کوچیگری مخل امنیت و وحدت ملی افغانستان !
کوچیگری مخلّ امنیت و وحدت ملّی افغانستان !
باسلام خدمت دوستان محترم ! با خبرهایی تکان دهنده و دلخراشی که از هجوم کوچی ها و قتل وغارت آنها بر مناطق مختلف هزارجات، در بعضی از نشریات و سایت ها مشاهده می کنیم نکات قابل تأملی را برای هر انسان دردمندی ایجاد می کند و به همین دلیل هر کسی نظرات و تحلیل های گوناگونی را مشاهده و ابراز می نماید. عده ای مسئله را به شکل منطقه ای و قومی و مقطعی نگاه می کند و عده ای دیگر مشکل را پیچیده تر مورد ارزیابی قرار می دهد و هر کسی طبق برداشت خود به تحلیل موضوع می پردازد و در این وسط گاهی مشاهده می شود که از موضوع اصلی خارج شده و به بحث های حاشیه ای و اظهار نظرهای غیر مسئولانه و تفرقه افگنانه و دست گذاشتن بر زخم های کهنه نیز رو می آورند. به نظر می رسد اگر کسی مسئله ی کوچی ها را کمی دقیق تر مورد ارزیابی و دقت قرار دهیم می توانیم مشکل کوچی ها را مشکل ملی دانسته و برای حل آن نیز باید راه حل ملی و فراقومی را جستجو نمائیم.
ما باید بدانیم که مشکل کوچی و کوچیگری تنها مشکل امروز هزاره ها نیست مشکل تمام اقوام و ملیت های افغانستان حتی مشکل خود پشتون ها نیز است ما نباید کوچی ها را مساوی با پشتون بدانیم ، پشتون ها دارای هویت ، تابعیت مشخصی افغانستانی هستند و بسیاری از قوانین و مقررات کشور را رعایت می کنند اما کوچی ها مردمی هستند بدون هویت و بدون محدوده جغرافیایی مشخص و بدون هرگونه شخصیت شناخته شده ی حقیقی و حقوقی و به خاطر همین مجهول الهویه بودن شان ظلم هایی فراوانی بر دیگر ملیت ها و اقوام مختلف افغانستان، نیز تحمیل کرده و می کنند.
گروه کوچی ها نه تنها امروز بر سرزمین و کشت و کار و خانه و مزارع هزاره ها تجاوز کرده اند بلکه مدت ها است که از نظر حقوقی بر کل کشور نیز تجاوز نموده و به صورت غیر قانونی در کشور زندگی می کنند. آنها نه تابعیت افغانستان را دارند و نه به قانون اساسی و مقررات افغانستان احترام می گذارند و نه برای مردم افغانستان منافع و سودی به جا می گذارند.
تعجب در این است که آنها با وجود این بی هویتی شان بیش از ده نفر در مجلس ملی به طور ویژه نماینده دارند ، چه کسی به این نمایندگان رای داده باشد یا نداده باشد اینها اتوماتیک نماینده کوچی ها هستند از طرفی دیگر از آنجائیکه کوچی ها در بعضی از شهر ها و دهات و روستاهای کشور نیز اقامت و بود و باش دارند و همیشه در کوه و صحرا نیستند مثل بقیه ی مردم افغانستان به نماینده های محلی هم رای می دهند و از این طریق یک نفر در حقیقت دو نماینده برای خود انتخاب می کند و این ظلم مضاعفی است که بر تمام مردم افغانستان به صورت قانونی اعمال می شود و کسی کوچکترین اعتراضی در مورد آن انجام نمی دهد !!
عجیب تر اینکه آنها به همین مقدار هم قانع نبوده و نمایندگان شان مثل علم گل این جرئت را پیدا می کنند که علنی در خانه ی ملت ، افغانستان را مال کوچی ها بداند و بقیه ی ملیت های ساکن در افغانستان را متجاوز و غیر باشنده ی افغانستان معرفی کند !! وقتی امتیازات مفت و مجانی آن هم به صورت قانونی به آنها داده شود چرا چنین ادعا و چنین برخوردی نکنند؟!! کوچی ها که باید براساس قانون اساسی افغانستان مانند هر شهروند دیگر افغانستانی امروز خلع سلاح می شدند برعکس مشاهده می کنیم که در جلوی دیدگان مجامع و نیروهای بین المللی و چشمان نا بینای دولت مردان و نیروهای امنیتی و پلیسی نه تنها خلع سلاح نشده اند بلکه به سلاح های ثقیله هم مجهز شده اند و سلاح شان را نه تنها مخفی نمی کنند که با بکارگیری علنی آن مردم بومی و محلی را از خانه و کاشانه و مزارع و منطقه ای شان آواره می سازند و ده ها و صدها کشته و مجروح در جلوی دیدگان جهانیان به نمایش می گذارند و با اشاره به زور و نوک همین اسلحه های شان به مردم می گویند ما حتی مزارع خصوصی مردم را می چریم و در خانه های شخصی شان سکنی می گزینیم و اگر کسی سوال و حرفی دارد از نوک این سلاح ها سوال کند !!!
اگر کوچی ها افغانستانی و از افغانستان بودند باید تابع قانون اساسی این کشور بوده و حتی کوچکترین اسلحه نیز با خود حمل نمی توانستند اما چه کسی است که به آنها و اربابان و نمایندگان و باداران شان بگوید که اگر این ها قانون اساسی افغانستان را زیر پا می گذارند و امنیت و وحدت ملی کشور را با اعمال غیر قانونی شان زیر سوال برده و به مخاطره می اندازند برای چه با آنها مماشات صورت می گیرد ؟ و برای چه حتی از آنها پشتیبانی و حمایت علنی و غیر علنی صورت می گیرد ؟ اگر کوچی ها هیچ جرمی نداشته باشند به چه دلیل به خاطر حمل سلاح علنی و تهدید مردم و راه اندازی موج خشونت و ارعاب و دامن زدن آتش جنگ های قومی و قبیلوی به پای میز محاکمه کشیده نمی شوند ؟
من سوالم از نمایندگان پارلمان که در مقابل اظهارات بی اساس علم گل در سال گذشته تنها اعتصاب کردند و مجلس را ترک گفتند این است که چرا به جای اعتصاب ، در صدد خشکاندن ریشه ی اظهارات علم گل برنیامدند و از نظر مستندات تاریخی باطل بودن ادعای وی را به اثبات نرساندند و چرا با تشکیل کمیسیون تحقیق در مورد ادعای علم گل و اثبات بطلان آن برای همیشه این مسئله را ریشه کن نکردند و خود ادعا کننده را بخاطر تشویش اذهان عمومی و تهمت بزرگ به اقوام وملیت های مختلف و خدشه دار کردن وحدت و امنیت ملی به میز محاکمه نکشاندند ؟
هر محقق و هر باسوادی که اندک آشنایی با تاریخ سرزمین فعلی افغانستان داشته باشد می داند که اولاً پشتون ها چگونه در این سرزمین سکنی گزیده اند و در این میان سابقه ی کوچیگری در افغانستان از کی شروع شده است . کوچیگری به صورت متداول امروزی از زمان عبدالرحمان شروع شده است ، زمانی که در اثر فشارهای بریتانیای استعمار گر حاکم بر شبه جزیره هند آن روز و فشارهای هندوهای متعصب بر مسلمانان ، عده ای از پشتون های مقیم هندوستان و پاکستان و بنگلادش فعلی ، تحت عنوان مهاجرت از دارالکفر به دارالاسلام به سرزمین افغانستان سرازیر شدند و با حمایت عبدالرحمان اجازه ی ورود به مناطق هزارجات و مناطق دیگر را پیدا کردند و بعد از تاسیس پاکستان و بنگلادش نیز این مهاجرین کوچی هم چنان به رفت و آمد شان بین افغانستان و پاکستان ادامه دادند آنها از طرفی اجناس بنجل پاکستان را با خود به همراه آورده و با فروش چند برابر قیمت معمولی آن ، مردم افغانستان را با تقشه ای شبه استعماری زیر قرض خود می بردند و از طرفی تمام منافع حاصله از چرای سرزمین افغانستان و پروار شدن احشام شان دوباره آنها را به پاکستان منتقل می کردند که امروز نیز همین سیاست اعمال می شود .
آیا کوچی ها ریشه ی با سابقه تر از این برای خود در افغانستان سراغ دارند که امروز ادعای مالکیت کل افغانستان را دارند ؟ اگر اینها از مردم افغانستان هستند و افغانستان کشور شان است برای چه محصولات شان را به پاکستان منتقل نموده و امروز نیز همین کار را ادامه می دهند؟ چرا قودقود شان را در افغانستان و تخم شان را در پاکستان می گذارند ؟!! چرا مردم افغانستان اعم از پشتون و تاجیک و هزاره و ازبک و ایماق و .... تاوان خسارت این مردم حامی منافع بیگانه را بپردازند ؟ چرا بقیه اقوام از حضور یک عده افراد بی هویت و مجهول الهویه و تا بن دندان مسلّح در کشور شان که به هیچ قانون و هیچ مقرراتی تن در نمی دهند و از هیچ کسی حرف شنوی ندارند ، احساس خطر نمی کنند ؟
چرا بقیه اقوام ساکن در افغانستان از عده ای کوچی که تابع و حامی منافع بیگانه بودن شان به روشنی آفتاب واضح است و امروز آمده مالکیت سرزمین شان را ادعا می کنند از خود سوال نمی کنند که این ادعا از کجا سرچشمه گرفته و به چه انگیزه ای صورت گرفته است ؟
آیا صهیونیست های متعصب و متجاوز که سالها است سرزمین فلسطین را غصب کرده است روحیه و منطقی غیر از روحیه ومنطق این مردم داشته و دارند ؟ مگر صهیونیست ها خود را مالک همه ی جهان و نسل برگزیده و دیگران را خدمتکار خود نمی دانند؟ مگر آنها خود را مافوق قانون جهانی و بین المللی محسوب و قانون را برای دیگران لازم الاجرا نمی دانند؟ مگر کوچی ها نیز در طول حیات کوتاه خود همین ادعا را در عمل و گفتار برای همه ی باشندگان افغانستان نشان نداده اند ؟!
چه چیزی از این بالاتر می توان تصور کرد ؟ بالاترین مقام رسمی شان در خانه ی ملت در جلوی دیدگان متحیّر دیگر نمایندگان مردم ادعای مالکیت کشور را کرده اند ! دیگر اقوام باشنده افغانستان را متجاوز و غیر ساکن در این سرزمین معرفی کرده اند ! به هیچ یکی از حقوق و مقررات کشور تن در نداده و آنها را به رسمیت نشاخته اند و خود را همواره مافوق قانون دانسته اند ؟ در طول تاریخ کشور نه عسکری کرده اند و نه مالیات داده اند و نه موقع خطر از کشور در مقابل دشمنان دفاع کرده اند و نه مثل باقی شهروندان افغانستانی تذکره و پاسپورت افغانستانی گرفته اند و نه امروز به قانون اساسی مبنی بر خلع سلاح شان گردن نهاده اند و نه همکاری نکردن با دشمنان مردم افغانستان وقعی نهاده اند و نه در آبادانی و عمران کشور سهم گرفته اند و ده ها ظلم و ستم دیگری که در این مقاله محدود نمی گنجد و .... آیا این کوتاهی ها و این نقض مقررات و قوانین و این وحشت افگنی و اعمال تجاوز گری و وحشی گری کافی نیست که امروز همه مردم افغانستان از هر قوم وملیت این مشکل را به عنوان یک معضل ملی و بین الاقوامی در سطح امنیت ملی مطرح و برای آن راه حلی همیشگی جستجو نمایند؟ اگر تا کنون شاهد این همه بی بند و باری و عدم پای بندی این گروه به قانون کشور بوده ایم از کجا مطمئین باشیم که فردا جنایت های بزرگ تری از این گروه شاهد نباشیم؟
اگر کسی خیال کند که مشکل کوچی ها مشکل یک گروه اندک با یک منطقه خاص و یایک قوم خاص است بسیار خیال خام و بیهوده ای خواهد بود . باید کمی عمیق تر در این مورد تأمل کرد مردم افغانستان با یک عده افراد مجهول الهویه و ناشناخته ای روبرو هستند که به طور دقیق نمی داند با آنها چگونه تعامل داشته باشد . وقتی طرف معامله انسان مشخص است و انسان می تواند آنها را با هویت حقیقی و حقوقی شان بشناسد در این صورت می توان به آسانی با آنها وارد مذاکره یا جنگ یا هر گزینه ای دیگر شد و بالاخره می توان مسایل خود را به نحوی با آنها حل وفصل نمود اما وقتی طرف انسان افراد و گروه های بی هویتی قرار داشته باشند و انسان از کمیت وکیفیت و مواضع و دیدگاه های شان اطلاع نداشته باشد به هیچ وجه نمی توان با آنها وارد معامله شد زیرا اگر با ورود به مذاکره و گفتگو با هرکدام شان در موضوعی به توافق برسی و مشکلات خود را با او حل و فصل نمائی، هیچ اطمینانی وجود ندارد که فردا یکی دیگر ولو از چترال و ژوب و پیشاور و ... زیر همین عنوان سر بر نیاورد و مشکلات را کمافی السابق پیچیده ننماید.
وقتی شما طرف مقابل خود را نشناسید فردا می تواند در شکل و شمایل هر دشمن متجاوزی در مقابل تو ظاهر شود و با تو در خفا و علانیه بجنگد . همانطور که دیروز و امروز از همین عنوان کوچی ها طالبان چه قدر استفاده کرده و می کنند وقتی هیچ کسی در افغانستان نمی تواند ادعا کند که در مقابل چه کس یا گروه یا فرقه ای قرار گرفته است مشکل ناشی از این گروه را نیز نمی توان مشکل محدود و مخصوص منطقه و یا قوم خاصی دانست . باید خیزش عمومی و ملی بر علیه این پدیده ی شوم شکل بگیرد و این معضل یک بار برای همیشه ریشه کن شود.
در این راستا محققین و دانشمندان وظیفه دارند مستندات تاریخی ناقض ادعاهای کوچی و کوچی گری را برملا سازند و حقوق دانان از نظر حقوقی به بررسی موضوع بپردازند و تبعیض های صورت گرفته از این ناحیه را از نظر حقوق مدنی و بین المللی مورد بررسی قرار دهند و جامعه شناسان از بُعد جامعه شناختی این مسئله را به کاوش بگیرند که چگونه ممکن است در جامعه و کشور واحدی چنین تبعیض قانونی و حقوقی ناروایی صورت بگیرد که یک قوم برخوردار از همه ی مزایای کشور در مقابل مقررات و تکالیف قانونی کشور هیچگونه مسئولیتی نداشته باشد و از طرفی دولتمردان وحاکمان نیز در برابر این بی قانونی کوچکترین تحرکی از خود نشان ندهند و مردم باید با مطالبات به حق خود اساساً عملکرد دولت مردان را مورد کنکاش قرار دهند و عملاً دولت را به محاکمه بکشانند که اگر کوچی ها به قانون تن در نمی دهند آنها چرا قانون را اعمال نمی کنند ؟ چرا دولتمردان برای خلع سلاح آنها اقدام ننموده است ؟ چرا مفاد قانون اساسی در مورد اسکان آنها را به مرحله اجرا نگذاشته است؟ چرا برای ساماندهی آنها ، حد و حدود مرزی و جغرافیایی آنها را مشخص نکرده است تا فردا هر پاکستانی و .. ادعای کوچیگری و ادعای مالکیت افغانستان را نتواند ؟
از طرفی مردم با خواسته ها و فریاد های به حق خود به دولتمردان و حامیان شان بفهمانند که امروز و تساهل و سستی نسبت به کوچی ها و خلع سلاح نکردن شان و اعمال قانون ننمودن در مورد آنها به هر بهانه و دلیلی صورت بگیرد مردم و قومیت های دیگر افغانستان در هر گوشه ای کشور نیز عیناً به همان دلیل و به همان بهانه احساس نا امنی نموده و از هر راهی به تجهیز و مسلح ساختن خود اقدام خواهند کرد . مردم بی کفایتی و نا توانی دولت مردان را در مهار کوچی و کوچیگری در این دوسال اخیر مشاهده کرده اند و اعتماد شان را بکلی از دست داده اند و با تداوم این روند، کم کم به این یقین و باور می رسند که در امر تأمین امنیت جانی و مالی و ناموسی ، کوچکترین امید و اعتمادی به دولت و نیروهای امنیتی نیست باید هر کسی مثل گذشته ، خود از جان و مال و ناموس و ملک خود دفاع کند. در صورت رونق گرفتن این باور و فکر، و یک بار دیگر مسلح شدن مردم ، عواقب ناگوار آن بردوش کسانی خواهد بود که امروز به بهانه های واهی اهمال کاری می کنند و از اعمال قانون و به پای میز محاکمه کشاندن متجاوزان به حریم خصوصی و قاتلان و جانیان شانه خالی می کنند. مردم محروم و مستضعف و مورد ظلم و ستم کوچی ها به این نتیجه رسیده اند که برای مدت دو سال هر نوع تظلم و دادخواهی را به اشکال مختلف از اعتصاب و راهپیمایی گرفته تا مهاجرت دسته جمعی و سکنی گزینی در پهلوی گوش دولتمردان ، انجام داده اند و تا هنوز فریاد شان به جایی نرسیده است. در آینده به جایی مهاجرت و دادخواهی ، خود به گرفتن داد خود اقدام خواهند کرد. زیرا وقتی دادخواهی در میان نباشد و هیچ کسی به فریاد شان نرسد و پای نابودی در میان باشد به جای نابودی ذلیلانه در سایه مهاجرت و آوارگی در جلوی دیدگان حاکمان و دولتمردان ، چرا شربت شیرین شهادت در میدان جنگ و دفاع مردانه از جان و مال و ناموس و ملک را مردانه سر نکشند؟ اگر امروز کسی به فریاد مظلوم ترتیب اثر نمی دهد وهمه به فکر جلب آرا وحمایت این و آن برای بیشتر ماندن در چوکی قدرت و خیانت است چرا مظلومین خود برای احقاق حقوق خود اقدام ننماید ؟. اگر حاکمان امروزی به خاطر ماندن دو روز در چوکی از اجرای عدالت سرباز می زنند مطمئین باشند که در صورت فرو رفتن کشور در بی عدالتی و ظلم و ستم و نا امنی این چوکی نیز برای شان باقی نخواهد ماند و خود شان نیز با خاطر آسوده به عیش و نوش و خیانت شان ادامه داده نخواهند توانست. حاکمان باید قبل از هر چیز و هر کسی دیگر خود شان سر عقل بیایند و از مسئولیت شان در راه تحقق عدالت و اجرای قانون به طور مساوی و یک سان برای همه ساکنان کشور ، استفاده نمایند و قبل از فرو رفتن کشور در نا امنی و بی قانونی جلوی شکستن سد وحدت ملی را بگیرند که اگر این سد شکسته شود مهار خشم و آه ملت های محروم و زجر کشیده و آواره ، در توان هیچ کسی نخواهد بود والسلام