عیدغدیرخم برهمۀ دوستداران علی(علیه السلام) مبارکباد!
بسمه تعالی
دست بیعت
از دوردست ، صدایی ، سکوت صدا را می آشوبد . به گمانم صدای زنگ کاروان است که در همهمه وحشت افزای تنهایی برکه می پیچد .
ای کاش لحظه ای کنار من درنگ کنند تا تنهاییِ خود را با حضورشان قسمت کنم .
ای کاش آبی داشتم تا عطش و خستگی راه را با خنکای وجودم فرو می نشاندند ! غدیر ، خسته و تنها ، سر در گریبان فرو برده و رؤیاهایش را آه می کشد .
کاروان نزدیک و نزدیکتر می شود . ناگاه ، صدایی ، در سکوت کاروان پیچید . صدایی ، حجاز را به لرزه افکند .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱۰ ب.ظ توسط مظفری
|
