تبریک حلول سال شمسی 1387
یا مقلٌب القلوب و الابصار یا مدبّر اللیل و النّهار
ای گرداننده دل ها و دیده ها ای تدبیرکننده ی شب و روز
یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال
ای تغییر دهنده ی سال و حالات حال ما را به بهترین حال متحوّل بفرما
حلول سال ۱۳۸۷ هجری شمسی و رسیدن فصل بهار طبیعت را به همه عزیزان و خوانندگان و هموطنان عزیزم در هر کجا هستند صمیمانه تبریک گفته برای همگی سال پر از خیر و خوبی و سرشار از سعادت و برکت ومملو از شادکامی و موفقیت آرزو می کنم امیدوارم در این بهار طبیعت فصل شکوفایی و سر سبزی همگی از شکوفایی استعدادها و خلاقیت ها و توانائیها و سر سبزی و نشاط در زندگی شان برخوردار باشند و کشور عزیز ما نیز روز به روز شاهد ترقی و امنیت و عدالت و آبادانی و همدلی روز افزون باشد .
قطعه شعری که دوست و برادر عزیزم آقای احمدعلی مطهری چندی قبل به همین مناسبت نگاشته و ارسال کرده بود خدمت دوستان دیگر نیز تقدیم می نمایم به این امید که دوستان دیگر ما نیز هر کدام شان در کنار کار و شغل روز مره ی شان ذوق و استعداد سر شار شان را در هنر و کارهای دیگر نظیر مطالعه در زمینه های مختلف و یادگیری کارهای فنی و هنری و چیزهای مورد نیاز دیگر نیز به کار گیرند و روز به روز شاهد شکوفایی استعدادهایی دست نخورده ای عزیزان خود باشیم :
بهار آمد ز شوق گل دلم در تن نمی گنجد
تنم در شور چون بلبل به پیراهن نمی گنجد
سحر بلبل به شاخ گل نشین ونغمه ها سرکش
که دیگر دشت این گلشن بجز سوسن نمی گنجد
نسیمی باد نوروزی به بوی آشتی بر خاست
دیگر بادی که رنج آرد در این گلشن نمی گنجد
شمال باد نوروزی چمن را شانه در سرزد
شکست ابری سیه از هم در این میهن نمی گنجد
مبارک بلبل حیران که دشت این چمن هرسال
هزاران گل به بار آرد که در دامن نمی گنجد
ز احمد گرسخن جویی خوشست تا ازوطن گویی
که این مجنون دل مارا بجز میهن نمی گنجد.