بسمه تعالی
با عذر خواهی از دو بخش شدن مطالب به علت طولانی شدن ادامه بخش قبلی را در این جا مطالعه بفرمائید.
ضرورت ازدواج موقت برای زنان و مردان
تا کنون ضرورت ازدواج موقت را برای بعضی از جوانان قبل از ازدواج دایم بررسی کردیم. در این جا ضرورت ازدواج موقت را برای مردانی که ازدواج کرده اند اما به دلایلی به همسران شان دسترسی ندارند یا زنانی که همسران شان را از دست داده اند بررسی می کنیم .
در زمان خلیفه دوم توجیهی برای رد ازدواج موقت بیان شده است که در زمان رسول خدا(ص) این ضرورت وجود داشته است ولی در زمان ما این ضرورت مرتفع شده است اکنون در رد توجيه و عذر خليفه دوم و رد اشکالات و بهانه های که امروز در این باره مطرح می شود خاطر نشان می سازیم که اگر برای صحت این کار در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله ضرورتی وجود داشته است در زمان ما نیز چنین ضرورتی وجود دارد یا نه؟
بيشتر رواياتى كه بر وقوع ازدواج موقت در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله صراحت دارد، ناظر بر آن است كه نزول این حكم بیشتر در زمان جنگ ها و در حال سفر مسلمانان بوده است، و از اين جهت هيچ تفاوتى بين عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و عصر خلیفه دوم تا دوران ما و حتی دوره هاى آينده وجود نداشته و نخواهد داشت .
بلکه از جهاتی این ضرورت در زمان ما شدید تر نیز شده است. زيرا، انسان از روزى كه بر روى كره زمين پديدار شده است ، هميشه نيازمند سفر بوده و روزها و ماهها و گاهى سالها از خانواده و اهل خويش دور مانده و در مسافرت به سر برده است .
حال شخصی را در نظر می گیریم که به دلایلی از جمله طی دوره ی تحصیل ، کار ، تجارت ، زیارت ، مأموریت ، جنگ و ... بار سفر بسته و در سفر طولانى قدم می گذارد؛ در این سفر نه همسرش را با خود برده می تواند و نه توانایی ازدواج دایم بازن دیگری را در مقصد دارد، نه غريزه ی جنسى اش را از خود جدا كرده و در خانه اش گذاشته می تواند تا پس از بازگشت آن را برای خود برداشته از آن استفاده نماید!!. حال با توجه به این مشکلات از جمله وجود غريزه ی پرقدرت جنسی ، عکس العمل این شخص را در برابر غلیان و طوفان غریزه جنسی در عالم مسافرت و دور از همسر دایمش بررسی می کنیم که چه کاری می تواند انجام دهد :
1- خویشتن داری و انتخاب عصمت و پاکدامنی و محروم ساختن خود از تمتّع جنسی
2- استفاده از ازدواج دایم و راه اندازی یک عروسی جدید در عالم مسافرت
3- ایجاد رابطه ی نامشروع با زنان هرزه و فاسد و بیمار
4- استفاده از ازدواج موقت با زنی پاکدامن ، تحت شرایط خاصی که در عین رفع مشکل هزینه ای برای اوایجاد نکند.
غیر از این چهار راه، راه دیگری برای چنین شخصی وجود ندارد،با دقت در این راه ها مشاهده می کنیم که راه اول تنها برای افراد نادرى از انسان ها باز است که آنها به دلیل قوّت ایمان یا ضعف غریزه جنسی و یا تحمّل کارهای طاقت فرسا و سختی ها و مشکلات دیگر بتوانند در برابر خواسته ها و جوشش غریزه جنسی شان عفت و پاکدامنی را پیشه کنند. اکثریت مردم نمی توانند غريزه خود را سركوب نموده و با سرشت و فطرت و طبيعتش مخالفت ورزند از این جهت این راه برای اکثر مردم عملی نیست.
راه دوم نیز به دلایل مختلف از جمله تحمیل هزینه های اقتصادی، ایجاد مشکلات بعدی ، از جمله مشکلات خانوادگی و تعدد همسری و... برای همگان عملی نیست.
با بسته شدن این راه ها اگر جلوی ازدواج موقت نیز گرفته شود ، تنها راه باقی مانده باز شدن ایجاد رابطه نامشروع با زنان هرزه و فاسدی است که جز خيانت به فرد و جامعه چیزی دیگری به ارمغان ندارد. راهی که جوامع غير اسلامى آن را به عنوان راه حل مشکل شان پذیرفته و حل مشکل را در جواز زنا ولو به صورت غیر قانونی ديده اند و آن را در همه جا آزاد گذارده اند!!.
راهکار اسلام برای حل مشکل
اما اسلام كه براى همه مشكلات انسان راه حل مناسب ارائه كرده است ، در اين مشكل نيز ازدواج موقت را تشريع فرموده است که تمام مزایای ازدواج دایم را برای شخص به همراه داشته باشد ولی هزینه های سنگین ازدواج دایم از جمله هزینه نفقه ی زن و حق ارث و... را نداشته باشد و مدت این ازدواج هم در اختیار زن و شوهر بوده و کاملاً قابل انعطاف و کم و زیاد شدن باشد و اگر این مسئله با حفظ شرایط و مقررات خود به مرحله اجرا گذاشته شود نه تنها مفسده ای بر آن مترتب نیست بلکه مزایای فراوانی را نیز به همراه دارد که در بیان امام علی (ع) طبق نقل شیعه و سنی آمده است که : اگر منع عمر نبود هيچ كس جز شقى زنا نمى كرد.
همانطور که قبلاً نیز بررسی و تذکر داده شده است ازدواج موقت تنها برای حل مشكل مسافران دور از وطن نیست و بر فرض که اگر هیچ حکمتی برای تشریع این حکم اسلامی جز حل مشکل مسافرین دور از وطن و دور از همسر نمی بود ؛ باز برای درستی و معقولیت آن کافی بود، در حالیکه همه توجه داریم که این مسئله اختصاص به مسافرین نداشته و انسان ها در وطن نیز در بسيارى اوقات از ازدواج دايم به دلایل گوناگون معذوراند، و در اين مشكل ، زن و مرد برابرند.
حال ، انسانى كه سالهاى طولانى نمى تواند ازدواج دايم داشته باشد، اگر به ازدواج موقت نیز پناه نبرد چه بايد بكند؟! بويژه كه قرآن كريم به مردان مسلمان هر نوع رابطه نامشروع حتی مقدمات آن را با زنان نامحرم ممنوع قرار داده و مى فرمايد: « و لا تواعدوهن سرّاً » با زنان حتی قرار پنهانى نگذارید. و از طرفی درباره زنان مسلمان نیز مى فرمايد: « و لا متخذات اخدان » (زنان پاكدامن) نیز دوست پنهانی نگيرند!
بنابراین توجیه خلیفه دوم و بسیاری از اشکالات مستشرقین در نفی ضرورت ازدواج موقت در شرایط امروز نفی گردیده و ضرورت آن به نحو شدید تر اثبات می شود .
مرحوم کاشف الغطاء توجیه دیگری برای ممنوعیت خلیفه دوم بیان کرده است که ایشان با توجه به صحت ازدواج موقت در حال سفر ، در شرایط که کشور اسلامی توسعه پیدا می کرد و سرزمین هایی بیشتری فتح می شد و مسلمانان به گوشه و کنار این کشور پهناور برای جنگ و تجارت و ... مسافرت می کردند ، جناب خلیفه برای خـود این حـق و مصلحت سنجی را قایل شده است که به عنوان حاكم و ولى امرمسلمین برای جلوگیری از امتزاج واختلاط خونی مسلمانان صدر اسلام با افراد تازه مسلمان از طریق ازدواج موقت ، آن را ممنوع قرار دهد و این منع بیش از آنکه منع شرعی و قانونی باشد منع سیاسی و موقتی بوده است تا بدینوسیله جلوی ذوب فرهنگی مسلمانان را در فرهنگ و آداب مردمان تازه مسلمان و یا غیر مسلمان بگیرد.
مسلمين نیز این فرمان خليفه را به عنوان يـك مـصـلحـت سـيـاسى و موقتى پذیرفتند، والا ممكن نبود خليفه وقت برخلاف نظر صریح پیامبراکرم (ص) بگويد پيغمبر چنان دستور داده است و من خلاف آن دستور مى دهم و مردم هم بدون اعتراض و چون و چرا سخن او را بپذيرند. بنابراین این حکم ممنوعیت صیفه ، موقتی بوده است که باید با مودب شدن تازه مسلمانان به آداب اسلامی برداشته می شد ، منتهی پیروان مکتب خلفا این کار را انجام ندادند و بعداً در اثر پیدایش جريانات بخصوص و تـعـصـبات بیجا پیروان مکتب خلفاء ، سنّت خلیفه اول و دوم را به شـكـل يـك قـانـون اصـلى و دایمی در آوردند و ازدواج موقت را در مـحـاق نـسـيـان و فـرامـوشـى قرار دادند . اما پیروان مکتب اهل بیت (ع) از آنجائیکه اصل مصلحت سنجی جناب خلیفه دوم را در روزگار وی قبول نداشتند، با از بین رفتن این سنت اسلامی نیز موافق نبودند و لذا برای احیاء مجدّد آن بیشترین تأکید ، ترغیب و تشویق عمومی را انجام دادند و از این جا فلسفه ی تأکید ائمه اطهار را به عنوان پاسداران حقیقی دين در مورد راه اندازی مجدد ازدواج موقت در جوامع اسلامی به خوبی درک می کنیم که آنها از یک طرف بار مسئولیت مصلحت و حكمت ثانوى احیاء یک سنت فراموش شده را برعهده داشته اند و از طرفی وظیفه داشته اند که حكمت اولى تشريع نكاح متعه را برای جامعه اسلامی بیان نمایند به همین جهت عـمـوم افراد را به آن ترغيب و تشويق كرده اند، تا بدینوسیله این سنت متروكه احیاء شود. اين مطلب را به طور وضوح از اخبار و روايات شيعه مى توان استفاده كرد.
از جمله امام جعفر صادق (ع ) مى فرمود: يكى از موضوعاتى كه من هرگز در بيان آن تقيه نخواهم كرد موضوع مُتعه است.
با این نگاه به فلسفه ی قضیه به خوبی نتیجه می گیریم که ترغیب امامان شیعه به ازدواج موقت به هیچ وجه برای کسانی نیست که دارای همسر شرعی و قانونی بوده و هیچ نیازی به ازدواج موقت ندارند ؛ زیراخود آنها در مقابل این موضوع رسماً موضع گرفته و از این کار یاران و شیعیان دارای همسر خود را منع کرده اند از جمله امام كاظم عليه السلام به على بن يقطين فرموده است : «تو را با نكاح متعه چه كار و حال آنكه خداوند تو را از آن بى نياز كرده است ».
و به ديگرى فرموده است :«اين كار براى كسى روا است كه خداوند او را با داشتن همسرى از اينكار بى نياز نكرده اسـت . و امـا كـسى كه داراى همسر است ، فقط هنگامى مى تواند دست به اين كار بزند كه دسترسى به همسر خود نداشته باشد».
بـه هـر حـال آنـچـه مـسـلم اسـت ايـن اسـت كـه هـرگـز مـنـظـور و مـقـصـود قـانـون گـذار اول از وضع و تشريع قانون ازدواج موقت و منظور ائمه اطهار از ترغيب و تشويق به آن اين نبوده اسـت كـه این کار وسـيـله ی هـوسـرانى و هواپرستى و حرمسراسازى براى حيوان صفتان و يا وسيله بيچارگى براى عده اى از زنان اغفال شده و فرزندان بى سرپرست فراهم كنند ؛ تا عده ای بدون توجه به حقیقت و محتوای آن ، آن را با عیاشی و فاحشه گری شرعی یکی دانسته و بین آن و بی بندوباری جنسی تفاوتی قایل نشوند!!
راهکار خلیفه دوم مبنی بر ازدواج دایم کوتاه مدت و نقایص آن
اما آنچه خليفه دوم در توجيه تحريم خود بيان كرده كه : مسلمانان امروز توانایی پیدا کرده اند و می توانند به جای ازدواج موقت ، ازدواج دايم کنند و پس از سه روز طلاق دهند، اکنون این راهکار را کمی توضیح می دهیم که نتيجه اين ازدواج دایم سه روزه و ختم آن با طلاق دادن با ازدواج موقت سه روزه و پایان آن با پایان یافتن مدت ازدواج فرق دارد یا فرق ندارد ؟
در قدم اول ازدواج دایم سه روزه خودش متناقض و پارادوکسیکال است و تحقق آن بعید است که از طرفی دایم و ازطرفی سه روزه باشد، زیرا تصميم بر چنین ازدواج سه روزه حتماً با علم و اطلاع قبلى زن و شوهر باید باشد و هر دو از قبل باید بر آن توافق كنند که پس از سه روز مثلاً از هم دیگر با طلاق جدا شوند.
برفرض صحت چنین عقدی کجای این عقد دایم است تا اسم این ازدواج را ازدواج دایم بنامیم آیا ماهیتاً اين همان ازدواج موقت يا نكاح متعه نیست .؟! چرا جناب خلیفه دوم و پیروان شان چنین ازدواج دایم سه روزه را در بعضی مواقع ضروری دانسته و آن را اجازه می دهند ولی ازدواج موقت با شرایط راحت تر و معقول تر را ضرورت ندانسته و اجازه نمی دهند؟! آیا این چیزی جز تعصب بیجا نیست ؟!
این مسئله انسان را به یاد داستانی می اندازد که روزی پادشاه با دار و دسته اش به شکار رفت از قضا شب را در بیرون از قصر در جای دوردستی باقی ماند و شب هم از شبهای سرد بود که هیچگونه وسیله گرمایش وجود نداشت، سلطان نازک بدن سختی ندیده وقتی از شدّت سرما به خود می لرزید هر چه به نوکرانش دستور می داد که چیزی برایش تهیه کرده بیاورند آنها چیزی را پیدا نمی توانستند، بالاخره گزارش آوردند که قربان ! چیزی دیگری وجود ندارد جز یک پالان الاغ که زبانم لال انداختن آن بالای پادشاه جسارت است !! پادشاه که از شدت سرما به خود می لرزید پالان خر را نیز برای خود غنیمت دانسته فریاد زده می گوید که « همان را بیاورید ولی اسمش را نیاورید »!! حالا هم بعضی از فقهای اهل سنت اسم ازدواج موقت را نمی آورند ولی خود آن را می آورند!!
این فرض در صورتی بود که زن و شوهر با علم و آگاهی به ازدواج دایم سه روزه تن بدهند فرض دیگر این است که اگر زن و شوهر از ابتدا آگاهانه به ازدواج سه روزه اقدام نکنند و تنها شوهر چنين قصدى داشته باشد که پس از سه روز زنش را طلاق دهد و راه خود را گرفته برود و این قصد خود را از زنش پنهان نگه دارد قطعاً اين كار، فريب دادن زن و اهانت به اوست . زیرا آنها از پيش بر ازدواج دايم توافق كرده اند ولی مرد نيت درونى اش یعنی طلاق بعد از سه روز را پنهان داشته است .
حال ، پس از وقوع چنين ازدواج هاى به ظاهر دايم سه روزه ، آیا جائى براى اعتماد زنان و سرپرستان آنها به ازدواج دايم دیگر باقى خواهد ماند؟! چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ؟ چه اشکال دارد که بدون ایجاد جوّ بی اعتمادی در ازدواج دایم ، راه معقول تر دیگر به نام ازدواج موقت را در چنین مواردی تجویز و ترغیب نمائیم؟!
ایرادات و اشکالات بر ازدواج موقت
در بیان زیان های ازدواج موقت باید توجه داشته باشیم که کلاًّ در موضوع شهوت از جمله ازدواج موقت هر کسی از مـسـتـشـرقـيـن و اتـبـاع و اذنـابـشـان ، بـراى اظـهـار نظر هـمـه چـيـز را لازم مـى دانـنـد جز فهم و شناخت عمیق مسائل آن گونه که هستند و از آنجائیکه قانون ازدواج موقت يك ميراث شرقی و حکم دینی است ، مزید بر علّت شده و بیشتر مورد بى مهرى و انتقادات نابجا قرار گرفته است و اگر این مسئله يـك تـحـفـه غربی می بود قطعاً برایش كـنـفـرانـسـهـا و سـمـيـنـارهـا گرفته مى شد كه منحصر كردن ازدواج به ازدواج دائم با شـرايـط قـرن بـيـسـت ویکم تـطـبـيـق نـمـى كـنـد!!
نـسـل امـروز زيـر بـار ايـن هـمـه قـيـود و شرایط سخت ازدواج دائم نـمـى رود، نـسل امروز مى خواهد آزاد باشد و آزاد زندگى كند و جز زير بار ازدواج آزاد كه همه قيود و حدودش را شخصاً انتخاب و اختيار كرده باشد نمى رود...
ولی چه باید کرد که این حکم ، حکم اسلامی و شیعی است و برای آن کسی کف نمی زند و هورا نمی کشد !! ولی از چندی پیش كـه زمـزمـه ازدواج رفاقتی از غـرب توسط افرادی مثل بـرتـرانـد راسـل و امثال آن بـلنـد شـده است پيش بـيـنـى مـى شـود كـه یا از آن اسـتقبال و ازدواج دائم را پشت سر بگذارند و یا عده ای گرد غبار و مظلومیت ازدواج موقت اسلامی را کنار زده برای رفع عقده حقارت خود نیز که شده این نسخه را به رخ غربیان بکشند که ما هم در مقابل چنین چیزی را در اختیار داریم و ممکن است به حدی از آن تبلیغ شود که ما در آينده مجبور بشويم از ازدواج دائم دفاع و تبليغ كنيم.
خلاصه بیشتر اشکالات و انتقادات برازدواج موقت ناشی از نشناختن حقیقت و شرایط این مسئله است که نا آگاهانه و ازدور مورد قضاوت قرار داده اند اما بعضی از اشکالاتی هم وجود دارد که ظاهراً وارد است و باید آنها را جداگانه پاسخ داد و آنها عبارتند از :
1- تشکیل حرم سراها
ايـن مـسـأله را از دو جـهـت بـايـد بـررسـى كـرد: يـكـى از ايـن نـظـر كـه عـامـل تـشـكـيـل حـرمـسـرا از جـنـبـه اجـتـمـاعـى چـه بـوده اسـت ؟
آيـا قـانـون ازدواج مـوقت در تشكيل حرمسراهاى مشرق زمين تأثير داشته است يا نه ؟
دوم ايـنـكـه آيـا مـنـظـور از تـشـريـع قـانـون ازدواج مـوقـت ايـن بوده است كه ضمناً وسيله ی هوسرانى و حرمسراسازى براى عده اى از مردان فراهم گردد، يا نه ؟
علل اجتماعى حرمسراسازى
امـا پاسخ بـخـش اول :
پـيـدايـش حـرمـسـرا مـعـلول دسـت بـدسـت دادن دو عامل است :
1- حـرمـسـرا سازى ناشی از تقوا و عفاف زن است ، به این معنی که شرايط اخلاقى و اجتماعى محيط بايد طورى باشد كه به زنان اجازه ندهد در حالى كه با مرد بخصوصى رابطه جنسى دارنـد بـا مـردان ديـگـر نيز ارتباط داشته باشند.
در اين شرايط مرد هوسران عياش متمكّن چـاره خـود را مـنـحـصـر در این مـى بـيـنـد كـه گـروهى از زنان را نزد خود گرد آورده و حرمسرايى تشكيل دهد.
بـديـهـى اسـت كه اگر شرايط اخلاقى و اجتماعى ، عفاف و تقوا را بر زن لازم نشمارد و زن رايـگـان و آسـان خـود را در اخـتـيار هر مردى قرار دهد و مردان بتوانند هر لحظه با هر زنـى هـوسرانى كنند و وسيله هوسرانى همه جا و هر وقت و در هر شرايطى فراهم باشد، هـرگـز ايـن گـونـه مـردان زحـمـت تـشـكـيـل حـرمـسـراهـايـى عـريـض و طويل با هزينه های هنگفت و تشكيلات وسيع را به خود نمى دهند.
2- نبودن عدالت اجتماعى است . هنگاميكه عدالت اجتماعى برقرار نباشد، يكى غرق دريا دريا نعمت و ديگرى گرفتار كشتى كشتى فقر و افلاس و بيچارگى باشد، در این صورت گروه زيـادى از مـردان از تشكيل عائله و داشتن همسر محروم مى مانند و عدد زنان مجرد افزايش مى يابد و زمينه براى حرمسراسازى فراهم مى گردد.
اگـر عـدالت اجـتـمـاعـى بـرقـرار و وسـيـله تشكيل عائله و انتخاب همسر براى همه فراهم بـاشـد، قـهـراً هر زنى به مرد معينى اختصاص پيدا مى كند و زمينه عياشى و هوسرانى و حرمسراسازى منتفى مى گردد.
مگر عده زنان چقدر از مردان زيادتر است كه با وجود اينكه همه مردان بالغ از داشتن همسر بـرخـوردار بـاشـنـد بـاز هـم بـراى هـر مردى و لااقل براى هر مرد متمكن و پولدارى امكان تشكيل حرمسرا باقى بماند؟
عـادت تـاريـخ ايـن اسـت كه سرگذشت حرمسراهاى دربارهاى خلفا و سلاطين را نشان دهد، عيشها و عشرتهاى آنها را مو به مو شرح دهد اما از توضيح و تشريح محروميتها و ناكاميها و حـسـرتـهـا و آرزو ها و به گور رفتنهاى آنانكه در پاى قصر آنها جان داده اند و شرايط اجـتـماعى به آنها اجازه انتخاب همسر نمى داده است سكوت نمايد.
ده ها و صدها زنانيكه در حرمسراها بسر مى برده اند در واقع حق طبيعى يك عده محروم و بيچاره بوده اند كه تا آخر عمر مجرد زيسته اند.
مـسـلّمـاً اگـر ايـن دو عـامـل معدوم گردد، يعنى عفاف و تقوا براى زن امر لازم شمرده شود و كـامـيـابـى جـنـسـى جز در كادر ازدواج (اعم از دائم يا موقت ) ناممكن گردد و از طرف ديگر نـاهـمـواريـهـاى اقتصادى ، اجتماعى از ميان برود و براى همه افراد بالغ امكان استفاده از طـبـيـعـى تـريـن حـق بـشـرى يـعـنـى حـق تـأهـل فـراهـم گـردد تشكيل حرمسرا امرى محال و ممتنع خواهد بود.
يـك نـگـاه مـخـتـصر به تاريخ نشان مى دهد كه قانون ازدواج موقت كوچكترين تأثير در تـشـكـيـل حـرمـسـرا نـداشته است . خلفاى عباسى و سلاطين عثمانى كه بيش از همه به اين عـنـوان شـهرت دارند هيچ كدام پيرو مذهب شيعه نبوده اند كه از قانون ازدواج موقت استفاده كرده باشند.
سلاطين شيعه مذهب با آنكه مى توانسته اند اين قانون را بهانه كار قرار دهند هرگز به پـايـه خـلفـاى عـبـاسـى و سـلاطـيـن عثمانى نرسيده اند. اين خود مى رساند كه اين ماجرا معلول اوضاع خاص اجتماعى ديگر است و ربطی به تشریع ازدواج موقت ندارد اکنون این سوال را بررسی می کنیم .
2- آيا تشريع ازدواج موقت براى تأمين هوسرانى است ؟
در پاسخ به این سوال عرض می شود که در هر چيزى اگر بشود ترديد كرد در اين جهت نمى توان ترديد كرد و تا کنون بارها تذکر داده شده است که اديـان آسـمـانى عموماً و مخصوصاً اسلام بر ضد هوسرانى و هواپرستى قيام كرده اند، تا آنجا كه در ميان پـيـروان غـالب اديـان تـرك هـوسـرانـى و هـواپـرسـتـى بـصـورت تحمّل رياضتهاى شاقه در آمده است .
يكى از اصول واضح و مسلّم اسلام مبارزه با هواپرستى است . قرآن كريم هواپرستى را در رديف بت پرستى قرار داده است . در اسلام آدم (ذوّاق ) يعنى كسى كه هدفش اين است كـه زنـان گـونـاگـون را مـورد كـامـجويى و (چشش ) قرار دهد ملعون و مبغوض خداوند مـعـرفـى شـده اسـت .
امتياز اسلام از برخى شرايع ديگر به اين است كه رياضت و رهبانيت را مردود مى شمارد، نـه ايـنـكـه هواپرستى را جايز و مباح مى داند.
از نظر اسلام تمام غرايز (اعم از جنسى و غـيره ) بايد در حدود اقتضاء و احتياج طبيعت اشباع و ارضاء گردد. اما اسلام اجازه نمى دهد كـه انـسـان آتـش غـرايـز را دامـن بـزنـد و آنـهـا را بـه شكل يك عطش پايان ناپذير روحى در آورد. از اين رو اگر چيزى رنگ هواپرستى يا ظلم و بى عدالتى به خود بگيرد، كافى است كه بدانيم مطابق منظور اسلام نيست .
جـاى تـرديـد نـيـسـت كـه همانطور که قبلاً نیز تذکر داده شده است هـدف قانون گزار قـانون ازدواج موقت اين نبوده است كه وسيله عياشى و حـرمـسـراسـازى براى مردم هواپرست و وسيله بدبختى و دربدرى براى يك زن و يك عده كودك فراهم سازد.
تـشـويـق و تـرغيب فراوانى كه از طرف ائمه دين به امر ازدواج موقت شده است ، فلسفه خاصى دارد كه توضیح داده شد .
حرمسرا در دنياى امروز
اكـنـون بـبـينيم دنياى امروز با تشكيل حرمسرا چه كرده است ؟ دنياى امروز رسم حرمسرا را مـنـسـوخ كـرده اسـت . دنـيـاى امـروز حـرمـسـرادارى را كـارى نـاپـسـنـد مـى دانـد و عـامـل وجـود آن را از مـيـان بـرده اسـت . امـا كـدام عـامـل ؟ آيـا عامل ناهمواريهاى اجتماعى را از ميان برده است ؟
خـيـر، كـار ديـگـرى كـرده اسـت ، بـا عـامـل اول يـعـنـى عـفـاف و تـقواى زن مبارزه كرده ، و بزرگترين خدمت را از اين راه به جنس مرد انـجـام داده اسـت . تـقـوا و عفاف زن به همان نسبت كه به زن ارزش مى دهد و او را عزيز و گرانبها مى سازد به همان اندازه براى مرد مانع شمرده مى شود.
دنـيـاى امـروز كـارى كـرده اسـت كـه مـرد عـيـاش ايـن قـرن نـيـازى بـه تـشـكيل حرمسرا با آن همه خرج و زحمت نداشته باشد. براى مرد اين قرن از بركت تمدن غرب همه جـا حـرمـسـراسـت .
مـرد ايـن قـرن بـراى خـود لازم نمى داند كه به اندازه هارون الرشيد و فـضـل بـن يـحـيـى بـرمـكـى پـول و قـدرت داشته باشد تا به اندازه آنها جنس زن را در نوعهاى مختلف و رنگهاى مختلف مورد بهره بردارى قرار دهد.
بـراى مـرد ايـن قـرن داشتن يك اتومبيل سوارى و ماهى چند هزار دالر درآمد كافى است تا آنچنان وسيله عياشى و بهره بردارى از جنس زن را فراهم كند كه هارون الرشيد هم در خـواب نـديـده اسـت !!. هـتـلهـا و رسـتـورانـهـا و كافه ها از پيش تر آمادگى خود را به جاى حرمسرا براى مرد اين قرن اعلام كرده اند.
کسانی که در دوران گذشته حرمسرا داشته اند اگر امروز دو باره سر بردارند می بینند که از بـركـت تـمـدّن و آزادی امروزی از حرمسرادارى جز مخارج هنگفت و زحمت و دردسر آن چيزى دیگری از دست نداده اند بلکه مزایایی بهتر و بیشتری پیدا کرده اند که دیگر بـه هـيـچ وجـه حـاضـر بـه تـشـكـيـل حـرمـسـرا بـا آنهمه خرج و زحمت زمان قدیم نخواهند شد و از مردم مغرب زمين كه آنها را از زحمت حـرمـسـرادارى مـعـاف كـرده انـد تشكر خواهند كرد و بيدرنگ اعلام خواهند كرد که تعدد زوجات و ازدواج مـوقّـت کاملاً مـلغى ، زيرا اينها براى مردان در برابر زنان تكليف و مسؤ وليت ايجاد مى كند.
و با کمال تأسف بازنده ی اصلی ديروز و امروز این صحنه، موجود خوش باور و ساده دلى است كه به نام جنس زن معروف است .
معايب و مفاسد ازدواج موقت :
1. لرزان بودن پایه ازدواج موقت :
یکی از اشکالات ازدواج موقت این است که پـايـه ازدواج بـايـد بـر دوام بـاشـد، و زوجـيـن از اول كه پيمان زناشويى مى بندند بايد خود را براى هميشه متعلق به يكديگر بدانند و تـصـور جـدايـى در مـخيله آنها خطور نكند، عليهذا ازدواج موقت نمى تواند پيمان استوارى ميان زوجين باشد.
جواب : بحث بر سر اصل اولی نیست که آیا طبق این اصل ، ازدواج دایم خوب است یا ازدواج موقت . زیرا در این مقایسه بدیهی است که ازدواج دایم خوب است و ازدواج بايد بر دوام استوار باشد و ما هم نمی خـواهـيـم ازدواج مـوقـت را برای همیشه و در هر جا جـانـشين ازدواج دائم كنيم و ازدواج دائم را منسوخ اعلان نماييم .
بلکه در هر کجا که طرفین قـادر بـه ازدواج دائم باشـنـد و اطـمـيـنـان كـامـل نـسـبـت بـه يـكـديـگر پيدا كرده باشند و تصميم داشته باشند براى هميشه متعلق به يكديگر باشند پيمان ازدواج دائم مى بندند و این بهترین ازدواج و مورد تاکید اسلام و از مقدس ترین کانون های اجتماع است .
بحث بر سر جایی است که طـرفـيـن به هر دلیلی ازدواج دائم نتوانند در این صورت مشخص می شود که ازدواج دایم به تنهايى قادر نیست در هـمـه شـرايـط و احـوال ، احتياجات بشر را رفـع كند و منحصر دانستن ازدواج به ازدواج دائم مستلزم اين است كه افراد يا به رهبانيت موقت مكلف گردند و يا در ورطه كمونيسم جنسى غرق شـونـد.
بـديـهى است كه هيچ پسر يا دخترى آنجا كه برايش زمينه يك زناشويى دائم و هميشگى فراهم است خود را با يك امر موقتى سرگرم نمى كند. بحث بر سر مواقع ضروری ، غیر عادی و بحرانی است که در این جا چه باید کرد.
بنابراین ازدواج موقت را با ازدواج دایم نباید سنجید ازدواج موقت را با شرایط منتهی به کمونیسم جنسی و بی بند و باری و فساد اخلاقی باید سنجید که در چنین شرایطی کدام بهتر است .
2. عدم استقبال از آن نشانه منفوریت
بعضی اشکال می کنند که وقتی ازدواج مـوقـت از طـرف زنـان و دخـتـران شیعی مورد اسـتـقبال قرار نگرفته و آن را نوعى تحقير براى خود دانسته اند، خود این مسئله نشان از این دارد که این کار در نزد افكار عمومى نیز منفور و مطرود بوده و در هیچ کجا قابل اجرا و عمل نیست.
جـواب : اولا منفوريت متعه در ميان زنان ، ناشی از سوء استفاده هايى است كه متأسفانه مردان هـوسـران برخلاف فلسفه تشریع این حکم اسلامی در ايـن زمـيـنـه انجام داده انـد و قانون بايد جلو تداوم کار آنها را بگيرد و سوء استفاده از هر قانون و در هر کجا ممکن است و برخورد معقول با این سوء استفاده ها پاک کردن صورت مسئله و حذف اصل قانون از قانونیت نیست بلکه جلوگیری از سوء استفاده و بستن منفذ سوء استفاده چی ها است .
ثـانـيـاً انـتظار اينكه ازدواج موقت به اندازه ازدواج دائم استقبال شود انتظار بيجا و غلطى است . زیرا اصل فلسفه تشریع ازدواج موقت در جایی است که هر دو طرف يا یکی از دو طرف امكان ازدواج دائم نداشته باشند و بدون ازدواج به گناه یا عوارض دیگر بیفتند. این راه حل مثل راه حل برای مواقع بحرانی و ضرورت ها است. همان طوری که نیرو و وسایل اطفائیه یا آتش نشانی برای مواقع ضروری و آتش سوزی تهیه شده است و کسی توقع ندارد که آنها همیشه آژیرکشان در سطح شهر بگردند و یک لحظه آرام نگیرند و یا کسی توقع ندارد که برای اینکه آنها بیکار نماند باید به هر قیمتی شده آتش سوزی راه انداخت تا فلسفه ی راه اندازی این دستگاه ها و نیروها محقق شود، در امر ازدواج موقت نیز توقع نداشته باشیم که حتماً و الاّ و لابد به هر قیمتی شده باید آن را مثل ازدواج دایم تبلیغ و ترویج کرد و باید نمود بیرونی و خارجی آن نیز مثل ازدواج دایم ظاهر و آشکار باشد هر کسی با یک زن دایم و یک زن موقت خود ظاهر شود تا استقبال مردم از آن معلوم شود و اگر هیچ نیازی نیز برای آن وجود نداشته باشد باید آن را به وجود آورد!! پس معلوم می شود که این فکر ، فکر معقولی نیست.
3. بی حیثیتی و بی احترامی به زن در ازدواج موقت
بعضی از انسان ها که از دور و طرف مقابل این حکم اسلامی عبور می کنند این حکم دینی را برخلاف حيثيت و احترام زن دانسته آن را نوعى كرايه دادن آدم و جواز شرعى آدم فـروشـى می دانند ، و استدلال می کنند که این خـلاف حـيـثـيـت انـسـانـى زن اسـت كـه در مقابل وجهى كه از مردى مى گيرد وجود خود را در اختيار او قرار دهد!!
پاسخ : اولاً ازدواج موقت را مانند دیگر مسایل دینی آن گونه که در دین آمده است باید در نظر گرفت و حدس و گمان و خیالبافی و سوء استفاده ها و امثال آن را در آن دخالت نداد اگر کسی با نگاه واقع بین به این قضیه نگاه کند به خوبی متوجه می شود که این مسئله هیچ ربـطـى بـه اجـاره و كـرايـه زن ندارد زیرا مهریه ای که در این ازدواج است در ازدواج دایم نیز مطرح است و آيـا تنها مـحدوديت مدت ازدواج دراین عقد موجب مى شود كه این ازدواج از صورت ازدواج خـارج و شـكـل اجـاره و كـرايه به خود بگيرد؟!
آيا چون این ازدواج حتماً بايد مهر معين و قطعى داشـته باشد این کار به معنای كرايه و اجاره است ؟
آیا اگر مهریه را از آن برداریم و این ازدواج بدون مهر باشد و مرد چيزى نثار زن نكند، زن حيثيت انسانی خود را باز می یابد ؟
کسی که با قانون اسلامی آشنایی داشته باشد به خوبی متوجه می شود که ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهيت قرارداد هيچ گونه تفاوتى با هم ندارند و نـبـايـد هم داشـته باشند. هر دو ازدواج اند و هر دو بايد با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بـگـيـرنـد و اگـر نـكـاح مـنـقـطـع را با صـيـغـه هـاى مـخـصـوص اجـاره و كـرايـه بـخـوانـند باطل است .
ثـانـيـاً برفرض که این کار زن ، کار برای کرایه باشد و از این زاویه نگاه شود . سوالی که پیش می آید این است که از كـى و چـه تـاريـخى كرايه آدم منسوخ شده است ؟ مگر بقیه انسان ها برای کرایه کار نمی کنند ؟ مگر تمام خياطها و باربرها تمام پزشكها و كارشناسها، تمام كارمندان دولت از نخست وزير گرفته تا كارمند دون رتبه ، تمام كارگران كارخانه ها آدمهاى كرايه اى نیستند؟
ثـالثـاً زنـى كـه بـه اخـتيار و اراده خود با مرد بخصوصى به خاطر حفظ خود از گناه و معصیت و ارضاء غرایز خود به صورت شرعی و صحیح ، عقد مقدس ازدواج ولو موقّت را مى بندد در این کار خود به دید کرایه نگاه نکرده و خودش را نیز آدم كـرايـه اى نـمی داند و معتقد است که كارى بر خلاف حيثيت و شرافت انسانى خود انجام نداده است.
اگر کسی مى خواهد زن كـرايـه اى را بـشـنـاسـد و بردگى زن و غارت حیثیت آن را ببيند به کاباره ها و مراکز فساد و فحشاء و كمپانيهاى فيلمبردارى و تهیه کنندگان فیلم های سیکسی تلویزیونی ، ویدیویی ماهواره ای انترنیتی و... شرکت های تولید کننده انواع کالاها و استفاده از زن به عنوان ابزار تبلیغ کالا وجلب مشتری در مراکز فروش و مراکز عمومی و شبکه های مختلف و... و هتل های چند ستاره و لوکس مراجعه کند که در هر گوشه و کنار جهان کم و بیش وجود دارد تا ببيند زن كرايه اى يعنى چه .
زن كـرايـه اى آن زنـى اسـت كه براى جلب مشترى براى يك مؤ سسه اقتصادى و تجاری با هزاران اطـوار ـ كـه اغـلب آنـهـا تـصـنـعـى و بـه خـاطـر انـجـام وظـيـفـه مـزدورى است روى صفحه تلويزيون ظاهر مى شود و به نفع يك كالاى تجارتی تبليغ مى كند.
كيست كه نداند امروز در مغرب زمين زيبايى زن ، جاذبه جنسى زن ، آواز زن ، هنر و ابتكار زن ، روح و بـدن و بـالاخـره شـخـصـيـت زن ، وسـيله حقير و ناچيزى در خدمت سرمايه دارى اروپـا و امريكا قرار گرفته است ؟!
تعجب در این است که اگر زنى با شرايط آزاد و با کمال اختیار برای حفظ ایمان و سلامتی خود ، با يك مـرد به طور موقت ازدواج كند زن كرايه اى محسوب شده و آن راخلاف حیثیت زن معرفی مى کنند. اما اگر زنى در يك عروسى يـا شب نشينى یا کاباره در مقابل چشمان حريص هزار مرد و براى ارضاء تمايلات جنسى آنها حنجره خـود را پـاره كـنـد و هـزار و يـك نـوع معلق بزند تا مُزد معينى دريافت کند و یا در مراکز فساد در هر ساعتی در دامن یکی بغلتد، زن كرايه اى محسوب نمى شود.
آيا اسلام كه جلو مردان را از اين گونه بهره بردارى ها از زن گرفته است و خود زن را بـه ايـن اسـارت آگـاه و او را از تـن دادن بـه آن و ارتـزاق از آن منع كرده است مقام زن را پايين آورده است يا دنیای متجدد امروز ؟
اگر روزى زن به درستى از وضعیت خود آگاه و بيدار شود و تبلیغات مزورانه و گسترده اجازه دهد تا دامهايى كه مرد متجدد امروز در سر راه او گـذاشـتـه و مخفى كرده است بشناسد، عليه تمام اين فريب ها قيام خواهد كرد و آنوقت تصديق خـواهـد كرد که يگانه پناهگاه و حامى جدى و راستگوى او قرآن و دستورات اسلامی است.
4 ـ اگر اسلام این قدر طرفدار حقوق زنان است چرا اجازه داده است که یک مرد بی نهایت زن صیغه ای داشته باشد؟!
پاسخ این سوال از فلسفه ی تشریع ازدواج موقت به خوبی داده و فهمیده می شود که اسلام این حکم اسلامی را برای مواقع ضروری و رفع عطش و ارضاء غریزه ی که انسان را به گناه اندازد ، وضع کرده است و هر چند از نظر تعداد محدوده ای آن را مشخص نکرده باشد بقیه ی شرایط این حکم به خوبی محدوده ای آن را مشخص نموده است، قانون گزاران اصلی این قانون، از جمله امام کاظم (ع) وقتی به کسی مثل علی بن یقطین در هنگام سوال از ازدواج موقت ، می فرماید : «تو را با نكاح متعه چه كار و حال آنكه خداوند تو را از آن بى نياز كرده است ».
وقتی به ديگرى می فرماید :«اين كار براى كسى روا است كه خداوند او را با داشتن همسرى از اينكار بى نياز نكرده اسـت . و امـا كـسى كه داراى همسر است ، فقط هنگامى مى تواند دست به اين كار بزند كه دسترسى به همسر خود نداشته باشد».
آیا با وجود دسترسی به یک همسر ولو همسر موقتی ، دلیل دیگری برای جواز این ازدواج برای شخص باقی می ماند تااین شخص تا بی نهایت به این کار اقدام کند ؟! آیا این سختگیری ها بیانگر محدوده ی آن نیست ؟!
ثانیاً اگر تصور درستی هم از مسئله داشته باشیم تصوّر ازدواج موقت تا بی نهایت عقلاً نیز از بین می رود زیرا در ازدواج موقت مثل ازدواج دایم پای دو انسان یک مرد و یک زن در میان است و فرض براین است که هر دو از جمله زن از عقل، شعور، اختیار و اراده و هوش کافی برخوردار است و زن وقتی به این قرارداد ملتزم می شود با چشم باز مرد را با تمام یا عمده ترین خصوصیات و ویژگیهایش دیده و شناخته و به ازدواج با او رضایت می دهد، چگونه می توان تصوّر کرد که زنی با اراده و اختیار خودش با خصوصیات زنانگی که دارد از جمله ندیدن چشم امباغ و هوو برای خود ، در عین حال به ازدواج مردی در آید که هم زمان با ازدواج با او زنان بی نهایتی دیگری نیز در اختیار دارد !! اگر کسی توانست این تصور را برای خودش به وجود بیاورد آن زمان این اشکال بر ازدواج موقت نیز وارد خواهد بود.
به نظر می رسد این اشکال عمدتاً از نادیده گرفتن اراده و اختیار و رضایت زن نشأت می گیرد که وقتی گفته می شود که در ازدواج موقت مرد می تواند بی نهایت زن داشته باشد این تصور برای انسان به وجود می آید که در ازدواج موقت هیچ چیزی جز توان و قدرت مرد دخالت ندارد همانطور که انسان پول دار بسته به توان و قدرت خود می تواند هزاران هزاران تن چغُندر بخرد و دیگر هیچ مانعی برای خرید او وجود ندارد و چغندر ها هم نمی توانند اعتراض کنند که تو همه ما را خورده نمی توانی برای چه همه ما را به تنهایی خریده ای و دسترسی دیگران به ما را ممنوع قرار داده ای ؟! در ازدواج موقت نیز خیال شده که همین کار را می شود در مورد زنان انجام داد و آنها نیز کوچکترین اعتراض و مخالفتی در این زمینه نمی توانند داشته باشند و مرد هر مقدار بتواند بستگی به همت و جرئتش زن کند مانعی برایش وجود ندارد!! در حالیکه امر ازدواج خیلی پیچیده تر از این حرف ها است خیلی ها برای تحقق یکی از آنها ولو ازدواج موقتش سالها حرمان کشیده و آخرش به آن نرسیده است حالا بیائیم فرض بی نهایت آن را زیر سوال ببریم .!!
5 – اگر ازدواج موقت این قدر خوب است چرا در جامعه اسلامی اجرا نمی شود؟
پاسخ :
وقتی در نوشته های قبلی برخی ضرورت های آن و فلسفه ای تشریع و احکام وشرایط آن به خوبی توضیح داده شده است اگر در درستی و معقولیت آنها ایرادی نداشته باشیم ، عملی نشدن آن مربوط به قانون و قانونگزار نمی شود بلکه بیشتر به موانع و عوامل روانى و اجتماعى هر عصر و روزگار مربوط می شود، که به برخی از آنها مثل سوء استفاده از این کار توسط افراد هوسران اشاره کردیم و به برخی دیگر شان در این جا اشاره می کنم :
1- یک عامل اجرایی نشدن درست ازدواج موقت ، نشناختن درست این مسئله دینی است که انسان تا زمانی چیزی را نشناسد با آن دشمنی می کند .
2- عامل دوم تبلیغات دشمنان در گذشته و حال و رسوبات فكرى غلط و جاهلانه در بعضی از جوامع است که همه دست در دست هم داده و با انواع و اقسام شبهات و القائات جلوی درک صحیح آن را گرفته است و تبليغات سوء آن قدر در ضمير مردم رخنه کرده و تأثیر گذاشته است كه گاهی روابط نا مشروع با تسامح نگريسته مىشود ولى به ازدواج موقت با ديدگاه بدتری نگاه مىشود!!
3- تسلیم شدن خود جوانان و نیازمندان ، به شبهات و القائات. به گونه ی که در عمل به جای اینکه این حق قانونی و شرعی شان را به صورت درست و معقول مطالبه کنند و در اين راه با روشنگرى و احساس مسؤوليت گام بردارند و با مطرح ساختن مسأله و بررسى ابعاد آن در راه برداشتن موانع آن عمل کنند، بر طبل مخالفت و نا درست بودن آن کوبیده اند و بدیهی است که اگر طفل شیرخوار نیز گریه نکند موجود مهربانی مثل مادر نیز به او شیر نمی دهد چه رسد به دیگران.
آیا ازدواج موقت راه بی بند و باری را بیشتر باز نمی کند؟
بدیهی است که هر قانونی هر چند در ذات خود مفید و درست باشد ، اگر به صورت درست اجرا نشود تبعات ناشایست فراوانی را ممکن است به دنبال داشته باشد و ازدواج موقت نیز از این قانون کلّی مستثنی نیست ، اگرازدواج موقت را مانند ازدواج دايم از طریق مجارى عرفى و قانونى آن انجام شود و متناسب با شرایط هر عصر و روزگار راهکاری برای اجرایی شدن آن در نظر گرفته شود و برای این کار مثل هر کار قانونی دیگر ثبت و ضبطی وجود داشته باشد و طبیعتاً در روزگار پیچیده و پر از پیچ و خم امروز مثل جوامع سنتی و ساده ی قدیم برخورد نشود، مشکلاتی را پدید نخواهد آورد.
همه به خوبی می دانیم که در گذشته حتی در ازدواج دایم شان تنها به گفته ی آخوندی که عقد شان را می خواند قناعت می کردند و دیگر هیچ حساب و کتابی در کار نبود امروز این راهکار کارایی ندارد امروز همه کارها باید دارای حساب و کتاب باشد به این معنی که افراد واجد شرايط برای ازدواج موقت باید مثل ازدواج دایم از طريق مجارى عادى يكديگر را شناسايى و خواستگارى كنند و پس از اجرای عقد از نظر قانونى نيز بايد روال جارى در ازدواج دايم، مانند ثبت در دفاتر ازدواج طى شود و حتی در تذکره یا دفتر ازدواج و یا شناسنامه افراد ثبت گردد تا هم جلوی بی بند و باری و افراد سوء استفاده چی گرفته شود و هم احکام اسلامی نظیر مراعات عده و امثال آن در بین دو ازدواج به خوبی مشخص باشد و بدینوسیله به خوبی معلوم شود که تصور نادرستی که از ازدواج موقت در اذهان پدید آمده است که زن می تواند در ازدواج موقت در هر ساعتی در آغوشی کسی قرار گیرد از اذهان پاک شود که چنین چیزی واقعیت ندارد.
و با توجه به این ضرورت ها است که به آقای نظری نیز عرض می کنم که بر فرض صحت ادعای شما اگر پادوان قایل به ازدواج موقت شعبه ای از این کار را در چهل باغتوی پشی نیز دایر کنند، کار اشتباهی نکرده اند ، زیرا در غیر این صورت فردا هر کسی به ادعای ازدواج موقت هر نوع ارتباط جنسی و دیگر مراودات را با هر کسی آزاد می سازد و برای اثبات هر ادعایی باید مرکز معتبر و قانونی وجود داشته باشد تاجلوی هرگونه سوء استفاده گرفته شود.
در اخیر خدمت آقای نظری عرض می کنم که با توجه به فلسفه تشریع ازدواج موقت و سیره خود امامان استنادی که به امام علی و امام حسین (ع) در نوشته شما داده شده است ، صحت ندارد.
و برای رفع وحشت بیشتر از ازدواج موقت و رفع نگرانی بیشتر از احیاناً راه افتادن شعبه ای از این کار در منطقه !! به عرض می رسانم که اولاً شاید از این نوشته نتیجه گرفته باشید که ازدواج موقت مثل ازدواج دائم است با کمی شرایط سهل تر و البته سهولت آن به حدّی نیست که هر نوع ایهام فاحشه گری شرعی !! را در مورد آن به وجود بیاورد.
برای اینکه خوب رفع وحشت شده باشد که اگر کدام شعبه ای از این نوع ازدواج در منطقه به صورت رسمی نیز باز شود کدام مشکلی به وجود نخواهد آورد، تاریخ ده ها ساله گذشتگان خود را نمونه می آورم و جالب است بدانید که عقد بسیاری از مادران ما به صورت عقد ازدواج موقت بسته شده است و بنده نیز تا چند سال قبل آن را نمی دانستم و شاید شما تا هنوز از آن خبر نداشته باشید زیرا صورت اطلاع این چنین نمی گفتید که اگر ازدواج موقت یا صیغه درست است با عیاشی و فاحشه گری چه فرق دارد و نمی گفتید که مگر عیاشی شاخ ودم دارد ؟ اگر کدام شاخ و دم برای گذشته پیدا توانستید می توان از آن در آینده نیز نگران بود و اگر در گذشته هیچ مشکلی لااقل در بخش فاحشه گری وجود نداشته است و در آینده نیز به خوبی و درستی اجرا شود کدام مشکلی را ایجاد نخواهد کرد.
البته ذکر این نمونه تنها به خاطر رفع نگرانی شما از اجرای ازدواج موقت در منطقه است نه به معنای تأیید صددر صد آن .
مردم ما لااقل مردان ما در گذشته این هوشیاری را داشته و می دانسته اند که شرایط ازدواج موقت سهل تر است و لذا برای فرار از بعضی از بارها و مسئولیت ها عقد ازدواج همسران شان را ازدواج موقت هفتاد ساله می بسته اند و بدین ترتیب بسیاری از حقوق زنان را مراعات نمی کرده اند و از این جهت به هیچ وجه مورد تأیید بنده قرار ندارد و لذا خودم در مقام عمل به آن ملتزم نبوده و خود عقدها را به صورت عقد دایم بسته ام و تا مقداری که توانسته ام در مناسبت های مختلف دختران را به حقوق شان آشنا ساخته ام و معتقدم زنان ما بیش از آنکه از اصل قوانین اسلامی مثل دیه ، ارث ، نفقه ، مهریه ، حجاب ، ازدواج موقت و امثال آن ضرر دیده باشند از جهالت شان به احکام اسلامی و ازجمله به همین حقوق شان ضرر دیده اند و به هر مقدار به احکام و حقوق دینی شان آشنا شوند به همان مقدار از محرومیت و حق کشی شان نیز بیرون می آیند.
از همین جا جواب مطلب دیگر تان در مورد حجاب نیز به دست می آید که مقایسه امروز با صد سال قبل مقایسه نادرستی است ، زیرا نه آزادی های صد سال قبل و نه محدودیت های بعد از آن مربوط به دین است، هر دو ناشی از آداب و رسوم و سنت های حاکم برمنطقه بوده و هست، همانطور که اشاره شد ما امروز معتقدیم که زنان به هر مقدار که به احکام و حقوق اسلامی خود آشنا شوند به همان اندازه به آزادی ها و حقوق خود نیز دست پیدا کرده و می کنند، سربرهنه کارکردن زنان با محارم خود در مزارع و کوه و قول نه افتخاری برای گذشتگان بوده است و نه همین کار از طرف شرع امروز منع شده است ، امروز نیز شرعاً زن و شوهر مادر و پسر خواهر و برادر در یک جای خلوتی که کسی دیگر عبور و مرور ندارد همین کار را می تواند انجام دهند، دیروز زنان نه امکان داشتند و نه می دانستند که حق تحصیل را هم دارند اما امروز به جای سربرهنه کار کردن فی صد کمی از زنان و دختران در گذشته ، همه زنان و دختران حق تحصیل دارند و نه تنها دختران بلکه زنان خانه دار نیز از این حق شان استفاده می کند، امروز به هر مقداری که به حقوق شان آشنا شده اند ، زنان در تمام برنامه های دینی و اجتماعی و سیاسی با رعایت روسری مشارکت پیدا کرده اند ، اگر دیروز بی روسری آب بازی کرده باشند و بس امروز با روسری در تمام امور سهم بگیرند کدام بهتر است !! درست است که بعضی از محرومیت ها در مورد زنان اعمال می شود این جا باید روشنگری لازم صورت گیرد و همه به حقوق شان آگاه شوند نه اینکه تمام تنبلی وسستی و بیکاری خود را نیز متوجه قانونگزار کنیم که این قانون خود به خود چرا مارا نجات نداده ونمی دهد.!!
بنابراین نه دستور حجاب از صد سال بعد وارد شده است تا جدیداً موجبات بدبختی زنان و دختران ما را فراهم کرده باشد!! و نه کارهای گذشته که بعضی شان بر اساس جهالت و نادانی صورت گرفته است قابل دفاع است .
شاید از بزرگان به خاطر داشته باشید که اگر در گذشته احکام حجاب رعایت نشده است بسیاری از مسایل دیگر نیز رعایت نشده است مسایلی مثل خوردن قوتونی و نیلونی و... اگر امروز برای مردم در اثر افزایش آگاهی نسبی محرومیت هایی از نظر خوردن قوتونی و رعایت حجاب در حد ضروری خودش و امثال آن به وجود آمده است دلیلی بر آمدن دین جدید نیست دین همان دین قبلی است ، منتهی آگاهی از وظایف است که خواهی نخواهی برای انسان مسئولیت می آورد همان طوری که گاهی گره ها را نیز باز می کند.
در اخیر از طولانی شدن بیش از حد این مقاله عذرخواهی می کنم حقیقتش هر چه خواستم آن را در چند بخش نشر کنم به نظرم مناسب نیامد و برای یک بار نشر آن هر چه از دور و بر آن حذف کردم و بسیاری از مطالب را نادیده گرفتم باز هم سر از این جا در آورد که بالاخره در یک بخش جا نشد،و مجبور شدم هم زمان در دو بخش خدمت شما تقدیم نایم . امیدوارم عیب طولانی بودن آن را با دقت بیشتر و مطالعه مکرر مرتفع سازید تا حقیقت مطلب به خوبی فهمیده شود .
والسلام.
مظفری