ادامه نوشته

به پاس گرامی داشت تحصن مردم عزادار کویته

بسم رب الشهداء و الصدیقین

چند شبانه روز است که هزاره ها و شیعیان داغدار کویته در سرمای جانسوز در کنار ابدان عزیزان شان با قلب های مالامال از غم و اندوه به تحصن نشسته اند، جای دیگر هزاره ها و شیعیان در علمدار رود خالی است که از نزدیک به زیارت شهداء مظلوم و قطعه قطعه شده حادثه روز پنجشنبه حضور یابند و در کنار بازماندگان و دیگر مردم عزادار کویته در سرمای زیر صفر با دل‌های داغدار اما امیدوار، خدا را به استغاثه بنشینند و با بغض‌های شکسته دنیا را فرا بخوانند که این شهداء مظلوم به چه گناه کشته شده اند و «بایّ ذنبٍ قُتِلَت»؟

 

ادامه نوشته

سال نو بر همه شما مبارک باد!

بسمه تعالی

سلام خوانندگان عزیز وبلاگ آیینه!

برای  همه ی تان آرزوی سلامتی و موفقیت و شادکامی دارم.

یک سال دیگر از عمر ما سپری گردید به گفته ی مهدی سهیلی :

گذشت عمر من اما چه با شتاب گذشت
چنان نسیم شتابنده یی کـزآب گـذشـت
چه سـال ها که نشستم به انـتظار ولـی
ز صبح موی  شنیدم شب شباب گذشت

مــگــر خــــدا گــذرد از سیــاه کــاری مــا
که نامه های سیاه من از حساب گذشت

آری، یک سال با همین سرعت سپری گردید، هر کسی با مرور کارهای یک ساله ی خود می تواند اندوخته ها و از دست داده های خود را  به ارزیابی بنشیند، اما چیزی که در این میان برای همه یک سان گذشته و دیگر قابل برگشت نیست، یک سال عمر است که با هیچ قیمتی نمی توان آن را برگرداند.

ادامه نوشته

محکومیت 6 جدی سالروز اشغال نظامی افغانستان

بسمه تعالی

ششم جدی سالروز تهاجم عریان و مسلحانه ارتش سرخ شوروی در سال1357 بر کشور عزیز ما افغانستان و روز ننگین و آغاز جنایات وحشیانه و نابودی و بربادی وطن و مردم افغانستان را محکوم نموده و بر روح و روان مجاهدان و مدافعان راستین کشور و شهدای مظلوم و قربانیان به خون خفتۀ این سرزمین درود می فرستیم، امیدواریم که خداوند متعال بخاطر خون به ناحق ریختۀ میلیون ها شهید و قربانی این تجاوز ننگین و آه میلیون ها مهاجر غریب و دور از وطن همانگونه که شوروی سابق را با خواری و خفت از کشور ما بیرون و از هم متلاشی ساخت، شرّ همۀ اجانب ، مزدوران ، جنایتکاران و مفسدان و خشونت طلبان امروز را نیز به خودشان برگردانده و کشور و مردم مظلوم و محروم افغانستان را پس از سالها جنگ و ناامنی و بحران های گوناگون رهایی بخشد و صلح و صفا و رفاه و آسایش و اخوت و برادری را در این کشور بحران زده مستقر گرداند.

گزارشی کوتاه از کنگرۀ بین المللی آخوند خراسانی

بسمه تعالی

روز چهارشنبه و پنجشنبه تاریخ 23 و 24 قوس (آذر) ۱۳۹۰توفیق یافتم که در کنگرۀ بین المللی صدمین سالگرد وفات آیت الله محمد کاظم خراسانی معروف به آخوند خراسانی در شهر قم شرکت نمایم، در روز افتتاحیۀ این کنگره حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی از مراجع تقلید و آیت الله لاریجانی ریاست قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران و ازکشور  افغانستان آیت الله حجت سخنرانی کردند، آیت الله حجت در ضمن صحبتهایش اظهار داشت که شخصیت های جهان اسلام و جهان تشیع مربوط به همه مسلمانان و همۀ شیعیان است، اما در عین حال اگر آخوند به خراسانی یاد می شود، به آخوند هروی نیز یاد شود، زیرا آخوند از هرات به خراسان آمده است و ما هنوز زمین آخوند را در هرات داریم که معروف به باغ آخوند است . بر روی چاپ های قدیم کفایۀ الاصول نیز تألیف آخوند هروی خراسانی قید شده بود که امروز هروی آن پاک شده است.  

ادامه نوشته

تسلیت نامه به مناسبت ترور ناجوانمردانۀ خان محمد معاون

بسمه تعالی

باسلام خدمت خوانندگان عزیز!

 با کمال تأسف اطلاع یافتیم که در تاریخ 8/5/1390 مرحوم خان محمد معاون در نزدیک دل آرام  مورد ترور ناجوانمردانه قرار گرفته و به شهادت رسیده است، این حادثۀ ناگوار باعث تأسف و اندوه شدید گردید و بنده به دلیل گرفتاری ها و نداشتن فرصت مطالعه سایت ها این خبر ناگوار را اندکی دیر  از طریق وبلاگ پیام اطلاع یافتم و  مشروح این خبر همراه با گزارشی از زندگینامۀ  آن مرحوم، توسط آقای عوض رحیمی در آن وبلاگ به نشر رسیده بود  و  من پس از اطلاع نیز نتوانستم تألم و اندوه قلبی خود به این مناسبت را در فرصت مناسب در اختیار دوستان قرار دهم. امروز پس از مطالعه نظرات دوستان  در بخش نظرات وبلاگ پیام این  چند جمله  کوتاه را  نوشتم  تا خدمت دوستان تقدیم نمایم.

ادامه نوشته

سخنرانی گرامی داشت هفتمین روز شهادت جمعی از هموطنان در شیراز

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

در روزجمعه هفته قبل تاریخ 23/7/89 موتر تونس مرحوم میرزاخان کاظمی با یازده نفر سرنشین آن در اثر اصابت با ماین در شاهراه قندهار کابل در منطقه نورک منفجر گردید و متأسفانه تمام سرنشین آن که همگی از منطقه جاغوری بودند به شهادت رسیدند.  هفتمین روز شهادت این عزیزان و بخصوص مرحوم مغفور میرزاخان کاظمی (برادر حجة الاسلام والمسلمین محمدخان کاظمی(توسلی) دیروز جمعه مورخه 30/7/89 در شهر شیراز گرامی داشته شد در این جلسه که از ساعت 2بعد از ظهر شروع شده و تا ساعت 5/4 ادامه پیدا کرد قارئان محترم به قرآئت قرآن کریم و مداح اهلبیت جناب آقای دانش به مداحی و ذکر مصیبت اهل بیت (ع) پرداختند . در پایان ،حضار مجلس از اقشار مختلف و مهاجرین عزیز مقیم شیراز بخصوص علما و طلاب مدرسه شهید نجابت به سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین حاج مظفری (دبیر مجمع علما وطلاب جاغوری ) گوش فرادادند.

ادامه نوشته

 کانديداتوران انتخابات پارلمان ولسوالي جاغوري به مناظره فراخوانده شدند!

    کانديداتوران انتخابات پارلمان ولسوالي جاغوري به مناظره فراخوانده شدند!

به دنبال انتشار جدول تقليل رأي دهندگان و جايگاه هاي رأي گيري  در حدود نصف  از سوي کميسيون مستقل انتخابات و ارسال آن به مناطق مختلف از جمله به ولسوالي هاي جاغوري و مالستان جهت اجراء انتخابات پارلمان سال جاري براساس آن، اين تصميم کميسيون با واکنش منفي و اعتراض آميز کانديداتوران و مردم اين دو ولسوالي مواجه گرديد و در همين رابطه در تاريخ 19/5/89 ولسوال جاغوري آقاي ظفرشريف کانديداهاي ولسوالي جاغوري را در ساختمان ولسوالي جاغوري فراخواند و اين مشکل را با آنها در ميان گذاشت و پيرامون آن بحث هايي صورت گرفت و در اين ميان آقاي مظفري دبير مجمع علما و طلاب جاغوري با حضور در اين جلسه با استفاده از تجمع نامزد وکيلان پارلمان در يک مجلس ، اجازه  صحبت و ارائه ي طرحي در مورد انتخابات خواست که با موافقت حضار همراه شد .

ادامه نوشته

بیانیه مجمع علما وطلاب جاغوری به مناسبت دومین دوره ی انتخابات پارلمانی

                        بیـانیـه‌ی مـجـمـع عـلـمـا و طـلاب جاغوری

به مناسبت دومین دوره‌ی انتخابات پارلمانی  

ادامه نوشته

پیام حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی  در مورد شبکه اهل بیت(ع)

پيام حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي(دام ظله العالي)

 در مورد شبكه تلویزیونی اهل بيت (ع)

مقدمه :

با عرض سلام و احترام خدمت بینندگان و مراجعه کنندگان محترم به استحضار می رساند که  شبکه تلویزیونی اهل بیت (علیهم السلام) از سوی  آقای  الله یاری  در اواخر سال ۱۳۸۸راه اندازی شد و در آغاز سال ۱۳۸۹ جهانی شد.  برخی از علما و طلاب از جمله جناب آقای برهانی با آن همکاری کردند و حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی نیز در ابتدا بیانیه ای در تایید آن صادر کردند ولی متاسفانه آقای اللهیاری در برنامه های لایف خود نظرات خاص خود را مطرح کرد و به سخنان خیرخواهان و همکاران نیز توجه ننمود و با افراط و تندروی خود  شبکه را به انحراف برد و آنگونه که  انتظار می رفت در راستای نشر معارف اهل بیت علیهم السلام فعالیت نکرد از این رو آیت الله العظمی محقق کابلی پیام اولی خود را پس گرفت و همکاران علمی شبکه نیز از اصلاح آقای اللهیاری ناامید گردیده و عملاْ به حاشیه رانده شده و از همکاری با این شبکه انصراف دادند . امروز شبکه اللهیاری راه خود را رفته و دیگر به همکاران گذشته هیچ گونه تعلقی ندارد. در این جا متن دو پیام آیت الله محقق کابلی را  می آوریم.

ادامه نوشته

فرارسیدن سال نو بر همگان مبارک باد!

بسمه تعالی

یا مقلٌب القلوب و الابصار           یا مدبّر اللیل و النّهار

ای گردانندهی دل ها و دیده ها      ای تدبیرکنندهی شب و روز

یا محوّل الحول و الاحوال       حوّل حالنا الی احسن الحال

ای تغییر دهندهی سال و حالات    حال ما را به بهترین حال متحوّل فرما

                         

 

ادامه نوشته

سالروز شهادت شهیدمزاری وشهید ابوذر غزنوی و دیگر یاران پاکباخته اش گرامی باد

بسمه تعالی

بیست و دوم حوت پانزدهمین سالروز شهادت استاد شهید مزاری بزرگ و یاران شهیدش بخصوص شهید ابوذر غزنوی و اخلاصی و ترکمنی و سیدعلوی و دیگر شهدای مظلوم را گرامی داشته و بر روح بلند شان درود می فرستیم یاد شان جاوید و گرامی و راه شان همواره پر رهرو باد.  

 

 

آغاز سال تحصیلی جدید بر همه دانش آموزان عزیزکشور ما مبارکباد.

بسمه تعالی

روز شنبه پانزدهم حوت، سال جدید تحصیلی 1389 کشور عزیز ما افغانستان، با نواختن زنگ مکاتب، توسط آقای کرزی رئیس جمهور در لیسه عالی امانی کابل رسماً آغاز شد.

http://files.afghanpaper.com/pics/201003/201003071122472215.jpg


 

ادامه نوشته

سلام

 

بسمه تعالی

سلام دوستان و برادران عزیز!

ضمن آرزوی سلامتی و موفقیت برای تک تک شما یک عذرخواهی نیز ازشما بدهکار هستم که در مدت زیاد نتوانسته ام باشما ارتباط داشته و از شما خبر واحوال بگیرم البته روزهایی زیادی در سنگماشه به خاطر تقلیل کاندیدهای شورای ولایتی در ولسوالی جاغوری می آمدم اما به دلایلی از جمله نبود وقت کافی و صرف شدن وقت در جلسات نمی توانستم از کلب انترنیت سر بزنم امروز که فرصت پیداکردم تمام مطالب دوستان را از وبلاگ پیام واندیشه نور خواندم و گفتم خوب است من هم یک سلام و کلامی خدمت دوستان داشته باشم در این روزها فصل درو گندم است و مردم برای اتمام کارها تا قبل ازماه رمضان به شدت مشغول کار هستند و توت و باغ هم تا هنوز در مناطق ما یافت می شود و جای شما خالی ! بحث انتخابات ریاست جمهوری وشوراهای ولایتی هم گرم است و در منطقه ما هم دو نفر آقای صفرعلی ثاقب و نوروزعلی کریمی به رقابت می پردازند و هنوز موفق به انصراف هیچکدام شان نشده ایم و مردم هم با وعده های جداگانه به هرکدام آنها را به شاخ کوه بلند نموده و هردو خود را از قبل برنده اعلان می کنند و کسی به آسانی نمی تواند آنها را به انصراف وادار نماید.

 در جاغوری پس از جلسات طولانی مجمع علما وطلاب جاغوری که از ایران آمده اند موفق شدند از بین ۱۶ کاندید شورای ولایتی ۵ نفر را به عنوان کاندیدهای منتخب برای مردم جاغوری معرفی نمایند و آقای صفرعلی ثاقب به عنوان نفرششم برای پشی و شیرداغ معرفی شده است اما در اینکه بقیه کاندیدها این فیصله را قبول نمایند یا ننمایند حرفی است که در آینده معلوم خواهد شد. تفصیل بیشتر این خبر شاید در سایت مجمع منتشر شده باشد. من وقت زیادی ندارم فقط خواستم ابراز وجودی کرده باشم و شماعزیزان را نیز از طرف اقوام عزیز خاطر جمعی می دهم و شما را به خداوند بزرگ می سپارم .

والسلام.

 مظفری

۲۴/۵/۱۳۸۸

به کار خیر دیگران به دیده احترام بنگریم

بسمه تعالی

«کارهای خیر دیگران را زیاد جلوه دهیم»
 
از امام رضا علیه السلام نقل شده است که می فرمایند:
 کمال عقل و خرد یک فرد مسلمان وقتی تحقق پیدا می کند که 10 ویژگی را داشته باشد و یکی از آنها چنین است:
 
«شخص مسلمان کمترین کارهای خیر دیگران را زیاد جلوه می دهد. »
 
برای درک بهتر حدیث این حکایت را خدمت دوستان عزیز تقدیم می کنم :    
سقایی در کشور هند، دو سطل بزرگ داشت که هر کدام از آنها را از یک سر یک میله ای آویزان می کرد و روی شانه هایش می گذاشت به اصطلاح خود ما بنگی درست کرده بود و با آن آب می کشید.
 یکی از سطل ها سوراخ بود، بنابراین در حالی که سطل سالم، همیشه حداکثر مقدار آب ممکن را از رودخانه به خانه ارباب می رساند، سطل سوراخ تنها نصف این مقدار آب را به خانه ارباب می رساند.
 دو سال این کار هر روز ادامه داشت و سقا فقط یک سطل و نیم آب را به خانه ارباب می رساند. سطل سالم به موفقیت خودش افتخار می کرد و دماغ می گرفت که در ادای وظیفه و هدفی که به منظور آن ساخته شده است موفق است . اما سطل شکسته بیچاره از نقص و سوراخ خود شرمنده بود و از اینکه فقط نیمی از کار خود را انجام می داد ناراحت بود.
 بعد از دو سال روزی در کنار رودخانه سطل سوراخ به سقا گفت: من از خودم شرمنده ام و می خواهم از تو معذرت خواهی کنم.
سقا پرسید: برای چه؟ از چه چیزی شرمنده هستی؟ 
سطل سوراخ جواب داد : در این دو سال گذشته من تنها توانسته ام نیمی از کاری را که بر عهده ام گذاشته شده است انجام دهم چون شکافی که در من وجود داشت، باعث ریختن آب در راه بازگشت به خانه ارباب می شد. به خاطر سوراخ های من تو مجبور شدی این همه تلاش کنی، ولی باز هم به نتیجه مطلوب نرسی.
سقا دلش برای سطل شکسته سوخت و برای همدردی با آن اظهار داشت :
از تو می خواهم به جای این معذرت خواهی و دل شکستگی این بار در مسیر بازگشت به خانه ارباب به گل های زیبای کنار راه توجه کنی.
در حین بالا رفتن از تپه سطل شکسته، خورشید را نگاه می کرد که چگونه گل های کنار جاده را با نور خود زندگی و طراوت می بخشد و این موضوع او را کمی شاد ساخت ولی باز به نکته مورد نظر سقا پی نبرد و در پایان راه باز هم احساس ناراحتی خود را اظهار کرد. چون دید که باز نیمی از آب در مسیر راه ریخته است. برای همین دوباره از صاحبش عذر خواهی کرد.
 سقا دید که با کنایه مشکل حل نمی شود پوست کنده گفت: من از دو سال پیش از سوراخ های  تو با خبر بودم و در عین حال از آنها کمال استفاده را برده ام زیرا  وقتی دیدم در مسیر بازگشت از تو آب می ریزد . من در کنار راه گل های زیبایی را کاشتم تا هر روز وقتی از رودخانه بر می گشتیم تو به آنها آب داده باشی.
برای مدت دو سال من با این گل ها خانه اربابم را تزئین کرده ام. بی وجود این گل ها خانه ارباب نمی تواست این قدر زیبا باشد وبی وجود سوراخ های تو این گل ها نمی توانست این قدر شاداب و با طراوت باقی بمانند.
 
 
                                       
 
 
 
           بلی دوستان!
 
 چه زیباست با تأسی از امام هشتم علیه السلام به عملکرد خوب دیگران بالاخص دوستان تازه کار خود توجه نموده و برای زحمات آنها بیش از آنچه که هست، ارزش قائل شویم که این ارزش گذاری به یقین موجب ایجاد انگیزه و تشویق آنها برای انجام بیشتر کارهای خیر می گردد.

ثانیاً چه خوب است که مثل سقا برای استفاده از ریزش آب به ظاهر هدر رفته  تهدید ها را به فرصت تبدیل کرده و از آنها به بهترین وجه ممکن استفاده کنیم.

ثالثاً چه قدر خوب است که افراد را با توجه به ویژگی ها و توانمندی هایی که دارند مقایسه کرده و آنها را به کارهای مناسب شان بگماریم.

موفق باشید.

معرفی وبلاگ اندیشه نور

بسمه تعالی

با سلام خدمت همه عزیزان و خوانندگان محترم و عرض تبریک به مناسبت سیزدهم ماه رجب سالروز ولادت باسعادت مولای متقیان امیرمومنان حضرت امام علی (علیه السلام) خدمت همه عاشقان و شیعیان و پیروان آن حضرت!

با عرض معذرت از اشتغالات وامتحانات و نقل مکان و... که موجب شدند  بنده در  چند روز اخیر کمتر خدمت دوستان برسم و از شما در این مدت پذیرائی لازم نتوانم و بحمد الله وبلاگ های دیگر منطقه ای در این روز ها فعال بوده اند و هر کدام با حرف ها و طرح ها و سخنان جدید کم کاری  ما را به خوبی جبران کرده اند و اینک که در خدمت شما حاضر شده ام با خوشحالی تمام می خواهم از تحقق یکی از منویات خود یعنی دست به قلم شدن و نوشتن و طرح دادن و ابراز وجود کردن و... دوستان خبر دهم و این بار به طور خاص می خواهم از راه اندازی وبلاگ جدید و تازه نفس دیگری به نام «اندیشه نور» توسط برادر عزیز خود کربلائی علی رضا مظفری خدمت شما گزارش دهم که ایشان چندی قبل مژده آن را در یکی از کامنت هائی این وبلاگ داده بود و بنده نیز در همانجا از این اقدام ایشان مثل اقدام  هر کسی دیگر به گرمی استقبال نموده بودم و اینک بحمدالله این کار عملی شده است و چند روزی است که کار نشراتی آن آغاز شده است و طبق مَثَل معروف سال نو از بهارش پیدا است ، از همین ابتدا معلوم می شود که ایشان حرف هائی زیادی برای گفتن دارد و امید می رود که به سهم خود منشأ کارهای بزرگی گردد و بسیاری از خلاء های موجود را پر نماید .

 ممکن است تمام حرف ها و طرح های ایشان ابتکاری و جدید نباشد اما مطمئناً در میان حرف ها و طرح های شان حرف ها و طرح های جدیدی نیز وجود داشته و خواهد داشت و اگر هیچ حرف تازه و جدیدی هم نداشته باشد باز نفس داشتن جرئت  ابراز وجود و اظهار نظر و بیان نیت های درونی خود و به رشته تحریر در آوردن حرف های خود آن هم  با تمام اعتقاد و باور خود جای تقدیر و تشکر فراوان دارد که در این باره هر چه بگویم کم گفته ام  زیرا متأسفانه ما و مردم ما و بخصوص نسل جوان ما در اثر تحقیر تاریخی که با آن رو به رو بوده ایم از اعتماد به نفس بسیار کمی برخوردار هستیم و به همین دلیل امروز مهم ترین رسالت دانشمندان و بزرگان و دلسوزان ما بخشیدن چنین اعتماد به نفس و تقویت این روحیه خفته در وجود همه ما و بخصوص جوانان و نوجوانان مردم ما است که از هر طریقی باید در زمینه های گوناگون روحیه خود کم بینی و نتوانستن و خود را از دیگران کم دیدن را بزدائیم و همدیگر را به ورود در عرصه های گوناگون از جمله ورود به عرصه های علمی ، نشراتی ، فرهنگی و... تشویق کنیم و اینجانب دست به قلم شدن و نوشتن و ابراز نظر کردن و نشر آن را در وبلاگ های موجود یا وبلاگ های جدید توسط هر کسی، به گرمی استقبال نموده و آن را مایه خیر و برکات فراوان می دانم ، مخصوصاً که این دفعه  این کار توسط برادر عزیز خودم صورت گرفته است بدون این که سفارش خاصی نسبت به ایشان انجام داده باشم و بدون این که راهنمائی ها و مشورت های قبلی نسبت به مطالب مورد نظر شان داشته باشم اما وقتی خود ایشان با همت و تلاش خودش با امکانات محدود خود توانسته است این تصمیم را بگیرد و مقداری از مطالب خود را به رشته تحریر در آورد و در آن طرح هایی خود را مطرح کند ، بنده از دیدن آن شعف زده گردیدم و نتوانستم خوشحالی خود را از این کار پنهان نمایم  زیرا :

اولاً  همانطور که اشاره کردم، نفس داشتن چنین جرئتی و اظهار آن توسط  هر کسی از عزیزان ما قابل تقدیر و ستایش فراوان است .

و ثانیاً فعالیت این گونه وبلاگ ها به ایجاد فضای چند صدائی کمک شایان می نماید زیرا  بسیاری از حرف ها و طرح ها ممکن است توسط کسانی مثل اینجانب و دیگران با دیدگاه و نقطه نظر خاص مطرح شود ولی از نقطه نظرات و دیدگاه های دیگران نمایندگی نتواند و این یک امر بسیار طبیعی است که امثال بنده مثل یک کارگر با تمام وجود با درد و رنج و محیط و روحیات کارگری آشنا نیستم و در اثر این عدم آشنائی دقیق ممکن است بسیاری از ظرافت ها و ریزه کاری ها ودقت ها و دغدغه های آنها را مورد توجه قرار داده نتوانم اما وقتی کسی از درون خود کارگران و آشنا با محیط کارگری و  روحیات آنها و از قشر متوسط آنها قدم به میدان می گذارد و درد های این قشر را متناسب با روحیات و فهم و توانائیهای خود شان مطرح می کند بسیاری از لایه های پنهان و مخفی برای دیگران بازگو می شود و درد های قشر عظیمی از عزیزان ما توسط یکی از اعضاء خود شان که زحمات فراوانی را تا هنوز با تمام وجود کشیده و ازعمق جان چشیده است مطرح می شود .

ثالثاً راه اندازی موفقیت آمیز این کار روحیه دیگر عزیزان ما را تقویت می نماید و آنها را نیز به اقدام به چنین کاری تشویق می نماید زیرا همه کسانی که با شخصیت مدیر وبلاگ «اندیشه نور» آشنائی دقیق داشته باشد به خوبی می دانند که ایشان هیچ برجستگی خاصی بیش از دیگران ندارند و تمام توانائی های ایشان را هر کسی از عزیزان ما که اندکی سواد خواندن و نوشتن دارند دارا  هستند و بسیاری از عزیزان ما توانائیهای بیشتر از ایشان را نیز دارند و فقط اندک جرئت و وقت گذاشتن و سلیقه لازم دارند تا کارهای بهتر از ایشان را  ارائه دهند.

 من امید وارم که چنین روحیه ای هرچه زود تر پدید آمده و شاهد آثار و نتایج آن در زمینه های مختلف باشیم و عزیزان ما به جای عرصه های احیاناً ناسالم دیگر این گونه عرصه ها را میدان مسابقه و صحنه بروز شخصیت های شان قرار دهند مطالب دیگری نیز قابل طرح است که از ذکر آن در این جا پرهیز نموده و آن را به فرصت دیگر و معرفی وبلاگ های جدید دیگر واگزار می کنم و راجع به مطالب و محتوای وبلاگ اندیشه نور چیزی نمی نویسم تا عزیزان خود با مطالعه و مشاهده  آن، آن را مورد ارزیابی و نقد و بررسی قرار دهند و تنها ذکر این نکته را در این جا لازم می دانم که بنده وقتی راجع به قسمتی از نوشته های «اندیشه نور» مورد مشورت قرار گرفتم به دلیل تازه کار بودن مدیر وبلاگ تنها به ویرایش ظاهری و نوشتاری آن پرداخته ام  ولی به محتوای آن هیچ گونه تغییر و اعمال نظری نداشته ام تا رعایت امانت به خوبی صورت گرفته  باشد و به همین خاطر خود مدیر وبلاگ پاسخگوی مطالب مطرح شده در آن خواهد بود و بنده مسئولیتی در این قسمت نخواهم داشت این وبلاگ در ضمن پیوند ها ، پیوند داده شده است و آدرس مستقيم آن عبارت است از :

www.andishanoor.blogfa.com

 والسلام

مظفری

اظهار تأسف به مناسبت غرق شدن کشتی جمعی از مهاجرین

بسمه تعالی

باکمال تأسف اطلاع یافتیم که برگ دیگری از حوادث غمبار عاام مهاجرت و غربت برای مردم مظلوم و محروم ما  ورق خورده است و بار دیگر سانحه ی دلخراش  دیگری  رخ داده و کشتی تعدادی از مهاجرین عازم استرالیا در آب های کشور اندونزی غرق گردیده است و تعداد 21 نفر ازآنها  جان شیرین شان را از دست داده اند و خود به دیار باقی شتافته اند و در نتیجه تعداد انبوهی از مردم هزاره کویته و دیگر بستگان پراکنده شان در سراسر جهان مخصوصاً در کشور عزیز ما به عزا نشسته  اند.

ضمن ابراز تأسف و تأثر عمیق خویش از این حادثه غمبار و عرض تسلیت به همه بازماندگان این عزیزان  و آرزوی شادی روح و غفران الهی برای همه آنها، امیدوارم  این حوادث برای همه کسانی که ادعای خدمت به کشور و مردم خویش را دارند و برای رسیدن به ریاست بر سر آنها از هر اقدامی دریغ نمی ورزند ، زنگ هشداری باشد تا هرچه سریع تر زمینه ای فراهم  آورند تا مردم و نسل های جوان ما برای پیدا کردن یک لقمه نان بخور و نمیر اینگونه تمام هستی و جان شیرین شان را به کف ننهاده و آواره دریاها و اقیانوسها و قاره های دیگر  نشوند و اینگونه مردم ما را به عزا و مصیبت از دست دادن عزیزان شان ننشانند.

وهم چنین برای مهاجرین عزیز که چنین خطراتی را پشت سر گذاشته و بحمدالله سالم به مقصد رسیده اند و اینک یا گرفتن قبولی به گفته خود شان ، و بهره مند شدن از زندگی نسبتاً راحت با حقوق شهروندی و حقوق مادی و معنوی ، نفس راحتی می کشند، برای آنها نیز تذکری باشد تا قدر فرصت های پیش آمده  را بخوبی بدانند و با کمال عقلانیت ، برای آینده خود و بستگان خود از امکانات موجود کمال استفاده را ببرند و با راحت شدن خود خیال نکنند که همگان از همان راحتی  آنها بهره مند گردیده و همه مشکلات در همه جا از جمله در کشور ما و گرفتاری های عزیزان بازمانده شان در وطن نیز حل گردیده است.

امیدوارم عزیزان ما در هر کجا هستند با تذکر و یادآوری سختی ها و خطرات گذشته ، از آن به مثابه چراغی برای بهتر قدم برداشتن در آینده،  استفاده نمایند و مهربانی و مهرورزی به همدیگر را در هیچ شرایطی از یاد نبرند و با صرفه جویی بیشتر زمینه ای را فراهم آورند که کمتر عزیزان ما در صدد چنین ریسک هایی برآیند.

والسلام

مدیریت وبلاگ آیینه

 

 

به بهانه انتشار لیست کاندیدهای شورای ولایتی ولایت غزنی

بسمه تعالی

به بهانه انتشار لیست کاندیدهای شورای ولایتی ولایت غزنی

با نگاه اجمالی به لیست کاندیدهای شورای ولایتی ولایت غزنی که توسط کمیسیون مستقل انتخابات شوراهای ولایتی سال 1388 منتشر شده است ، مشاهده می کنیم که حدوداً صد  نفر از ولایت غزنی برای عضویت در شورای این ولایت کاندید شده اند و به نظر می رسد هفتاد فیصد آن را هزاره ها تشکیل دهند و براساس لیستی که در مرکز انترنت جاغوری منتشر شده است تعداد 20 نفر آنها تنها از ولسوالی جاغوری می باشند که اگر براساس تعداد جمعیت ولایت غزنی در نظر بگیریم این تعداد زیاد نمی باشند اما از آنجائیکه نمایندگان شوراهای ولایتی از میان حایز اکثریت تمام کاندیدهای ولایت غزنی انتخاب می شوند و برای ولسوالی ها سهمیه خاصی در نظر گرفته نشده است ، ممکن است تعداد بیست نفر از ولسوالی جاغوری زیاد باشد و در نتیجه براساس پخش شدن آراء مردم در بین نمایندگان هر قول و قریه ، خدای نخواسته جاغوری از ارسال نمایندگان شایسته در مرکز ولایت محروم شود.

یک نگاه اجمالی به لیست کاندیدهای ولسوالی جاغوری نشان می دهد که بحمدالله از اکثر قریب به اتفاق قریه های جاغوری کاندیدی برای عضویت در شورای ولایتی معرفی شده است و در این میان کس از کس ماندنی نشده است تا گوش و بینی اش بریدنی شود !! و تازه  از تعدادی از قریه ها که آدم بیشتر داشته اند ، بخصوص سنگماشه و اطراف آن چندین نفر کاندید شده اند که با وجود این تراکم کاندیدها راهیابی همه آنها بسیار مشکل بلکه محال به نظر می رسد.

در این میان اسم آقای صفرعلی ثاقب معروف به معلم مهتر از چهل باغتوی پشی نیز به چشم می خورد که ایشان با شماره 123139 و با علامت انتخابی یک شاخه گل به صورت مستقل کاندید شده اند تا انشاء الله با به دست آوردن آراء مردم نمایندگی مردم خود و دیگر اقوام جاغوری و ولایت غزنی را در آن شوری داشته باشند، ایشان یکی از معلمین فعال لیسه چهل باغتوی پشی در طی سالهای متمادی و از فرهنگیان و افراد سخنگو و سخنران این منطقه می باشد که سال گذشته مدیریت لیسه ذکور این منطقه را نیز بر عهده داشتند، ما برای ایشان و دیگر کاندیدهای محترم آرزوی موفقیت داریم.

 اما براساس نظر غیر کارشناسانه و از راه دور نمی توانیم به طور عموم این نگرانی و دغدغه خویش را پنهان نمائیم که همانگونه که اشاره شد براساس قانون انتخابات در شوراهای ولایتی تعداد نمایندگان شورای هر ولایت از میان کسانی انتخاب می شوند که بیشترین آراء را از آن ولایت به دست آورده باشند و در این میان برای هر ولسوالی سهم خاصی در نظر گرفته نشده است و در این جهت نقدهای بر قانون گذاران وارد است که مورد نظر فعلی ما نیست و با توجه به قانون موجود احتمال اینکه هیچ یکی از کاندیدهای محترم ولسوالی های جاغوری و مالستان و ناهور و قرباغ و ... اکثریت آراء را به دست نیاورند و آراء مردم هزاره به طور مساوی یا اندک تفاوت در بین همه کاندیدها پخش شود، وجود دارد، زیرا بسیار بعید به نظر می رسد که هر قوم و منطقه دست از کاندید معرفی شده منطقه خود بردارد و در اثر ملاحظاتی نظیر شایسته سالاری و ... به کاندید قوم و منطقه دیگر رأی دهند، وقتی هر قوم به طور طبیعی به کاندید منطقه خود رأی دهد بدیهی است که در اثر وجود کاندید از هر منطقه ، آراء به طور یکسان یاکمی تفاوت بین همه آنها تقسیم شده و در نتیجه اکثریت آراء را کسانی به دست خواهند آورد که از دیگر مناطق ولایت غزنی کاندید کمتری معرفی کرده اند، روی این حساب گرچند مراحل ثبت نام گذشته است و اسامی کاندیدهای محترم اعلان شده است ولی وقت انصراف و کاهش کاندیدهای محترم نگذشته است ، عقلاء قوم و ازهمه مهمتر خود کاندیدهای محترم باید تدبیری بیندیشند که خدای نخواسته به جای داشتن دو سه نفر نماینده از هر قریه ، تمام ولسوالی جاغوری و هم چنین ولسوالی های همجوار از داشتن حداقل نماینده در شورای ولایتی محروم نشوند.

درست است که مردم جاغوری و همسایگان آن نیروی انسانی شایسته و تحصیل کرده و با صلاحیت ، فراوان دارند  و از این جهت مایه مباهات در سراسر کشور است و بسیاری از کاندیدها و بسیاری از مردم دیگر شایستگی نمایندگی در شوراهای ولایتی و حتی پارلمان و مشرانو جرگه و حتی صلاحیت ریاست جمهوری را دارند دراین مسئله جای هیچ گونه شک و تردیدی نیست، اما از چنین مردم فهیم و دانا توقع این  است که در کنار داشتن چنین صلاحیت ها ، از صلاحیت تدبیر ، مدیریت صحیح ، آینده نگری ، از خودگذشتگی ، تقدیم  مصلحت عمومی بر مصلحت شخصی و قول و قبیله ای و ... نیز بهره مند باشند. مردمی رشید و فهیم است که در ابعاد گوناگون رشد همه جانبه داشته باشند ، تک بعدی نیندیشند ، یک جانبه حرکت نکنند ، تنها به خود نگاه نکنند و بر داشته های خود مغرور نباشند ، بلکه به دیگران هم نگاه کنند به اطراف خود و آینده دور تر خود نیز بنگرند، ما در انتخابات سال های گذشته مخصوصاً پارلمان خوب امتحان نداده ایم ، علت اساسی آن داشتن افراد شایسته بیش از حد! برای این کار و کنار نرفتن کسی به نفع دیگری و از همه مهمتر ملاحظه کاری سران اقوام و قبایل بود که به هر کاندید وعده جداگانه می دادند که ما فقط به شما رأی می دهیم تنها شما از نظر ما کاندید اصلح  هستید و هر کاندید با محاسبه این آراء وعده داده شده خود را برنده اصلی تصور می کرد و کسی که به برنده بودن خود یقین صددر صد داشته باشد به هیچ وجه حاضر به انصراف و کناره گیری نخواهد شد. مبادا چنین سرنوشت شومی بار دیگر دامنگیر مردم ما شود، اگر مردم جاغوری نتوانستند جلوی ثبت نام بیش از حد کاندیدها را بگیرند امروز به خوبی می توانند به هر کاندیدی که رأی نمی دهند جواب قطعی و صریح و شفاف بدهند که ما به شما رأی نمی دهیم بی خود شکم خود را سوهان نکن تا هر کاندیدی با شنیدن این جواب صریح به خوبی احساس کند که در این انتخابات بازنده است و رأی ندارد ، و لذا هر چه زود تر به حساب خود رسیدگی نماید و به نفع دیگران کناره گیری کند تا جلوی پخش شدن بیش از پیش آراء و در نتیجه ضایع شدن آنهاگرفته شود .

انتخابات شوراهای ولایتی آزمون بسیار خوبی است تا عبرت گیری مردم ما را از شکست سالهای گذشته نشان دهد و مشخص سازد که چه قدر از خودخواهی سالهای گذشته درس گرفته ایم و امتحان دیگری است که مردم ما باید درایت شان را برای این انتخابات و انتخابات پارلمان در سال آینده نشان دهد و به همین جهت توقع داریم که بزرگان ما از همین حالا تمرین نمایند تا مصالح شخصی و قوم  و قبیله و حزب و منطقه و... خود را فدای مصالح عالیه تمام مردم خویش نمایند و تدبیری بیندیشند که هیچ رائی از مردم ما ضایع نشود و همانگونه که اکثریت جمعیت ولایت غزنی را هزاره ها تشکیل می دهند، اعضاء شورای ولایتی این ولایت را نیز هزاره ها تشکیل دهند و در نتیجه این نمایندگان منشأ خدمات و برکات خوبی در طی چهار سال آینده برای مردم خود باشند.

در این میان لازم است نکته خاصی را برای بزرگان قوم محترم پشی نیز تذکراً عرض نمایم که ضرورت دارد  آنها نیز تدبیری ویژه و خاصی برای خود داشته باشند زیرا در انتخابات قبلی شورای ولایتی که برای این کار تنها یک کاندید داشتند به خوبی توانستند جناب استاد کریمی را به پیروزی برسانند اما در این انتخابات علاوه بر جناب صفرعلی ثاقب جناب نوروزعلی کریمی(استادکریمی) نیز کاندید هستند و امکان دارد که افراد دیگری نیز از منطقه کاندید شده باشند که بنده اطلاع نداشته و آنها را نمی شناسم ، روی این جهت رایزنی و هماهنگی بیشتری لازم است تا با استفاده از تجربه موفق گذشته انشاء الله آراء مردم ضایع نشود.

با آرزوی توفیق همگان در راه بهبودی وترقی و خدمت به مردم ، همگان را به خداوند بزرگ و مهربان می سپارم.

والسلام

مظفری

 30/2/88

رحلت جانسوز حضرت آیت الله بهجت تسلیت باد!

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون 

 

رحلت جانگداز حضرت آیت الله العظمی بهجت یکی از مراجع عظام تقلید و استاد حوزه علمیه را به همه شیعیان و مقلدین و ارادتمندان آن مرحوم تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال طلب علو مقام و غفران الهی را مسئلت می نمایم .

با وجود حجاب معاصرت و کتوم بودن حضرت آیت الله العظمی بهجت ابعاد و مقامات معنوی شخصیتش هم چنان زبانزد عام و خاص بود و این جهات بعد از ارتحال ایشان برجستگی خاصی پیدا نموده و اسرار نگفته ای فراوانی از آن حضرت برملا خواهد شد.

 ایشان در سیروسلوک و طی مدارج عرفانی دارای مقامات رفیعی بود که نظیر آن را در زمان حاضر کمتر می توان پیدا نمود وی از شاگردان عارف کامل حضرت آیت الله سید علی آقای قاضی (ره) و مورد توجه خاص آن استاد بزرگ محسوب بود و از ابتدای جوانی، مراحلی را در عرفان سپری کرده بود که به گفته ای بعضی از نزدیکان مرحوم قاضی  ایشان مقامات و مراحلی را طی کرده اند که از آنها اطلاع داشته اند، ولی به خاطر عهدی که با ایشان داشته اند حاضر نشده اند که به احدی بگویند.

 ایشان در زمان استاد خود مرحوم قاضی در نجف اشرف، دارای حالات و مکاشفات غیبیه الهی بوده و در سکوت و مراقبه، حد اعلایی از مراتب را حایز بوده اند.
بسی جای تاسف است که بزرگان تا زنده اند حاضر نیستند کسی از حالات و مقامات آن ها اطلاع یابند تا موجب استفاده بیشتر گردند چون :

هرکه را اسرار حق آموختند 

مهر کردند و دهانش دوختند

اما وقتی این اسرار حق برملا می شود که آنها از دار دنیا رحلت کرده اند و دیگر مردم به آنها دسترسی ندارند. 

فقدان چهره ملکوتی و معنوی این  عالم ربانی و تربیت شده ای مکتب اسلام ضایعه جبران ناپذیری است که خلاء وجودی آن به این زودی ها  پر نخواهد شد.

روحش شاد

حلول سال 1388 بر همگان مبارک !

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلّب القلوب والابصار

یا مدبّر اللیل و النهار

یا محوّل الحول و الاحوال

حوّل حالنا الی احسن الحال

سلام دوستان و بینندگان و همراهان همیشگی !

 حلول سال نو ، سال 1388 هجری شمسی بر همه شما مبارک!

امیدوارم سال نو سالی پر از سعادت و خوشبختی ، سالی مملو از صفا و صمیمیت ، سالی پر از خیر و برکت ، سرشار از سلامتی و شادابی برای شما و مردم عزیز و سالی توأم  با استقرار امنیت و نشاط  در همه ابعاد و همراه با ایجاد وحدت و آبادانی در کشور عزیز ما باشد. در این لحظات خوشی و خوشحالی دست به سوی  دعا بلند نموده و ازخداوند متعال بهترین حال در همه زمینه ها را می خواهیم که :

ای گرداننده ی دل ها و دیده ها !

ای تدبیر کننده ی شب و روز!

ای تغییر دهنده ی سال و حالات!

وضع ما را به بهترین حال تغییر بده !

آمین

سالروز رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام مجتبی وامام رضا(ع) تسلیت باد

فرا رسیدن ایام رحلت جانگداز آخرین سفیرالهی حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت سبط اکبرش امام حسن مجتبی (ع) و هم چنین شهادت امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) را به محضر  امت اسلامی و همه رهروان راه آن بزرگواران صمیمانه تسلیت عرض نموده از خداوند متعال شناخت راه آن بزرگواران و رهروی آن راه را  خواستارم.

غزه در آتش و خون

 

بسم رب المنتقم القهار

 در اولين روز از ماه محرم الحرام خواستم  مطلبي پيرامون حادثه ي  خونين عاشورا و قيام عزت بخش امام حسين (ع) و پستي و دنائت يزيد و يزيديان بنويسم  ؛ اما اندوهي كه از حمله وحشیانه ي رژیم اشغالگر قدس به منطقه غزه و كشته شدن صدها فلسطینی بی پناه پس از تحمّل ماه ها محاصره  و محروم بودن از ابتدايي ترين امكانات غذايي و بهداشتي، براي هر انسان با احساس و آزاده پيدا مي شود ، مرا وا داشت كه نخست به جنايت هايي هولناك يزيديان امروز بپردازم ،

يزيدياني كه به بهانه اي تأمين امنيت شهروندان خود، فاجعه ي انسانی و قتل عام سراسري راه مي اندازند و با آخرین و جدیدترین موشک ها بمب های ساخت آمریکا نوار غزه را از هوا و دریا  به آتش و خاك و خون مي کشند.

و با كمال وقاحت و پر رويي و ناديده گرفتن افكار عمومي و گزارش مستقيم و مستند دوربين هاي خبرگزاري ها كه پرپرشدن كودكان ، زنان و شهروندان عادي فلسطين را بر روي شبكه هاي شان پخش مي كنند، ادعا مي كنند كه ما به غير نظاميان حمله نمي كنيم !! و از همه دردناك تر  اينكه ادعا مي كنند كه در حمله به غزه موافقين ما در ميان سران عرب بيش از موافقين ما در حمله به لبنان در دو سال قبل است !!

اي كاش اين  سران عرب موافق قتل عام مردم مظلوم فلسطين و لبنان مرده بودند ؛ تا اين چنين به دشمن صهيونيستي چراغ سبز نشان نمي دادند ، تا اين چنين زندگی نفرت انگیزشان را  در گِرو  مزدوری رژيم خونخوار و ددمنش و وحشي  قرار نمي دادند، اي كاش مرده بودند ؛ تا اين چنين خود را شريك جنايت هولناك کشتار زنان، کودکان و مردم مظلوم و بی پناه غزه، آن هم پس از 18 ماه اسارت در محاصره غذایی و دارویی نمي ساختند،تا اين چنين هم پیاله  ي اشغالگران نشده و نان حاکمیت دو روزه دنیا را در کاسه ي خون و اشک و آه فرزندان و مادران مظلوم سرزمین غزه و فلسطین ، زهر مار نمي كردند ؛ اي كاش مرده بودند ؛ تا اين چنين گاه و بيگاه با سران رژیم اشغالگر و شیطان بزرگ، آمریکا دور یک  میز باده نمی نوشيدند و نرد سرسپردگی به آنان نمی باختند؛ تا اين چنين مجوّز حمله گسترده به مردمی که برای آرمان های خود 60 سال مبارزه کرده  و شلاق ستم بر گرده خویش تحمل کرده اند صادر نمي كردند. اي كاش مرده بودند و صدها جنايت ننگين و شرم آور ديگري را نمي آفريدند. اي كاش مرده بودند تا ....

اينك كه نمرده اند آيا زنده اند ؟ آيا حق نفس كشيدن بدون اجازه اربابان شان را دارند؟ آيا با خلق اين جنايات و شريك جرم شدن چنين جنايتكاران، قبر خود را به دست خود نكنده اند ؟ آيا آن روز دور خواهد بود كه آه مادران مظلوم و دل شکسته و ناله هاي كودكان بي پناه و مردمانی که هیچ فریادرس و پناهگاهی جز خدا ندارند دامان شوم آنان را بگيرد و آنها را  در دوزخ انتقام مردم خويش گرفتار نمايند؟

ما معتقديم كه آن روز دور نخواهد بود؛  زيرا اين مردم مظلوم  مصداق مسلّم افراد «مضطر»ند، و دعای مظطرّ حتماً به اجابت معبود مي رسد معبودي که انتقامش بسیار سخت و شديد است.

آري ، در دنياي امروز كه فرياد مظلوم به جايي نمي رسد ، براي مردم فلسطین و  تمام مظلومين عالم راهی جز «مقاومت» باقي نمانده است ؛ زيرا رژيم غاصب و ارباب امريكائيش به خوبي نشان داده است كه به هيچ چيزي جز نابودي فلسطينيان و محو فلسطين از نقشه ي جغرافيايي راضي نمي شود و اگر فلسطينيان و جهان عرب و امت اسلامي تمام شروط و پيشنهادهاي اشغالگران و مستكبران را نيز بپذيرند ، صهيونيستها تا نابودي كامل فلسطينيان و نيل به مقاصد شوم شان بهانه هایي واهي ديگر و فراواني را خواهند تراشيد ، تا آنگونه كه تا كنون عمل كرده اند دو باره به نسل كشي  مردم مظلوم از طريق آواره سازي ، محاصره ، بمباران و موشك باران و حمله زميني و هوايي و تخريب منازل و مزارع بر سر اهالي شان و... بپردازند ، بدون اينكه از مجامع جهاني و افكار عمومي كوچكترين هراس و ابايي داشته باشند زيرا اين تضمين هميشگي را از ارباب امريكائيش به همراه دارد كه  هر گونه قطعنامه در شوراي امنيت را حتي با لحن ملايم و نصيحت آميزش نيز وتو خواهد كرد و از طرفي این همه جنایت و خون و حمله به مناطق مسکونی و به خاک و خون کشیدن صدها مرد و زن و کودک آن هم در فجیع ترین شکل ممکنش حساسیت  مجامع بین المللی حقوق بشر را نيز برنمی انگیزاند، زيرا از ديدگاه آنها مردم بی دفاع غزه جزیی از «بشر» محسوب نمی شوند تا حقوقي داشته باشند !! زيرا آنها در يك روند دموكراتيك چند سال قبل به حماس رأي داده اند و در هفته ي قبل در سالگرد تشكيل حماس با شكم هاي خالي همچنان از آن اعلان حمايت نموده اند !!

امروز كه غزه تنهاست و فرزندان فلسطین در خون خود دست و پا می زنند ، امروز كه  چشمه ي اشک مادران غزه خشک شده است ، امروز كه از شمال تا جنوب و ازشرق تا غرب غزه هيچ جاي امني حتي در مساجد وجود ندارد ، امروز كه سراسر غزه به تلّي از خاك و خون تبديل شده و بنا است تمام فلسطينيان از صحنه ي زندگي حذف شوند و امروز كه هيچ كسي فرياد مظلوميت آنها را نمي شنود تنها راه و گزينه ي پيش روي مردم فلسطين قدم نهادن در راه امام حسين (ع) و ياران پاكباخته اش است  كه در كمال تنهايي و در محاصره و در مقابل دشمن انبوه ، فرياد هيهات منّا الذلّه سر دهند و تا آخرين قطره خون خويش به مقاومت بپردازند كه اين راه ، تنها راه عزّت و سربلندي و سرفرازي در دنيا و آخرت است راهي كه يا به  پیروزی عزتمندانه ختم مي شود و یا به مرگ عزتمندانه ، كه در هر دو صورت پيروزي و نجاح و فلاح از آن مجاهدان و خواري و زبوني از آن سازشكاران و فرصت طلبان و جنايت كاران و شركاء جرم شان است.

و سيعلم الذين ظلموا ايّ منقلب ينقلبون.

آري ، اين وعده اي تخلف ناپذير الهي است كه ستمكاران به زودي خواهند فهميد كه دست انتقام الهي چه سرنوشت شومي را براي شان رقم خواهد زد .

و السلام

مظفري

9/10/1387

کوچیگری مخل امنیت و وحدت ملی افغانستان !

     

 کوچیگری مخلّ امنیت و وحدت ملّی افغانستان !

 

باسلام خدمت دوستان محترم ! با خبرهایی تکان دهنده و دلخراشی که از هجوم کوچی ها و قتل وغارت آنها بر مناطق مختلف هزارجات، در بعضی از نشریات و سایت ها مشاهده می کنیم نکات قابل تأملی را برای هر انسان دردمندی ایجاد می کند و به همین دلیل هر کسی نظرات و تحلیل های گوناگونی را مشاهده و ابراز می نماید. عده ای مسئله را به شکل منطقه ای  و قومی و مقطعی نگاه می کند و عده ای دیگر مشکل را پیچیده تر مورد ارزیابی قرار می دهد و هر کسی طبق برداشت خود به تحلیل موضوع می پردازد و در این وسط گاهی مشاهده می شود که از موضوع اصلی  خارج شده و به بحث های حاشیه ای و اظهار نظرهای غیر مسئولانه و تفرقه افگنانه و دست گذاشتن بر زخم های کهنه نیز رو می آورند. به نظر می رسد اگر کسی مسئله ی  کوچی ها را کمی دقیق تر مورد ارزیابی و دقت قرار دهیم می توانیم مشکل کوچی ها را مشکل ملی دانسته و برای حل آن نیز باید راه حل ملی و فراقومی را  جستجو نمائیم.

ما باید بدانیم که مشکل کوچی و کوچیگری  تنها مشکل امروز هزاره ها نیست مشکل تمام اقوام و ملیت های افغانستان حتی مشکل خود پشتون ها نیز است ما نباید کوچی ها را مساوی با پشتون بدانیم ، پشتون ها دارای هویت ، تابعیت مشخصی افغانستانی هستند و بسیاری از قوانین و مقررات کشور را رعایت می کنند اما کوچی ها مردمی هستند بدون هویت و بدون محدوده جغرافیایی مشخص و بدون هرگونه شخصیت شناخته شده ی حقیقی و حقوقی و به خاطر همین مجهول الهویه بودن شان ظلم هایی فراوانی بر دیگر ملیت ها و اقوام مختلف افغانستان، نیز تحمیل  کرده و می کنند.

 گروه کوچی ها نه تنها امروز بر سرزمین و کشت و کار و خانه و مزارع هزاره ها تجاوز کرده اند بلکه مدت ها است که از نظر حقوقی  بر کل کشور نیز تجاوز نموده و به صورت غیر قانونی در کشور زندگی می کنند. آنها نه تابعیت افغانستان را دارند و نه به قانون اساسی و مقررات افغانستان احترام می گذارند و نه برای مردم افغانستان منافع و سودی به جا می گذارند.

تعجب در این است که آنها با وجود این بی هویتی شان  بیش از ده نفر در مجلس ملی به طور ویژه نماینده دارند ، چه کسی به این نمایندگان رای داده باشد یا نداده باشد اینها اتوماتیک نماینده کوچی ها هستند از طرفی دیگر از آنجائیکه کوچی ها در بعضی از شهر ها و دهات  و روستاهای کشور نیز اقامت و بود و باش دارند و همیشه در کوه و صحرا نیستند مثل بقیه ی مردم افغانستان به نماینده های محلی هم رای می دهند و از این طریق یک نفر در حقیقت دو نماینده برای خود انتخاب می کند و این ظلم مضاعفی است که بر تمام مردم افغانستان به صورت قانونی اعمال می شود و کسی کوچکترین اعتراضی در  مورد آن انجام نمی دهد !!

عجیب تر اینکه آنها به همین مقدار هم قانع نبوده و  نمایندگان شان مثل علم گل این جرئت را پیدا می کنند که علنی در خانه ی ملت ، افغانستان را مال کوچی ها بداند و بقیه ی ملیت های ساکن در افغانستان را متجاوز و غیر باشنده ی افغانستان معرفی کند !! وقتی   امتیازات مفت و مجانی  آن هم به صورت قانونی به آنها  داده شود چرا چنین ادعا و چنین برخوردی نکنند؟!! کوچی ها  که باید براساس قانون اساسی افغانستان مانند هر شهروند دیگر افغانستانی امروز خلع سلاح می شدند برعکس مشاهده می کنیم که در جلوی دیدگان مجامع و نیروهای بین المللی و چشمان نا بینای دولت مردان و نیروهای امنیتی و پلیسی نه تنها خلع سلاح نشده اند بلکه به سلاح های ثقیله هم مجهز شده اند و سلاح شان را نه تنها مخفی نمی کنند که با بکارگیری علنی  آن مردم بومی و محلی را از خانه و کاشانه و مزارع و منطقه ای شان آواره می سازند و ده ها و صدها کشته و مجروح در جلوی دیدگان جهانیان به نمایش می گذارند و با اشاره به  زور و نوک همین اسلحه های شان به مردم می گویند ما حتی  مزارع خصوصی مردم را می چریم و در خانه های شخصی شان سکنی می گزینیم و اگر کسی سوال و حرفی دارد از نوک این سلاح ها سوال کند !!!

اگر کوچی ها افغانستانی و از افغانستان بودند باید تابع قانون اساسی این کشور بوده و حتی کوچکترین اسلحه نیز با خود حمل نمی توانستند  اما چه کسی است که به آنها و اربابان و نمایندگان و باداران شان بگوید که اگر این ها قانون اساسی افغانستان را زیر پا می گذارند  و امنیت و وحدت ملی کشور را با اعمال غیر قانونی شان زیر سوال برده و به مخاطره می اندازند برای چه با آنها مماشات صورت می گیرد ؟  و برای چه حتی از آنها پشتیبانی و حمایت علنی و غیر علنی صورت می گیرد ؟ اگر کوچی ها هیچ جرمی نداشته باشند به چه دلیل به خاطر حمل سلاح علنی و تهدید مردم و راه اندازی موج خشونت و ارعاب و دامن زدن آتش جنگ های قومی و قبیلوی به پای میز محاکمه کشیده نمی شوند ؟  

من سوالم از نمایندگان پارلمان که در مقابل اظهارات بی اساس علم گل در سال گذشته تنها اعتصاب کردند و مجلس را ترک گفتند این است که چرا به جای اعتصاب ، در صدد خشکاندن ریشه ی اظهارات علم گل برنیامدند و از نظر  مستندات تاریخی باطل بودن ادعای وی  را به اثبات نرساندند و چرا با تشکیل  کمیسیون تحقیق در مورد ادعای علم گل و اثبات بطلان آن برای همیشه این مسئله را ریشه کن نکردند و خود ادعا کننده را بخاطر تشویش اذهان عمومی و تهمت بزرگ به اقوام وملیت های مختلف و خدشه دار کردن وحدت و امنیت ملی به میز محاکمه نکشاندند ؟

هر محقق و هر باسوادی که اندک آشنایی با تاریخ سرزمین فعلی افغانستان داشته باشد می داند که اولاً پشتون ها چگونه در این سرزمین سکنی گزیده اند و در این میان سابقه ی کوچیگری در افغانستان از کی شروع شده است . کوچیگری به صورت متداول امروزی از زمان عبدالرحمان شروع شده است ، زمانی که در اثر فشارهای بریتانیای استعمار گر حاکم بر شبه جزیره هند آن روز  و فشارهای هندوهای متعصب بر مسلمانان ، عده ای از پشتون های مقیم  هندوستان و پاکستان  و بنگلادش فعلی ، تحت عنوان مهاجرت از دارالکفر به دارالاسلام به سرزمین افغانستان سرازیر شدند و با حمایت عبدالرحمان اجازه ی ورود به مناطق هزارجات و مناطق دیگر را پیدا کردند و بعد از تاسیس پاکستان و بنگلادش نیز این مهاجرین کوچی هم چنان به رفت و آمد شان بین افغانستان و پاکستان ادامه دادند آنها از طرفی اجناس بنجل پاکستان را با خود به همراه آورده و با فروش چند برابر قیمت معمولی آن ، مردم افغانستان را با تقشه ای شبه استعماری زیر قرض خود  می بردند و از طرفی تمام منافع حاصله از چرای سرزمین افغانستان و پروار شدن احشام شان دوباره آنها را به پاکستان منتقل می کردند  که امروز  نیز  همین سیاست اعمال می شود .

آیا کوچی ها ریشه ی با سابقه تر از این برای خود در افغانستان  سراغ دارند که امروز ادعای مالکیت کل افغانستان را دارند ؟ اگر اینها از مردم افغانستان هستند و افغانستان کشور شان است  برای چه محصولات شان را به پاکستان منتقل نموده و امروز نیز همین کار را ادامه  می دهند؟ چرا قودقود شان را در افغانستان و تخم شان را در پاکستان می گذارند ؟!! چرا مردم افغانستان اعم از پشتون و تاجیک و هزاره و ازبک و ایماق و .... تاوان خسارت این مردم حامی منافع بیگانه را بپردازند ؟ چرا بقیه اقوام از حضور یک عده افراد بی هویت و مجهول الهویه و تا بن دندان مسلّح در کشور شان که به هیچ قانون و هیچ مقرراتی تن در نمی دهند و از هیچ کسی حرف شنوی ندارند ،  احساس خطر نمی کنند ؟ 

چرا بقیه اقوام ساکن در افغانستان از عده ای کوچی که تابع و حامی منافع بیگانه بودن شان به روشنی آفتاب واضح است و امروز آمده مالکیت سرزمین شان را ادعا می کنند از خود سوال نمی کنند که این ادعا از کجا سرچشمه گرفته و به چه انگیزه ای صورت گرفته است  ؟

آیا صهیونیست های متعصب و متجاوز  که سالها است سرزمین فلسطین را غصب کرده است روحیه و منطقی غیر از روحیه ومنطق این مردم داشته و دارند ؟ مگر صهیونیست ها خود را مالک همه ی جهان و نسل برگزیده و دیگران را خدمتکار  خود نمی دانند؟ مگر آنها خود را مافوق قانون جهانی و بین المللی محسوب و قانون را برای دیگران لازم الاجرا نمی دانند؟ مگر کوچی ها نیز در طول حیات کوتاه خود همین ادعا را در عمل و گفتار برای همه ی باشندگان افغانستان نشان نداده اند ؟!

چه چیزی از این بالاتر می توان تصور کرد ؟ بالاترین مقام رسمی شان در خانه ی ملت در جلوی دیدگان متحیّر دیگر نمایندگان مردم ادعای مالکیت کشور را کرده اند ! دیگر اقوام باشنده افغانستان را متجاوز و غیر ساکن در این سرزمین معرفی کرده اند ! به هیچ یکی از حقوق و مقررات کشور  تن در نداده و آنها را به رسمیت نشاخته اند و خود را همواره مافوق قانون دانسته اند ؟  در طول تاریخ کشور نه عسکری کرده اند  و نه مالیات داده اند  و نه موقع خطر از کشور در مقابل دشمنان دفاع کرده اند  و نه مثل باقی شهروندان افغانستانی تذکره و پاسپورت افغانستانی گرفته اند  و نه امروز به قانون اساسی مبنی بر خلع سلاح شان گردن نهاده اند و نه همکاری نکردن با دشمنان مردم افغانستان وقعی نهاده اند و نه در آبادانی و عمران کشور سهم گرفته اند و ده ها ظلم و ستم دیگری که در این مقاله محدود نمی گنجد و .... آیا این کوتاهی ها و این نقض مقررات و قوانین و این وحشت افگنی و اعمال تجاوز گری و وحشی گری کافی نیست که امروز همه مردم افغانستان از هر قوم وملیت این مشکل را به عنوان یک معضل ملی و بین الاقوامی در سطح امنیت ملی مطرح و برای آن راه حلی همیشگی جستجو نمایند؟ اگر تا کنون شاهد این همه بی بند و باری و عدم پای بندی این گروه به قانون کشور بوده ایم از کجا مطمئین باشیم که فردا جنایت های بزرگ تری از این گروه شاهد نباشیم؟

اگر کسی خیال کند که مشکل کوچی ها مشکل یک گروه اندک با یک منطقه خاص و یایک قوم خاص است بسیار خیال خام و بیهوده ای خواهد بود . باید کمی عمیق تر در این مورد تأمل کرد مردم افغانستان با یک عده افراد مجهول الهویه و ناشناخته ای روبرو هستند که به طور دقیق نمی داند با آنها چگونه تعامل داشته باشد . وقتی طرف معامله انسان  مشخص است و انسان می تواند آنها را با هویت حقیقی و حقوقی شان بشناسد در این صورت می توان به آسانی با آنها وارد مذاکره یا جنگ یا هر گزینه ای دیگر شد و بالاخره می توان مسایل خود را به نحوی با آنها حل وفصل نمود اما وقتی طرف انسان افراد  و گروه های بی هویتی قرار داشته باشند و انسان از کمیت  وکیفیت و مواضع و دیدگاه های شان اطلاع نداشته باشد به هیچ وجه نمی توان با آنها وارد معامله  شد زیرا اگر  با ورود به مذاکره و گفتگو با هرکدام شان در موضوعی به توافق برسی و مشکلات خود  را با او حل و فصل نمائی، هیچ اطمینانی وجود ندارد که فردا یکی دیگر ولو از چترال و ژوب و پیشاور و ... زیر همین عنوان سر بر نیاورد  و مشکلات را کمافی السابق پیچیده ننماید.

وقتی شما طرف مقابل خود را نشناسید فردا می تواند در شکل و شمایل  هر دشمن متجاوزی در مقابل تو ظاهر شود و با تو در خفا و علانیه بجنگد . همانطور که  دیروز و امروز از همین عنوان کوچی ها طالبان چه قدر استفاده کرده و می کنند وقتی هیچ کسی در افغانستان نمی تواند ادعا کند که در مقابل چه کس یا گروه یا فرقه ای قرار گرفته است مشکل ناشی از این گروه  را نیز نمی توان مشکل محدود و مخصوص منطقه و یا قوم خاصی دانست . باید خیزش  عمومی و ملی بر علیه این پدیده ی شوم  شکل بگیرد و این معضل یک بار برای همیشه ریشه کن شود.

در این راستا محققین و دانشمندان وظیفه دارند مستندات تاریخی ناقض ادعاهای کوچی و کوچی گری را برملا سازند و حقوق دانان از نظر حقوقی به بررسی موضوع بپردازند و تبعیض های صورت گرفته از این ناحیه را از نظر حقوق مدنی و بین المللی مورد بررسی قرار دهند و جامعه شناسان از بُعد جامعه شناختی این مسئله را به کاوش بگیرند که چگونه ممکن است در جامعه و کشور واحدی چنین تبعیض قانونی و حقوقی ناروایی صورت بگیرد که یک قوم برخوردار از همه ی مزایای کشور در مقابل مقررات و تکالیف قانونی کشور هیچگونه مسئولیتی نداشته باشد و از طرفی دولتمردان  وحاکمان نیز در برابر این بی قانونی کوچکترین تحرکی از خود نشان ندهند و مردم باید با مطالبات به حق خود اساساً عملکرد دولت مردان را مورد کنکاش قرار دهند و عملاً دولت را به محاکمه بکشانند که اگر کوچی ها به قانون تن در نمی دهند آنها چرا قانون را اعمال نمی کنند ؟ چرا دولتمردان برای خلع سلاح آنها اقدام ننموده است ؟ چرا مفاد قانون اساسی در مورد اسکان آنها را به مرحله اجرا نگذاشته است؟ چرا برای ساماندهی آنها ، حد و حدود مرزی و جغرافیایی آنها را مشخص نکرده است تا فردا هر پاکستانی و .. ادعای کوچیگری و ادعای مالکیت افغانستان را نتواند ؟

از طرفی مردم با خواسته ها و فریاد های به حق خود به دولتمردان و حامیان شان بفهمانند که امروز و تساهل و سستی نسبت به کوچی ها و خلع سلاح نکردن شان و اعمال قانون ننمودن در مورد آنها به هر بهانه و دلیلی صورت بگیرد مردم و قومیت های دیگر افغانستان در هر گوشه ای کشور نیز عیناً  به همان دلیل و به همان بهانه احساس نا امنی نموده و از هر راهی به تجهیز و مسلح ساختن خود اقدام خواهند کرد . مردم بی کفایتی و نا توانی دولت مردان را در مهار کوچی و کوچیگری در این دوسال اخیر مشاهده کرده اند و اعتماد شان را بکلی از دست داده اند و با تداوم این روند، کم کم به این یقین و باور می رسند که در امر تأمین امنیت جانی و مالی و ناموسی ، کوچکترین امید و اعتمادی به دولت و نیروهای امنیتی نیست باید هر کسی مثل گذشته ، خود از جان و مال و ناموس و ملک خود دفاع کند. در صورت رونق گرفتن این باور و فکر، و یک بار دیگر مسلح شدن مردم ، عواقب ناگوار آن بردوش کسانی خواهد بود که امروز به بهانه های واهی اهمال کاری می کنند و از اعمال قانون و به پای میز محاکمه کشاندن متجاوزان به حریم خصوصی و قاتلان و جانیان شانه خالی می کنند. مردم محروم و مستضعف و مورد ظلم و ستم کوچی ها به این نتیجه رسیده اند که برای مدت دو سال هر نوع تظلم و دادخواهی را به اشکال مختلف از اعتصاب و راهپیمایی گرفته تا مهاجرت دسته جمعی و سکنی گزینی در پهلوی گوش دولتمردان ، انجام داده اند و تا هنوز فریاد شان به جایی نرسیده است. در آینده به جایی مهاجرت و دادخواهی ، خود به گرفتن داد خود اقدام خواهند کرد. زیرا وقتی دادخواهی در میان نباشد و هیچ کسی به فریاد شان نرسد و پای نابودی در میان باشد به جای نابودی ذلیلانه در سایه مهاجرت و آوارگی در جلوی دیدگان حاکمان و دولتمردان ، چرا شربت شیرین شهادت در میدان جنگ و دفاع مردانه از جان و مال  و ناموس و  ملک را مردانه سر نکشند؟ اگر امروز کسی به فریاد مظلوم ترتیب اثر نمی دهد وهمه به فکر جلب آرا وحمایت این و آن برای بیشتر ماندن در چوکی قدرت و خیانت است چرا مظلومین خود برای احقاق حقوق خود اقدام ننماید ؟.  اگر حاکمان امروزی به خاطر ماندن دو روز در چوکی از اجرای عدالت سرباز می زنند مطمئین باشند که در صورت فرو رفتن کشور در بی عدالتی و ظلم و ستم و نا امنی این چوکی نیز برای شان باقی نخواهد ماند و خود شان نیز با خاطر آسوده به عیش و نوش و خیانت شان ادامه داده نخواهند توانست. حاکمان باید قبل از هر چیز و هر کسی دیگر خود شان سر عقل بیایند و از مسئولیت شان در راه تحقق عدالت و اجرای قانون به طور مساوی و یک سان برای  همه ساکنان کشور ، استفاده نمایند و قبل از فرو رفتن کشور در نا امنی و بی قانونی جلوی شکستن سد وحدت ملی را بگیرند که اگر این سد شکسته شود مهار خشم و آه ملت های محروم و زجر کشیده و آواره ، در توان هیچ کسی نخواهد بود والسلام

مظفری

تبریک حلول سال شمسی 1387

 

یا مقلٌب القلوب و الابصار           یا مدبّر اللیل و النّهار

ای گرداننده دل ها و دیده ها      ای تدبیرکننده ی شب و روز

یا محوّل الحول و الاحوال       حوّل حالنا الی احسن الحال

ای تغییر دهنده ی سال و حالات    حال ما را به بهترین حال متحوّل بفرما

 

حلول سال ۱۳۸۷ هجری شمسی و رسیدن فصل بهار طبیعت را به همه عزیزان و خوانندگان و هموطنان عزیزم در هر کجا هستند صمیمانه تبریک گفته برای همگی سال پر از خیر و خوبی و سرشار از سعادت و برکت ومملو از شادکامی و موفقیت آرزو  می کنم امیدوارم در این بهار طبیعت فصل شکوفایی و سر سبزی  همگی از شکوفایی استعدادها و خلاقیت ها و توانائیها و سر سبزی و نشاط در زندگی شان برخوردار باشند و کشور عزیز ما نیز روز به روز شاهد ترقی و امنیت و عدالت و آبادانی و همدلی روز افزون باشد .

 قطعه شعری که دوست و برادر عزیزم آقای احمدعلی مطهری چندی قبل به همین مناسبت نگاشته و ارسال کرده بود خدمت دوستان دیگر نیز تقدیم می نمایم  به این امید که دوستان دیگر ما نیز هر کدام شان در کنار کار و شغل روز مره ی شان ذوق و استعداد سر شار شان را در هنر و کارهای دیگر نظیر مطالعه در زمینه های مختلف و یادگیری کارهای فنی و هنری و چیزهای مورد نیاز دیگر نیز به کار گیرند و روز به روز شاهد شکوفایی استعدادهایی دست نخورده ای عزیزان خود باشیم :

بهار  آمد ز شوق گل دلم در تن نمی گنجد 

  تنم در شور چون بلبل به پیراهن نمی گنجد

        سحر بلبل به شاخ گل نشین ونغمه ها سرکش          

که دیگر دشت این گلشن بجز سوسن نمی گنجد

         نسیمی باد نوروزی به بوی آشتی بر خاست             

دیگر بادی که رنج آرد در این گلشن نمی گنجد

             شمال باد نوروزی چمن را شانه در سرزد                  

شکست ابری سیه از هم در این میهن نمی گنجد

            مبارک بلبل حیران که دشت این چمن هرسال             

هزاران گل به بار آرد که در دامن نمی گنجد

     ز احمد گرسخن جویی خوشست تا ازوطن گویی       

که این مجنون دل مارا بجز میهن نمی گنجد.

 

گرامی داشت سالروز شهید مزاری و همراهان شهیدش مخصوصاَ شهید ابوذر غزنوی

۲۲ حوت سالروز شهادت استاد شهید عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی و همرزمانش توسط    رژیم متحجر و متعصب طالبان در سیزده سال قبل است زمانی که وحشت و خفقان سراسر کشور را فرا گرفت و  نا مردی ونا مردمی فریاد گران عدالت و بیداری را به مسلخ کشاند و  خیال می شد  که با حذف فیزیکی  یک قوم  از رهبران شان گرفته تا آحاد مردم شان  می توان صدای عدالت خواهی و حق طلبی آنها  را در گلو خفه کرد . در حالیکه سنت الهی این بار هم نشان داد  که خون و آه مظلوم  و پایمردی ومقاومت مردم چه قدر زود گریبان ظالم وستمگر را می گیرد و آنها را سر جای شان می نشاند.

 امروز شعار عدالت خواهی و آزادی و تقاضای حقوق برابر برای تمام اقوام و ملیت های ساکن افغانستان  که شعار مردم ما و رهبران ما بود به گفتمان اصلی روز کشور تبدیل شده و می رود که به کرسی عمل هم بنشیند و هیچ کسی در ملاء عام جرئت نمی تواندخلاف آن را بر زبان جاری کند این افتخار مردم ما است که شعارش به کرسی نشسته است  . از آن طرف می بینیم که نظام مبتنی بر ظلم و تحجر و تعصب از هم فرو پاشیده  و منطق آن هیج  خریداری ندارد و  کسی نمی تواند  در ملاء عام  بر آن اصرار یا پافشاری یا از آن دفاع کند چه اینکه می داند که این منطق منطقی نیست که مشتری داشته باشد یا قابل پیگیری باشد . امید است  آیندگان و تفاله های منطق خشونت و تعصب از جریانات به خوبی عبرت بگیرند و  به این نتیجه برسند  که همیشه حق ماندنی و باطل رفتنی است .

 سیزدهمین سالروز شهادت این شهدای عزیز مخصوصاْ شهید مزاری و شهید ابوذر غزنوی و دیگر شهدای مظلوم مقاومت را گرامی می داریم امیدواریم که قدردان حاصل خون هزاران شهید خود باشیم و از آن به خوبی پاسداری نمائیم.

اربعین حسینی (ع)

فرا رسیدن اربعین شهادت سرور وسالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ویاران با وفایش را به محضر همه عاشقان ودوستداران آن حضرت و خدمت شما دوست عزیز تسلیت عرض می کنم .

زمستان سرد و برفی

                              بسم الله الرحمن الرحيم

   خداوند متعال در قرآن کریم آيه (43) سوره مبارکه نور می فرماید.

 

آيا نديدي كه خداوند ابرهايي را به آرامي مي‏راند. سپس ميان آنها پيوند مي دهد و بعد آن را متراكم مي سازد در اين حال، دانه‏هاي باران را مي‏بيني كه از لابلاي آن خارج مي‏ شود و از آسمان - از كوه‏هائي كه در آن است  ابرهايي كه هم چون كوه ها  انباشته شده‏ اند-  دانه‏هاي تگرگ نازل مي‏كند  و هر كس را بخواهد بوسيله آن زيان مي رساند و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف مي‏كند نزديك است درخشندگي برق آن (ابرها) چشم ‏ها را ببرد.

 

ادامه نوشته

ترور بی نظیر بوتو نخست وزیر اسبق پاکستان

عصر روز پنجشنبه ۶/۱۰/۸۶ همزمان با سالروز اشغال افغانستان توسط نیروهای شوروی سابق در سال ۱۳۵۸، و بازگشت حامد کرزای از سفر به پاکستان و دیدار با رهبران پاکستانی از جمله بی نظیر بوتو ، بی نظیر بوتو در یک میتینک انتخاباتی توسط حمله انتحاری تروریستی کشته شد و ترور وی با واکنش و محکومیت شدید رهبران و گروه های سراسر جهان رو برو گردید .
ادامه نوشته

سالروز حضرت عیسی مسیح (ع) و سال نو میلادی بر همگان مبارک باد.

فرارسیدن سالروز میلاد پیامبر صلح و رحمت ، مظهر تجلّی بزرگ الهی ، حضرت عیسی مسیح علیه السلام  را به همۀ رهروان راستین آن حضرت صمیمانه تبریک عرض می کنم و هم چنین فرا رسیدن سال نو میلادی را  به همۀ دوستان و برادران که از این وبلاگ دیدن می کنند ، مخصوصاً  کسانی که مقیم کشورهای غربی هستند صمیمانه تبریک عرض نموده ، از خداوند متعال ، سال پر از صفا و صمیمیت و مملوّ از خیر  و خوبی و سرشار از سلامتی و تندرستی آرزو می کنم  امیدوارم که همگی سال خوبی را پشت سر گذاشته باشید و سال جدید را با آرزوهای بهتر  و اهداف بلندتر و با توفیق بیشتر ، پیش رو داشته باشید برای همۀ شما آرزوی توفیق و بهروزی دارم .

عید سعید قربان بر همه دوستان و برادران عزیز مبارک باد

عید سعید قربان که یکی از اعیاد مهم اسلامی است و در آن مراسم با شکوه حج با نماد های مهم دینی واجتماعی خودش برگزار می گردد واز مهم ترین اعیاد مردم متدین ما نیز می باشد با تمام وجود خدمت همه عزیزان تبریک عرض نموده از خداوند متعال برای همه آرزوی توفیق وسلامتی می نمایم موفق باشید.