بسم الله الرحمن الرحیم[1]

الحمد الله والصلوه و السلام علی رسول الله  و علی آله آل الله من الان الی لقاء یوم رحمه الله.

قبل از همه مصیبت در گذشت نابهنگام حجه الاسلام والمسلمین اقای افضلی ره را خدمت مردم افغانستان، مخصوصا مردم جاغوری و پشی تسلیت و تعزیت عرض می کنم و همچنین مراتب تسلیت خود را خدمت خانواده محترم افضلی به خصوص والدین گرامی، همسر مکرمه، خواهر، فرزندان آن مرحوم مصطفی، مرتضی و سمیه و برادران ارجمندش آقایان حاجی عارف و محمد اکرم و سایر بازماندگان مرحوم مغفور حجه الاسلام والمسلمین آقای افضلی تسلیت عرض می کنم.

 موضوع صحبتم را در این جلسه در مورد عوامل موثر بر شخصیت انسان قرار داده ام خداوند ثواب از این جلسه، ختم قرآن کریم و خیرات و نذورات که می شود را به روح مرحوم افضلی عاید و واصل گرداند و روح ایشان را از جمع ما مخصوصا از بازماندگان ایشان شاد و راضی گرداند.

انسان موجودی پیچیده ای است که به همین خاطر برخی انسان را به موجود ناشناخته تعریف کرده است و حضرت امیر (ع) نیز در مورد انسان بیان داشته است که "اتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبر" یعنی تو گمان می کنی که انسان همین اندام کوچک است در حالیکه دنیای بزرگی در انسان تعبئه شده است.

برای ساختن شخصیت انسان شرایط و عواملی گوناگونی لازم است که برخی آن در اختیار انسان است اما برخی دیگر خارج از اختیار انسان است. میزان تاثیر گذاری عوامل و شرایط مختلف در تکوین شخصیت انسان یکسان نیست.

تعریف شخصیت:

 اصطلاح شخصیت هر چند بسیار ساده و روشن به نظر می رسد و در ابتدا به نظر می رسد که  نیاز به تعریف آن نباشد اما اینگونه نیست زیرا برای شخصیت تعاریف گوناگون بیان شده است که نیاز است تعریفی مشخص و دقیق از آن بشود. شخصیت را بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی این گونه تعریف کرده اند: شخصیت عبارت است از مجموعه اعتقادات یا اندیشه و رفتار مخصوص یک فرد. بنا براین شخصیت دو ویژگی دارد که یک بخش آن مربوط به اعتقادات و اندیشه و باور انسان می گردد و بخش دیگر مربوط به رفتار خارجی انسان می گردد. این دو بخش می تواند شخصیت انسان را بسازد که اولی آن حالت نرم افزاری را دارد و دومی که رفتار باشد حالتی سخت افزاری را دارد.

 همانگونگه که اشاره شد دو دسته عوامل در تکوین شخصیت انسان موثر است که بخش اول آن را می توان تحت عنوان عوامل غیر اختیاری مورد بحث قرار داد.

-         عامل غیر اختیاری:

مقصود از عوامل غیر اختیاری عواملی است که در ساختن شخصیت فرد موثر است اما انسان خود در آن عوامل نمی تواند دخالت کند و تاثیری در آن ندارد که این دسته از عوامل نیز زیاد است که در ذیل به برخی آن اشاره شده و به برخی دیگر بصورت مفصل تر پرداخته می شود.

1.      محیط اجتماعی:

 یکی از عواملی که در ساختن شخصیت فرد موثر است محیط اجتماعی است. انسان با توجه به محیطی که در آن بزرگ می شود از پیرامون خود ارزشها، باورها و رفتارهای را می آموزد. بخش از هنجارها و قواعدی رفتاری که ما همواره مطابق آن عمل می کنیم و جامعه به خاطر رفتارهای همنوای ما با آن ما را می پذیرد از محیط پیرامونی یاد گرفته می شود.

2.      استعداد:

 خداوند در نهاد و طبیعت انسان استعدادهای متفاوتی قرار داده است. انسان ها از استعداد و توانایی فکری و ذهنی یکسانی برخوردار نیست. همین تفاوت که در اختیار انسان نیست می تواند زمینه های شخصیتی متفاوتی را به وجود آورد و اینده و شخصیت متفاوتی را برای افراد جامعه رقم بزند.

3.      توانایی جسمی:

 توانایی ذهنی و جسمی نیز در افراد جامعه متفاوت است و همه افراد جامعه دارای توانایی ذهنی و جسمی یکسان نیست و این امر نیز می تواند بر شخصیت انسان تاثیر بگذارد در حالیکه در اختیار انسان نیست. کسی که ذهن قوی دارد و از توانایی جسمی سالم و خوبی برخوردار است می تواند ظرفیت وجودی خود را بهتر ارتقاء بخشیده و شخصیت موثر تری را داشته باشد، برعکس کسی که توانایی ذهنی و جسمی ضعیف تری دارد چون توان فراگیری و جسمی وی ضعیف است لذا شخصیتی را که در آینده کسب می کند نیز ضعیف خواهد بود. و از همین سنخ می توان به تمایلات، سلایق و غرایز متفاوت افراد اشاره کرد که در اختیار انسان نیست اما بر شخصیت انسان تاثیر می گذارد به قول شاعر هر کسی را بهر کاری ساختند  حب آن را در دلش انداختند

4.      منزلت انتسابی یا جایگاه خانوادگی

یکی از عوامل که در ساختن شخصیت انسان بسیار موثر است اما خارج از اختیار انسان می باشد عبارت است از موقعیت خانوادگی انسان. موقعیت خانوادگی نعمتی است که در اختیار انسان نیست اما تاثیر زیادی بر شخصت فرد می گذارد. انسان بخش از مهمترین دوران زندگی خود را همراه خانواده سپری می کند و ارزشها، باورها و رفتارهای بنیادی و اساسی را از اعضاء خانواده خود یاد می گیرد. به همین خاطر است که مذهب قریب به اتفادق مردم با مذهب اعضاء خانواده اش یکسان است. انسان از خانواده خود زبان، اعتقادات مذهبی و هنجارهای اجتماعی را یاد می گیرد و مطابق آن عمل می کند. فرهنگ که عبارت است از ابعاد آموخته شده بشر بخش مهم شان از خانواده یاد گرفته می شود.

خانواده خوش نام می تواند غرور آفرین باشد و انسان به آن افتخار کرده و با سربلندی زندگی می کند و تلاش می کند تا با رفتار منفی خود  زمینه سرشکستگی را برای خانواده خوش نام  خود فراهم نسازد. افراد جامعه نیز وقتی رفتار انحرافی را از کسی که متعلق به یک خانواده نجیب است می بیند، تعجب کرده و به وی خواهد گفت از شما بعید است که چنین رفتاری انجام دهی و این نوع واکنش خود باعث می شود تا فرد رفتارهای خود را کنترل نموده و رفتارش را درست انجام دهد. خانواده با نجابت می تواند مسیر زندگی فرزندش را مشخص کرده و فرزندش را به سمت اینده درخشان راهنمایی و هدایت کند.

مرحوم افضلی به یک خانواده خوش نامی تعلق داشت که از افتخارات این خانواده این است که در درون آن فرد بی کار، مزاحم و مضر وجود ندارد. حجه الاسلام اکبری پدر مرحوم افضلی از ملاامامان منطقه است که عمری را در خدمت فرزندان و نونهالان وطن بوده است و به آنها سواد خواندن و نوشتن، قرآن، احکام و عقاید آموزش داده است. مامای ایشان مرحوم استاد فیاضی است که عمرش را در راستای تبلیغ دین اسلام سپری کرد. برادر ایشان حاجی عارف از افراد خیر و متدین است که در زمان حضورش در عربستان برای مردم منطقه زمینه کار و فعالیت اقتصادی را فرهم ساخت و همچنین وقتی به تهران برگشت باز هم با راه اندازی کارخانه ی زمینه اشتغال را برای چندین نفر ایجاد کرد. یکی از برادران ایشان در هلمند استاد دانشگاه است که برای خدمت به مردم کار می کند. سایر برادران مرحوم افضلی نیز هر کدام به نوبه خود و به اندازه خود مشغول فعالیت اقتصادی بوده و در جامعه خود موثر است و توانسته است زندگی آبرومندانه ی را برای خود و خانواده اش فراهم سازد.

خانواده خوب و خوش نام نعمتی است که مرحوم افضلی از آن بهره مند بود و با حمایت آنها توانست مسیر درستی را پیدا کرده و در آن پیشرفت چشمگیری داشته باشد.

در مورد داشتن خانواده خوب و افتخار کردن به آن هر چند دو نظریه وجود دارد که برخی معتقد است انسان نباید به خانواده خود افتخار کند لا تقل اصلی و فصلی ابدا و هر کس که فخر خویش به اجداد می کند چون سگ به استخوان دل خود شاد می کند. اما باید توجه داشت که اگر خود انسان دارای شخصیت سالم نباشد و صرفا انسان دلش را به شخصیت نیاکان و بزرگانش شاد نماید این امر مذموم بوده و قابل تایید نیست و در قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره شده است که خداوند می فرماید: لا انساب بینهم یومئذ یعنی امروز هیچ نسب و افتخارات خانوادگی بدرد نمی خورد و مهم اعمال و شخصیت خود فرد است که چگونه است.

اما اگر انسان دارای شخصیت خوب در جامعه باشد بدون شک داشتن خانواده خوش نام یک افتخار برای فرد است و از تعلق داشتن به چنین خانواده که بخش از شخصیت انسان مرهون داشتن این نوع خانواده است انسان احساس غرور و افتخار می کند که در سیره امامان و شخصیت های دینی ما نیز مکرر دیده شده است که در ذیل به برخی آن اشاره می شود.

ا. در زیارت وارث که از زیارت های مأثوره است آمده است: اشهد انک کنت نورا فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره یعنی شهادت می دهم که تو –ای حسین- نوری در صلب های مردان شامخ و والامقام و در رحمهای بانوان پاک و عفیف بوده ای. پاکی و نجابت خانواده باعث افتخار است که در این زیارت به آن افتخار شده است.

ب. در متون فقهی که برگرفته شده از روایات و احادیث است نیز به اصالت خانوادگی تکیه شده است و در مورد پیوند زناشویی آمده است که: و لیتخیر الکریمه الاصل یعنی یکی از مواردی که لازم است شخص در امر ازدواج به آن توجه کند اصالت خانوادگی است. فرد لازم است همسری را از خانواده اصیل و گرامی و نجیب انتخاب کند. در ذیل همین امر حدیثی از رسول خدا نقل شده است که حضرت فرمود: ایاکم و خضراء الدمن قیل یا رسول الله و ما هو خضراء الدمن؟ قال: امرئه حسناء فی منبت السوء یعنی از علف های سبز و خرمی که در زباله ها می روید اجتناب کنید شخصی از حضرت سوال کرد "خضراء الدمن چیست؟ حضرت فرمود: زن زیبایی که در خانواده بد تربیت شده است.

ج) حضرت زینب و سجاد در مجلس یزید اصالت خانوادگی خود را یادآوری کردند.

داستان حضرت زینب و اصالت خانوادگی

در کتب تاریخی به این قضیه اشاره شده است که وقتی بعد از حادثه عاشورا اهلبیت امام حسین را اسیر کردند و به سمت شام بردند یزید اسراء را در حضور خود طلبید و در حالیکه سر بریده امام حسین را در مقابل خود گذاشته بود با چوب خیزران بر لب و دندان مبارک آن حضرت می زد و می گفت خداوند اینها را ذلیل و خوار کرد. در اینجا حضرت زینب طاقت نیاورد و رو کرد به یزید و چنین فرمود: ای فرزند آزاد شده می دانی بر لب و دندان چه کسی با چوب می زنی؟ این حسین نواسه پیامبر است و آن وقت خانواده خود را برای وی معرفی کرد. و در پایان فرمود: یزید! آیا این انصاف و عدالت است که زنان تو پشت پرده باشد و زنان اهلبیت امام حسین و پیامبر در انظار نامحرمان باشد. بعد حضرت زینب اشاره به خانواده بد نام یزید نموده و فرمود: من از عجب کسی انتظار انصاف و عدالت را دارم از کسی که مادر وی جگر شهداء را پاره کرده و می خورد و گوشتش از خون و گوشت شهدا روییده است.

در اینجا حضرت زینب هم اشاره به خانواده خوش نام و اصیل خود نمود و به آن افتخار کرد و هم اشاره به خانواده بدنام یزید نموده و آن را مایه ننگ و عار دانست.

داستان امام سجاد و اصالت خانوادگی

در شام یزید خطیبی درباری را دستور داد تا بر فراز منبر قرار گیرد و در حضور مردم و اسراء سخنرانی کند. خطیب مزدور بلند شد و هر چه توانست در مذمت امام علی و امام حسین دروغ بافت و آنها را زیر سوال برد. و از آن طرف یزید و معاویه را مورد تمجید و تکریم قرار داد و چاپلوسانه آنها را مدح کرد.

بعد از ختم سخنرانی امام سجاد به یزید رو کرده و فرمود: اجازه می دهید من هم روی این چوبها روم و برای مردم سخن بگویم. یزید تعلل کرد و از رسوا شدن و بر ملاشدن حق ترسید اما سر انجام با اصرار مردم حاضر شد به امام سجاد اجازه دهد تا برای مردم سخنرانی کند. امام سجاد وقتی بر فراز چوبها قرار گرفت بعد از حمد و یاد خدا و نعمت های که خداوند به این خاندان عنایت فرموده است خود و خانواده اش را برای مردم معرفی کرد و فرمود ما خانواده ی هستیم که خداوند ما را برگزیده است و علم، حلم، شجاعت و... را به ما عنایت کرده است. رسول خدا از ما است، لسان صدق امت از آن ما خانواده است ما فرزند مکه و منا، زمزم و صفا و... هستم و به این ترتیب اصالت خانوادگی اش را برای مردم باز گو کرد و حق را برای مردم روشن ساخته و بار دیگر اتمام حجت نمود. یزید که آبروی خود را بر باد رفته دید به موذن دستور داد اذان بگوید و همین که موذن به اشهد ان محمد الرسول الله رسید حضرت اشاره به موذن فرمود: موذن ساکت باش و آنگاه رو کرد به یزید این رسول خدا جد تو است یا جد من.

- عامل اختیاری یا منزلت اکتسابی

بخش از شخصیت انسان مرهون تلاش های خود انسان است که فرد بر اثر تلاش می تواند آن را بدست آورد و شخصیت خود را بسازد. عوامل غیر اختیاری بیشتر زمینه و استعداد است که بر اثر تلاش می تواند فعلیت پیدا کند. در ذیل به برخی از مهمترین مولفه های این بخش اشاره می شود.

1.      کسب علم:

یکی از عواملی که در زندگی و شخصیت انسان بسیار تاثیر گذار است مقدار دانایی و علم است. از امام علی روایت شده است که حضرت فرمود: قیمه المرء ما یحسنه یعنی ارزش انسان در مقدار دانایی انسان است. و در قرآن کریم نیز آمده است که یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوالعلم درجات. یعنی خداوند مقام و ارزش مومنان و صاحبان علم را بالا می برد.

مرحوم افضلی در حدود بیش از بیست و پنج سال بصورت جدی در پی کسب علم و دانش بود. ایشان در سال 1368 که در مدرسه جامعه امامیه کویته پذیرش شد بصورت جدی دروس مقدمات حوزه را خواند و در کنار درس حوزوی به فراگیری زبان اردو و انگلیسی نیز همت نمود.

مرحوم افضلی در سال 1375 وارد حوزه علمیه قم شد و ضمن فراگیری دروس معمول حوزه به فراگیری درس دانشگاهی و جدید پرداخت و تا سطح کارشناسی ارشد را در رشته جامعه شناسی در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ادامه داد و با موفقیت از آن موسسه فارغ گردید. ایشان تا این مدت مطالعاتش را به سمت جامعه شناسی سوق داده بود اما در اثر رفت و آمد که در شهر هلمند داشت ایشان احساس کرده بود که جامعه شناسی نمی تواند پاسخ گوی مسائل دینی مردم باشد لذا یک باره تغییر رشته داد و به علم کلام گرایش پیدا کرد. مرحوم افضلی پایان نامه[2] خود را در حجتیه در رشته کلام نوشت و با درجه عالی از آن دفاع کرد. بعد از آن به علم کلام علاقه مند شده و مطالعات و تحقیقاتش را در این رشته هدایت نمود. ایشان بر اثر تلاشی که نمود توانست در مقطع دکتری در رشته کلام پذیرفته شود که متاسفانه اجل مهلت نداد تا این مقطع تحصیلی اش را به پایان برساند.

2.      اخلاق نیک:

 عامل دوم از سلسله عوامل اختیاری اخلاق نیک است که در متون دینی اسلام به اخلاق نیک تعریف شده است و از پیامبر اسلام روایت شده است که حضرت فرمود: اکمل الناس ایمانا احسنهم خلقا یعنی کاملترین انسانها از نظر ایمان کسانی است که اخلاق پسندیده تر و زیباتری داشته باشد. مرحوم افضلی از این جهت نیز مثال زدنی بود. بنده در طول بیست و چهار سال رفاقتی که با هم داشتیم حالا وقتی فکر می کنم هیچ نکته منفی اخلاقی را از ایشان بیاد ندارم و این امر خود گواه این مطلب است که ایشان از لحاظ اخلاقی خیلی برجسته بود و رحلت ایشان را هر یک از دوستان شان مطلع گشتند فقط اشک ریختند و گریه کردند که این نکته نیز مقبولیت و محبوبیت ایشان را می رساند. به نظر بنده در کشوری که اخلاقیات در آنجا تقریبا مرده است و رذائل اخلاقی در آنجا بسیار برجسته و زیاد است تا جاییکه هر ساله کشور ما از لحاظ فساد اداری جزء کشورهای است که در صدر جدول قرار می گیرد. اجازه دهید یک خاطره را از داخل کشور خدمت شما نقل کنم در صنفی به شاگردانم درس می دادم و در جلسه اول در حدود 7 نفر و در جلسه دوم در حدود 10 و در جلسه سوم تقریبا همه شاگردان همراه با لیست حضور و غیاب که شامل 33 نفر بود شرکت نمودند بنده اسامی محصلان را به ترتیب می خواندم و از آنها سوال می کردم که در جلسه اول و دوم نیز حضور داشتند از میان 33 نفر یک محصل هم پیدا نشد که بگوید من در جلسه اول و یا دوم نبودم. در پایان بنده به محصلانم یک نکته را متذکر شدم و آن اینکه در مدت بیش از سه دهه که کشور ما دچار جنگ و مشکلات داخلی بود تنها فرهنگ مادی و ملموس از قبیل خانه ها, سرک ها و زیر ساخت های اقتصادی تخریب نشد بلکه بالاتر از آن فرهنگ معنوی و غیر قابل ملموس نظیر اخلاقیات ما تخریب شد که نه ویرانی آن به چشم می آید و نه متولی برای ساخت آن وجود دارد. کشور ما مهاجرین زیادی را به خارج فرستاد که در کیس های که مردم ما داشتند قریب به اتفاق شان تکراری و دروغ است که این خود نشانگر ضعف اخلاقی این مردم را می رساند. در چنین کشوری وقتی افراد دیده می شود که از لحاظ اخلاقی برجسته و ستودنی است بسیار ارزشمند است. مرحوم افضلی در این جهت بسیار تلاش کردند و سجایای اخلاقی پسندیده زیادی را کسب کردند که از میان صفات اخلاقی وی چند نکته در زندگی ایشان بسیار برجسته است که در ذیل بدان اشاره می شود:

 وسعت نظر و همپذیری

در میان مردم جامعه ما تنگ نظری بسیار مشهود است اما مرحوم افضلی دارای دید وسیع و دریا دل بود که از خود عبور کرده بود و در فکر مردم و نفع رسانی برای مردم و جامعه خود بود. بنده با ذکر یک نمونه از همپذیری و وسعت نظر وی اکتفا می کنم با بیان این نکته که در موسسه امام خمینی یکی از طلاب فاضل روزی به من چنین فرمود: من رشته تاریخ را دوست دارم اما یک چیز را نمی توانم تحمل کنم و به همین خاطر رشته دیگر را انتخاب می کنم و آن اینکه می ترسم اگر در رشته تاریخ بروم اقای داکتر ناصری استادم شود و این برایم قابل تحمل نیست. حالا همین امر را مقایسه کنید با دید وسیع و بلند مرحوم افضلی که ایشان در فن ترجمه و در زبان انگلیسی بنده را به عنوان استاد مشاور خود پیشنهاد نمود که ما یک دوره قبل از ایشان بودیم و در پایان نامه خود که در حجتیه نوشت نیز بنده را به عنوان استاد مشاور خود انتخاب کرد که این امر نشانگر وسعت نظر و همپذیری وی است.

رفتار منطقی

یکی دیگر از ویژگی های اخلاقی وی رفتار منطقی و عقلانی وی بود مرحوم افضلی علاقه مند بود آنچه را که درست است انجام دهد و برای کارش توجیه عقلانی داشته باشد اما خیلی هم از سرزنش دیگران هراسی نداشت. ایشان در تبلیغ هایش به این نکته  عمل می کرد و به دیگران سفارش می کرد که باید راهی را انتخاب کرد که انسان در قیامت حجتی داشته باشد و بتواند از آن دفاع کند اما اینکه چه کسی و یا حزبی خوشحال یا ناراحت می شود این  مهم نیست.

خوش خلقی:

بصورت کلی مرحوم افضلی خوش اخلاق و خوش طبع و شوخ طبع بود تبسم بر لب داشت و با همه با احترام برخورد می کرد و کسانی که با ایشان ارتباط داشت این نکته را متوجه اند.

3.      نفع رسانی برای مردم

از رسول خدا سوال شد که یا رسول الله محبوترین کس نزد خدا کیست؟ حضرت فرمود: انفع الناس للناس. یعنی محبوبترین کس نزد خدا کسی است که برای جامعه و مردم مفید تر باشد. یکی از ویژگی های مرحوم افضلی نفع رسانی وی برای مردم بود. وی یک شخص مفید و سود مند برای مردم و جامعه بود. ایشان کتاب های زیادی خریداری کرد و برای مردم هلمند و جاغوری فرستاد و همیشه تلاش می کرد در ایام تبلیغی مشغول تبلیغ بوده و برای مردم خدمتی نماید.

اهداف و آرزوها

راه اندازی موسسه تحصیلات عالی

یکی از دغدغه ها و آرزوهای مرحوم افضلی راه اندازی موسسه تحصیلات عالی بود ایشان بارها این نکته را بیان می داشت که لازم است موسسه ی راه اندازی کرد که ارزشهای دینی و اسلامی در آن برجسته باشد، چیزی که در میان 77 موسسه مشغول بکار در افغانستان جایش خالی است. مرحوم افضلی هزینه های موسسه و چگونگی مجوز گرفتن آن را نیز پی گیری کرده بود و در هلمند زمینه های آن را می یافت و در رابطه با مسائل مالی شان با برادران خود صحبت کرده بود. مرحوم افضلی با جدیت تلاش می کرد تا دوره دکتری خود را به پایان برده و بعد راه اندازی موسسه را در اولویت کاری خود قرار دهد.

راه اندازی دبستان قرآنی

در میان 98 مکتبی که در جاغوری مشغول فعالیت است و در رمضان امسال(92) نود و هشتمین مکتب در جاغوری رسما افتتاح شد اما در این میان دبستان قرآنی که برای قرآن آموزان 5-7 سال است خالی است و ایشان با تعداد از دوستان خود در این مورد بارها بحث می کردند و شیوه های راه اندازی آن را مورد بررسی قرار می داد حتی بنا شد که معلمان قرآن در ایران تربیت گردد و بعد روش خود را با معلمان قرآن در افغانستان آموزش دهد.

راه اندازی دبیرستان

مرحوم افضلی با یکی از دوستان خود (حجه الاسلام محسنی) در مورد راه اندازی لیسه نیز صحبت کرده بود که حتی در مورد بودجه آن نیز ایشان قول مساعد داده بود.

هنرها و توانمندیها

تبلیغ:

 مرحوم افضلی متوجه این نکته بود که صرفا اندوخته های علمی کافی نیست بلکه علاوه بر آن لازم است انسان با ابزارهای انتقال علم و دانش خود مجهز گردد و برای این کار وی سالها تلاش کرد تا شیوه تبلیغ و سخنوری را فرا بگیرد که تا حدودی زیادی به موفقیت خوبی نائل گردید.

زبان انگلیسی:

مرحوم افضلی به زبان انگلیسی تسلط کافی داشت و در موسسه آموزشی و پژهشی امام خمینی یک دوره ترجمه را به موفقیت سپری کرد. ایشان در آغاز ورودش به قم برای موسسات زبان که از سوی مهاجرین افغانستانی راه اندازی شده بود زبان انگلیسی را تدریس می کرد.

کامپیوتر: مرحوم افضلی کامپیوتر را نیز خوب بلد بود و افراد مانند بنده بارها مشکلات کامپیوتری خود را از طریق ایشان حل می کردیم.

تحقیقات و پژوهش

یکی از هنرهای که مرحوم افضلی به آن آشنا بود فن تحقیق و ترجمه بود. ایشان در مدت کوتاهی توانست خود را در حوزه در ردیف کسانی برساند که از لحاظ تحقیق در گروه الف قرار می گیرد. مرحوم مقالات زیادی را نوشته و در مجلات و انترنت منتشر ساخت.

راه اندازی صندوق خیریه امام حسین

مرحوم افضلی در هر جایی برای تبلیغ می رفت دارای ابتکار بود و یکی از ابتکارات ایشان راه اندازی صندوق خیریه امام حسین بود که در محرم سال 91 ایشان در میان اقوام خود در تهران مشغول تبلیغ بود و سرانجام برای حل مشکلات مردم صندوق خیریه امام حسین را راه اندازی کرد که در طی یک انتخابات آزاد وی به عنوان رئیس صندوق برگزیده شد.

اداره وبلاگ گفتمان دینی

مرحوم افضلی در فضای مجازی نیز فعال بود و وبلاگ های مختلف را راه اندازی کرده و اداره می کرد. ایشان همچنین در فیس بوک فعال بود. وبلاگ شخصی ایشان به نام گفتمان دینی بود که در آن مسائل دینی را مطرح ساخته و به شبهات دینی پاسخ می گفت. وی همچنین از اعضاء فعال پایگاه اطلاع رسانی پشی بود و در رمضان امسال(92) هر روز شرح دعای ایام ماه مبارک رمضان را می نوشت.

اولین و آخرین نوشته های وی در وبلاک گفتمان دینی

اولین نوشته مرحوم افضلی در وبلاگ گفتمان دینی: بنام او که یگانه و بی همتاست
این وبلاگ با هدف ترویج و نشر معارف دینی ٬ پاسخگوي به سوالات و شبهات ديني ، دفاع از حریم آموزه ها و ارزشهای اسلامی و مذهب حقه جعفری و...ایجاد گردیده است. گرداننده وبلاگ از همه کسانیکه از طریق كامنت این پنجره کوچک و يا نامه هاي الكترونيكي به گفتگو در زمینه های مختلف دینی و یا مسایل اجتماعی و فرهنگی با رویکرد دینی بپردازد استقبال نموده و به او خوش آمد میگوید. نویسنده این وبلاگ پاسخگوی به سوالاتی که در زمینه های مختلف دینی و مذهبی از سوی بازدیدکنندگان محترم مطرح ميگردد را وظیفه و مسئولیت خود دانسته و از طرح اینگونه سوالات استقبال مینماید. امید است که با کمک و یاری حضرت حق و توجهات خاصه حضرت ولی عصر(عج) و همكاري و یاری بازدیدکنندگان محترم در این راستا موفق و به اهداف فوق به احسن وجه نايل آييم.انشاالله وتعالی

آخرین نوشته مرحوم افضلی در وبلاک

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات و روزه داریهای شما مومنین عزیز و گرامی، و عرض تبریک فرارسیدن عیدسعید فطر، متن و ترجمه دعای آخرین روز ماه مبارگ رمضان را همراه با دو بیت شعر وداع خدمت شما تقدیم می دارم.

متن دعای روز سی ام ماه مبارگ رمضان: «اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّكْرِ و القَبولِ على ما تَرْضاهُ و یَرْضاهُ الرّسولُ مُحْكَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین والحمدُ للهِ ربّ العالمین»خدایا در این روز روزه هایم را با جزای خیر و مقبول خودت قبول کن. آنچنانکه مورد رضایت و پسند خودت و رسولت باشد. و روزه ما را که از فروع دین است به واسطه اصول آن که ایمان و توجه به توست محکم گردان، به حق سید ما محمد وآل اطهارش و ستایش خدای را که پروردگار عالمیان است.

در این دعا یک تقاضا از خداوند مطرح شده است و آن قبول شدن روزه داریهای ماه مبارگ رمضان است. در این دعا بنده از خدایش می خواهد تا روزه داریهای او را به گونه ی بپذیرد که هم مورد رضایت و قبول خودش و هم مورد پسند رسول گرامی اش قرار گیرد.

حال که پس از یک ماه روزه داری و امساک از برخی محللات و پرهیز از خیلی لذتهای مادی تلاش و جهاد نفس انجام دادید. باید اولا خداوند را بر این توفیق بزرگ شکر کرد و ثانیا باید از او درخواست کرد تا همه ماههای سال و بلکه همه عمر ما را در راه رضایت و اطاعت خودش قرار دهد. انشاالله و تعالی.

خداحافظ ای مـاه غفــران و رحمت      خداحافظ ای مــاه عشق و عبادت

خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه       خداحافظ ای بهــــترین ماه الله

التماس دعا

نوشته شده توسط محمديونس افضلی

این آخرین خدا حافظی مرحوم افضلی با ماه مبارک رمضان و با این جهان بود. خداوند روحش را از همه ما شاد گرداند. در واقع دنیا جای ماندن نیست بلکه محل عبور است. مرحوم افضلی از میان ما رفت و همه را ناراحت کردند و حوزه 25 سال وقت لازم دارد تا دوباره شخصیتی مانند افضلی تربیت کرده و تحویل جامعه دهد. ایشان 25 سال زحمت کشید و تازه به بار نشسته بود که اجل مهلتش نداد و چراغش برای همیشه خاموش شد. از برادران ایشان می خواهم آثار ایشان و مجموعه مقالات ایشان را چاپ کرده و در اختیار مردم و جامعه قرار دهد.

ذکر اهلبیت و یاد آوری مصیبت آن بزرگوران می تواند تسلی بخش دردهای ما باشد. امام حسین شعری را بیان داشته است که در آن از میان رفتن شاهان و معماران سخن به میان آمده است و اینکه همه رفتنی است.

این الملوک اللتی عن حفظها غفلت   حتی سقاها بکاس الموت ساقیها

تلک المدائن فی الآفاق خالیه        عادت خرابا و ذاق الموت بانیها

اموالنا لذوی الوراث نجمعها          و دورنا لخراب الدهر نبنیها

یعنی ای فرزند آدم همه رفتنی اند کجایند پادشاهانی که از حفظ ملک و زندگی خود غافل شدند و ساقی مرگ جام ناگوارش را به آنان نوشاند.

این شهرهایشان است که خالی و ویرانه اند و سازنده آنها طعم مرگ را چشیده است.

مال را برای وارثان جمع می کنیم و خانه هایمان را برای خراب شدن بنا می کنیم.

     روح مرحوم افضلی شاد.



[1] . متن سخنرانی محمد جواد برهانی به مناسبت مجلس ختم مرحوم حجه الاسلام والمسلمین آقای افضلی ره که در مسجد مهدیه قم بتاریخ 29/6/92 ایراد گردید.

[2] . موضوع پایان نامه مرحوم افضلی در مدرسه عالی فقه و معارف: ضرورت بعثت از دیدگاه متکلمان