آغاز سال تحصیلی جدید بر همه دانش آموزان عزیزکشور ما مبارکباد.
در این مراسم آقای غلام فاروق وردک وزیر معارف کشور نیز طی سخنانی ابراز داشته است که : در سال تحصیلی 1388 از میان سیزده میلیون دانش آموز واجد شرایط تعلیمی، هفت میلیون دانش آموز که سی و هفت فیصد آنها را دختران تشکیل می دهند، به تحصیل علم پرداخته اند و متأسفانه پنج میلیون نفر از این کودکان به دلایل مختلف از جمله ناامنی از آموزش محروم مانده اند.
آقای غلام فاروق وردک تعداد مکاتب سراسر کشور را دوازده هزار و پانصد مدرسه و مکتب عنوان کرده و گفته است که : سال گذشته نیز با تعطیل شدن 492 مکتب در نقاط مختلف کشور، حدود دوصد هزار کودک از تحصیل محروم شده اند و از مجموع صد و هفتاد و پنج هزار معلم این مکاتب، سی فیصد معلمین را زنان تشکیل می دهند که در این جهت نسبت به زمان طالبان پیشرفت قابل توجهی صورت گرفته است.
با وجود اینکه از میان سیزده میلیون دانش آموز واجد شرایط از نظر کمی، فراهم شدن امکان تحصیل هفت میلیون دانش آموز ، با توجه به وضع نابسامان کشور افغانستان خبر نسبتاً خوشحال کننده و امیدوار کننده ای است اما از نظر کیفی هنوز مشکلات فراوانی فرا روی دانش آموزان ما قرار دارد و همین هفت میلیون دانش آموز مشغول تحصیل نیز بخاطر عدم دسترسی لازم به کتاب درسی و کمک درسی ، نبود اساتید متخصص و مسلکی، کمبود فضاهای آموزشی، عدم دسترسی معلمین و دانش آموزان به کتابخانه و کتب مرجع ، به روز نبودن کتب و مضامین درسی ، نبود ابزار و وسایل آموزشی و آزمایشگاهی در مکاتب و لیسه ها ، چند شغله بودن معلمین به دلیل پائین بودن دست مزد شان ، نداشتن وقت و حوصلهى کافی اساتید برای تدریس مناسب و ده ها مشکل دیگر به شدت رنج می برند و جدیت نگرانی و مشکل زمانی شدید و نگران کننده می شود که اراده و جهتگیری لازم و کارشناسی شده از سوی مقامات ارشد و از جمله شخص وزیر معارف به سمت بهبودی و رشد کیفی تعلیم و تربیت مشاهده نشود و انگیزه ى کافی و همت بلند برای حل مشکلات یاد شده به چشم نخورد و یا در صورت داشتن اراده و انگیزه ، توان و تخصص لازم و کافی برای چنین کاری نداشته باشند.
از آنجائیکه بسیاری از مردم و اولیا و مربیان و دانش آموزان کشور ما می دانند که وزارت تعلیم و تربیت ماهیتاً از حساسیت و ظرافت بسیار بالا و پیچیدگی هایی بسیار دقیقی برخوردار است و تنها کس یا کسانی می تواند سکاندار چنین مقام و پست حساس قرار گیرد که تجربه و تخصص کافی در امر تعلیم و تربیت داشته باشد و از پیچیدگی و حساسیت و ظرافت های این وزارتخانه که سرنوشت یک نسل را و در آینده نبض کل جامعه را در دست دارد، اطلاع دقیق داشته باشد، با توجه به نکتهی یاد شده ، سکانداری موفق و تحول آفرین و امیدوار کننده ى وزیر فعلی معارف جای تردید جدی دارد زیرا وی در رشته پزشکی سررشته دارد و مدتی هم در کارمندی سازمان ملل و سپس در شورای وزیران کسب تجربه کرده است و تیم کاری غیر متخصص و غیر مسلکی را نیز با خود به وزارت خانه آورده است و با چنین تخصص و تجربه و تیم کاری ، حل مشکلات کمی و کیفی موجود وزارت معارف و بهبود وضع معیشتی معلمین و رفع مشکل بی سوادی میلیون ها بیسواد کشور، انتظار دور از دسترس خواهد بود و با توجه به ظواهر قضایا نمی توان امید بهبودی کیفی شگرف در این وزارت خانه و به این زودی ها عملی نخواهد بود مگر اینکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند و آن دست غیب چیزی جز مشارکت و کمک های مردمی و اولیای خود دانش آموزان در این امر مهم و سرنوشت ساز نیست تا خود مردم کمر همت را نبندند و خود به اندازه ى توان و قدرت خود در رشد کیفیت آموزشی فرزندان و برادران و خواهران خود تلاش نکنند کسی دیگر جز کار روتین و کلیشه ای و روزمره و شعاری کاری اساسی و مهم صورت نخواهد داد و با کمال تأسف باید اذعان کرد که نه شخص رئیس جمهور می خواهد کاری مثبت در این جهت انجام دهد و نه از نظارت شورای ملی و اعضاء پارلمان کاری در این جهت ساخته است و گرنه چنین شخص غیر مسلکی نه توسط رئیس جمهور برای تصدی این وزارتخانه معرفی می شد و نه در صورت معرفی ، از طرف پارلمان برای این وزارتخانه صالح تشخیص داده شده و رأی اعتماد می گرفت اما اکنون که نهادهای رسمی مسئولیت قانونی خود را به خوبی ادا نکرده اند، باید بر نظارت مردمی از سویی و بر مشارکت آنها از سوی دیگر تأکید کرد تا شاید در سال تحصیلی جدید شاهد تغییرات مثبت نسبی در جهت رشد کمی و کیفی دانش آموزان عزیز خود باشیم.