انسان و احساس غرور
بسمه تعالی
غرور و خود فریفتگی عبارت است از دلخوش بودن به چیزى كه موافق هواى نفس و خواسته های طبع انسان است و بسیاری از این دلخوشی های نابجا ناشى از جهل، اشتباه یا فریب شیطان و خواسته های نفس است.
بنابراین هر كه به اشتباه یا از روی فریب شیطان و وسوسه ای نفس در عین انجام کار نادرست و داشتن صفات بد، خود را شخص نیکوکار و آدم خوب بپندارد؛ دچار غرور و خود فریفتگی شده است. کسی که بد را بد نداند و گناه را گناه به حساب نیاورد و در زندگی به چیزهای ناپایدار و متزلزل تکیه کند، بالاخره با وضع بسیار فجیع با سر به پائین سقوط خواهد کرد. از این رو قرآن کریم هشدار می دهد که به زندگی دنیا و فریب های شیطان اعتماد نکنید:
فلا تغرنكم الحياة الدنيا و لا يغرنكم بالله الغرور.[1]
« مبادا زندگى دنيا شما را مغرور ساخته و فریب دهد و مبادا [شيطان] فريبنده شما را به خدای مهربان مغرور سازد»
در آیه ای دیگر سرنوشت تکیه کنندگان بر باد و مغرور شدگان به امور ناپایدار را این گونه واگویه می کند که : و لكنكم فتنتم انفسكم و تربصتم و ارتبتم و غرتكم الامانى حتى جاء امر الله و غركم بالله الغرور. [2]
«ولى شما خود را به فتنه افكنديد و متوقف مانديد و به شك افتاديد و آرزوها فريبتان داد و [شيطان ] فريبكار نسبت به خدا مغرورتان ساخت تا اینکه دستور خداوند سر رسید.»
در حدیثى از امام امیرمؤمنان (علیه السلام) مى خوانیم: «سُكر الغفلة و الغرور ابعد افاقة من سكر الخمور!؛ مستى غفلت و غرور از مستى شراب طولانى تر است». چه اینکه مست های شراب پس از مدتی بهبودی می یابند اما مست های غفلت و غرور ممکن است با همین مستی از دنیا برود و در عمر دنیائیش هرگز به هوش نیایند. مگر زمانی که از دنیا رفته باشند و به هوش آمدن شان سودی به حال شان نداشته باشد.
همچنین در کلام دیگری می فرمایند:
اِتَّقُوا غُرورَ الدنيا ؛ فإنّها تَستَرجِعُ أبدا ما خَدَعَت بهِ مِن المَحاسِنِ ، و تُزعِجُ المُطمَئنَّ إلَيها و القاطِنَ .[3]
از غرور دنيا و فریفته شدن به آن بپرهيزيد؛ زيرا دنيا هر خوبى و نعمتى كه فريبكارانه به انسان می دهد، همواره او را از انسان پس مى گيرد و كسى كه به دنيا دل ببندد و در آن، جا خوش كند، از آن به زور کوچ داده شود.
در حدیث دیگرى می فرماید:الشَّقِيُّ مَنِ اغتَرَّ بحالِهِ ، و انخَدَعَ لِغُرورِ آمالِهِ .[4]
بدبخت كسى است كه فريفته ی وضع خود شود و گول فريبندگى آرزوهايش را بخورد.
«جماع الشر فى الاغرار بالمهل و الاتكال على العمل.[5]
كانون بدى ها در فریب خوردن به سبب مهلت الهى و اعتماد بر اعمال(ناچیز) است». انسان عمل خیر ناچیزى انجام مى دهد و به وسیله ی آن خود را اهل نجات مى داند و آزادى بى قید و شرطى براى خود قائل است یا اینكه گناهانى از او سر زده و مهلت چند روزه ای پروردگار سبب غرورش مى شود. این غرور موجب گستاخی انسان نسبت به خداوند و در نتیجه موجب نابودی او می شود و برای این کار هیچ عذر و بهانه ای قابل قبول نیست.
چنانکه امام علی (علیه السلام) آیه «یا أیها الإنسان ما غَّرك بربك الكریم » (اى انسان چه چیز تو را به پروردگار كریمت مغرور كرده است) را تلاوت کردند و فرمودند: « أدحض مسئول حجة و أقطع مغتر معذرة لقد أبرح جهالة بنفسه یا أیها الإنسان ما جرأك على ذنبك و ما غرك بربك و ما أنسك بهلكة نفسك»؛ [6]
انسانی که در این آیه مورد خطاب و بازخواست است، هر دلیلی برای مغرور شدنش نسبت به خدا بیاورد، دلیلش بر باطل است و عذر و بهانه اش از عذر و بهانه هر فریب خورده دیگری بی پایه تر و جهالت سراسر وجود او را فرا گرفته است. ای انسان! چه چیز تو را به گناه کردن وادار کرده است؟ چه چیز تو را به پروردگارت مغرور و گستاخ کرده است؟ چه چیز تو را به نابود کردن نفس خودت عادت داده است؟!
پس همان بهتر که به هیچ چیز مغرور نشویم، زیرا برگ های سبز و پر نشاط زمانی که تصور می کنند طلا شده اند،بر زمین می افتند !
[1] لقمان ، 33، فاطر، 5
[2] حديد، 14
[3] غرر الحكم : 2562.
[4] غرر الحكم : 1799.
[5] غررالحکم
[6] نهج البلاغة : الخطبة 223 .