بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ثم الصلاة و السلام علی رسول الله (ص) و علی آله آل الله اما بعد فقد قال الله تبارک و تعالی :

وَلَو اَنّ اهل القُری آمَنُوا و اتًّقَوا لَفَتَحنَا عَلیهِم بَرَکاتٍ مِّنَ السَّماءِ وَالاَرضِ  وَلَكِن كَذَّبُوا فاَخَذناهُم بِمَا كانُوا يَكسِبون».[1]

در ابتدا درگذشت جوان مؤدب و با اخلاق ، مرحوم مغفور همایون سمندری را به همه بازماندگان ایشان و بخصوص خانواده‌ی سمندری ها تسلیت عرض می کنم و از خداوند مغفرت و آمرزش برای آن مرحوم و صبر و اجر برای بازماندگان شان مسئلت می نمایم، حقیقتاً شنیدن خبر ناگوار درگذشت ایشان برای همه ما و بخصوص برای نزدیکان و بستگان ایشان بسیار ناگوار و ناراحت کننده بود و همه ما را شدیداً متأثر و محزون ساخت ، امیدواریم ثواب و بهره کافی از این مجلس نورانی به روح ایشان  و اجر و صبر به بازماندگان ایشان عاید و واصل گردد.

  در دقایقی که فرصت داریم اجازه می خواهم با استفاده از آیات قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام، مطالبی تحت عنوان «رابطه دین داری با گشایش در زندگی‌» خدمت شما سروران عزیز به عرض برسانم.

رابطه دین داری با گشایش در زندگی

اجمالاً به نقش کار و تلاش در زندگی آگاهی داریم و به خوبی می دانیم که کار و تلاش در جهت مثبت در شکل گیری زندگی خوب نقش مهمی دارد و از طرفی می دانیم که بسیاری از گرفتاری ها و دشواری  های زندگی نیز ناشی از ارتكاب کارهای نا صواب و انواع گناه  و ظلم و تجاوز به حقوق ديگران است.

 با توجه به این مقدمه کوتاه وقتی به منابع دینی نظیر آیات قرآن کریم و روایات پیشوایان معصوم علیهم السلام نگاه می کنیم می بینیم که در آنها نیز بر این حقیقت تأکید گردیده  و در آنها حقایق و جزئیات بیشتری  برای ما بازگو شده است و از جمله قرآن کریم داشتن ایمان و انجام دستورات دینی را از عوامل اصلی توسعه در رزق و روزي و جاری شدن چشمه‏هاي خير و بركت در زندگی انسان می داند و تصریح  می نماید که : « وَلَو اَنّ اهل القُری آمَنُوا و اتًّقَوا لَفَتَحنَا عَلیهِم بَرَکاتٍ مِّنَ السَّماءِ وَالاَرضِ ... » ؛ اگر اهل قریه ها ایمان می آوردند و تقوا پیشه می ساختند حتماً برکاتی از آسمان و زمین برای شان می گشودیم  ،  «وَلَكِن كَذَّبُوا فاَخَذناهُم بِمَا كانُوا يَكسِبون» ؛  ولی اهل زمین مسیر برعکس را در پیش گرفتند و به جای باور به خداوند قادر و حکیم به تکذیب او پرداختند و به جای رعایت تقوا به کارهای خلاف رو آوردند و از این رو به نتیجه عملکرد منفی شان نیز دچار شدند و از  برکات آسمانی و زمینی محروم گشتند.

با توجه به مضمون این آیه ، داشتن ایمان و رعایت تقوا به معنای گسترده آن که شامل انجام هر کار نیک و ترک هر کار بد می شود ، دو کارکرد مهمّی در زندگی انسان دارد:

 اولاً  سبب نزول بركات الهي از آسمان و زمین می گردد.

 ثانیاً نعمت های داده شده در مصارف بهینه و مورد نياز به كار گرفته می شود و ازمصارف بیجا و رقابت های منفی و کارهای ضد بشری نظیر اشغال کشور ها و مسابقات تسلیحاتی و هدر دادن سرمایه ها وکارهای بی فایده پرهیز می گردد.

رابطه ایمان و نزول مائده آسمانی

در سوره مائده این حقیقت به شکل دیگر مورد اشاره قرار گرفته است که وقتی خداوند از حواریون و اطرافیان حضرت عیسی (ع) خواست به خدا  و فرستاده اش ایمان بیاورند آنها به این ندای الهی جواب مثبت دادند و اعلام داشتند که تسلیم اوامر و دستورات پروردگار عالم اند ، پس از ایمان شان از حضرت عیسی (ع) درخواست کردند که از خدابخواهد   مائده و غذای آماده از آسمان  برای شان فرستاده شود تا با مشاهده  و بهره بردن از آن اطمینان قلبی بیشتر پیدا کنند و بدانند که پیامبرشان به آنها راست گفته و آنها راه درستی را می پیمایند وقتی حضرت عیسی این درخواست را با خداوند متعال در میان گذاشت تا با استجابت این تقاضا هم نشانه ای از عظمت و قدرت خدا به نمایش گذاشته شود و هم رزق و گشایشی در زندگی افراد با ایمان داده شود ، خداوند این درخواست را پذیرفت و این نزول مائده آسمانی را مشروط به ایمان و عمل صالح آنها ساخت و تهدید نمود که در صورت تخلف از شرط  و گرفتار شدن آنها به کفر و معصیت الهی ، نه تنها از این غذای آماده آسمانی محروم خواهند شد بلکه به عذابی سختی نیز دچار خواهند شد، عذابی که هیچ کسی از اهل عالم به آن گرفتار نشده باشد .

 وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ

إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ.

قَالُواْ نُرِيدُ أَن نَّأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَن قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ

قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَكُونُ لَنَا عِيداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ

قَالَ اللّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لاَّ أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِينَ. [2]

دقت در این آیات نیز نشان می دهد که بهره مندی از نعمت های خاص الهی مثل غذای آماده آسمانی نیز مشروط به داشتن ایمان و انجام کارهای مورد رضایت پروردگار عالم بوده است و محرومیت از آن و دچار عذاب شدید گردیدن نیز منوط به کفر و معصیت الهی است.

رابطه استغفار با فزونی نعمت های مادی و معنوی

در سوره نوح نیز از قول حضرت نوح به جزئیات بیشتری از این حقیقت اشاره شده است آنجا که  مي‏فرمايد:

«فقلت استغفروا ربكم انه كان غفّاراً: به آن‏ها گفتم: از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد كه او بسيار آمرزنده است».

«يرسل السماء عليكم مِدراراً: تا باران‏هاي پربركت آسمان را پي درپي بر شما بفرستد».

«و يُمدِدكم بِاموالٍ وَّ بنين و يجعل لكم جنات و يجعل لكم انهاراً: و شما را با اموال و فرزندان فراوان امداد كند و باغ‏هاي سرسبز و نهرهاي جاري در اختيارتان قرار دهد». [3]

در این آیات شریفه نیز يك نعمت بزرگ معنوي و پنج نعمت بزرگ مادي در پرتو استغفار و بازگشت به دستورات الهی بیان شده است ؛ کسی که رو به خدا بیاورد از نعمت بزرگ معنوي یعنی بخشودگي گناهان و پاك‏شدن از آلودگي كفر و عصيان برخوردار می شود  و از طرفی از نعمت‏هاي مادي مثل ريزش باران‏هاي مفيد و به موقع و پربركت، فزوني اموال، فزوني فرزندان و سرمايه‏هاي انساني، باغ‏هاي پربركت و نهرهاي آب جاري بهره مند می گردد.

به عبارت کوتاه ايمان و تقوا هم موجب آبادي زندگی دنيوی و هم سبب آبادی زندگی اخروی است و این ها با هم رابطه تنگاتنگ و بسیار نزدیکی دارندکه گوشه از آن در این آیات مطرح شده است.

در آیات سوره نوح هر چند تنها به پیامدهای مثبت استغفار اشاره شده و پیامدهای ترک آن بیان نشده است ولی در بعضي از روايات پیامدهای تخلف از دستورات الهی نیز بیان شده است كه وقتي قوم لجوج حضرت نوح از قبول دعوت پیامبرشان سر باز زدند، خشكسالي و قحطي آن‏ها را فرا گرفت و بسياري از اموال و فرزندانشان هلاك شدند، زنان شان عقيم گردیده و كمتر بچه دار شدند، حضرت نوح هر چه به آن‏ها   راهکار رهایی از این مشکلات را ارائه  داد که ایمان بیاورید تا از اين مصائب و بلاها نجات یابید، آن‏ها اعتنا نکرده  و همچنان به سرسختي و لجاجت شان ادامه دادند تا عذاب نهايي فرا رسيد و همه شان نابود شدند.

رابطهی استغفار با فزونی نعمت ها از نظر روایات

در روایات ما آمده است که كسي نزد امام حسن (ع) آمد و از قحطي و خشكسالي شكایت كرد. حضرت ، آن مرد را به طلب آمرزش و توبه فراخواند.

مرد ديگري آمد و از فقر و بينوايي ناليد، او را نيز به توبه و طلب آمرزش و دعا سفارش كرد.

مرد سومي از راه رسيد و از نازايي همسر و نداشتن فرزند شكوه كرد و دعایی مسئلت کرد تا خدا به او پسري عنایت کند، امام  به او نيز همين نسخه را ارائه داد. يكي از اصحاب به حضرت گفت: چگونه براي دردها و خواسته‏هاي رنگارنگ يك نسخه تجویز مي‏کنی؟ حضرت پاسخ داد: من از قرآن آموخته‏ام كه درمان هر سه درد و راه نجات از مشكلات این سه نفر، در توبه راستين و آمرزش خواهي واقعي و بازگشت خالصانه به سوي خدا و مقررات او نهفته است، و آن گاه به تلاوت آيات مورد بحث پرداخت.

نمونه های فراوانی از این قبیل در منابع ما وجود دارد که به دلیل ضیق وقت از ذکر آنها پرهیز می کنم و تنها به توضیح این مطلب می پردازم که آیا بین ایمان و تقوا از سویی و بین توسعه در زندگی از سوی دیگر، رابطه معنوی و غیر قابل فهم عادی وجود دارد یا رابطه ای که به طور محسوس نیز قابل فهم و درک است و می توانیم به آن پی ببریم؟ به عبارت دیگر

آیا این رابطهی یک رابطهی تعبدی است یا رابطهی عینی؟

 اگر به مسایل و معارف دینی توجه و دقت بيشتر داشته باشیم به این نتیجه می رسیم که ممکن است روابط تعبدی و معنوی خارج از قدرت درک و توان ما نیز در این قضایا وجود داشته باشد که ما به آسانی به آن پی برده نتوانیم ولی اینگونه هم نیست که ما به طور مطلق از درک هر نوع رابطه و پیوند بین ایمان و زندگی شایسته نیز عاجز باشیم و این مسایل تنها از روی اینکه در منابع دینی ما آمده است ، تعبداً بپذیریم و هیچ دلیل و علت آن را درک نتوانیم . زیرا در این میان رابطه های کاملاً محسوس و قابل مشاهده عینی نیز وجود دارد که با تأمل و تفکر پیرامون آنها می توانیم آنها را بشناسیم.  

ما وقتی از توسعه در زندگی، سخن می گوئیم و از طرفی برای ایمان و تقوا در آن نقش قایل می شویم ، در قدم اول باید مؤلفه ها و عناصر هر کدام را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم  و سپس بین هریکی از مؤلفه های توسعه در زندگی و مؤلفه های ایمان و تقوا مقایسه کنیم که آیا بین این دو رابطه ی وجود دارد یا نه ؟ و اگر رابطه ای وجود دارد این رابطه تنگاتنگ و بسیار نزدیک است به گونه ای که هیچکدام بدون دیگری امکان پذیر و عملی نیست، یا رابطه بسیار دوری دارد که یکی بدون دیگری نیز امکان تحقق دارد .

آنچه اینگونه مباحث را قابل فهم عموم و آسان  می سازد عبور از کلّی گویی و ورود به جزئیات و تفصیلات بیشتر است تا مباحث به صورت عینی و ملموس تر مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد .

 ما اگر علل و عوامل توسعه و گشایش در زندگی را بشناسیم و از طرفی به مصادیق تقوا و کارهای ناشی از ایمان به خداوند نیز دقت نمائیم ، آنگاه در خواهیم یافت که عوامل گشایش خیر و برکت در زندگی با مصادیق تقوا و ایمان به خداوند کاملاً پیوند تنگاتنگ و نزدیکی با همدیگر دارند که به آسانی از همدیگر جدا نمی شوند و در طرف مقابل علل محرومیت و پسماندگی و بی برکتی در زندگی ، با مصادیق بی تقوایی و بی ایمانی پیوند هماهنگ و منطبق برهم دارند.

فرصت ورود به جزئیات بیشتر وجود ندارد ، ناگزیریم به برخی از این مصادیق اشاره نمائیم و تطبیق بقیه مسائل را به خود عزیزان واگزار نمائیم . ما وقتی از نقش ایمان و تقوا و استغفار در زندگی سخن می گوئیم ، باید بدانیم که ایمان به خدا تنها یک باور قلبی به وجود خدا بدون التزام به لوازم آن نیست بلکه علاوه بر این باور قلبی ، باور به لوازم آن نیز هست و آن اینکه باید خواسته های این خدا در زندگی تحقق پیدا کند و خواسته ها و دستورات او سرشار از حکمت و مصالح و منافع دنیوی و اخروی برای خود ما است ، نه برای خود خدا .  حکمت ها و مصالحی که ممکن است درک برخی از آنها در این دنیا برای افراد عادی میسور نباشد و تقوا همان التزام به لوازم ایمان و رعایت خواسته ها و دستورات خدا و پیامبر(ص) در زندگی است . استغفاری که در آیه شریفه مطرح گردید، راه جبران نواقص و تخلفات و نوعی بازگشت مجدد به خواسته ها و دستورات الهی و بازگشت به همان حالت تقوا است که ممکن است انسان از روی اشتباه یا از روی نادانی خواسته های الهی را مورد تخلّف یا غفلت قرار داده  باشد.

عوامل گشایش در زندگی و مصادیق ایمان و تقوا

با دقت در نکات یاد شده به این نتیجه می رسیم که  در میان خواسته ها و دستورات الهی عواملی وجود دارد که در توسعه و گشایش زندگی کاملاً نقش تعیین کننده و سرنوشت سازی دارد. زیرا بسیار واضح و روشن است که امور  زندگی با کار و تلاش ، با علم و آگاهی ، با نظم و برنامه ریزی ، با روحیه ی  تعاون و همکاری ، با اخلاص و ایثار و گذشت ، با صداقت و راستگویی ، با رعایت حقوق و حفظ احترام  همدیگر ، با روحیه ی نقدپذیری و مشورت با همدیگر ، با اتحاد و همدلی ، با استفاده از تجارب و مهارت های افراد متخصص ، با سپردن کار به اهل کار ، با تعهّد و مسئولیت پذیری و با روحیه دلسوزی و مهربانی نسبت به همدیگر و با رعایت عدالت و امانت و کم نگذاشتن در هیچ چیزی نسبت به هیچ کسی و با ده ها عوامل دیگر توسعه و گشایش می یابد و زندگی با این امور شیرین و پر خیر و برکت می گردد و همه این عوامل از خواسته ها و دستوراتی است که در دین مبین اسلام مورد تأکید و سفارش صریح قرار گرفته است و رعایت این خواسته ها و دستورات و نظایر آن در مجموع حالت تقوا را برای انسان به وجود می آورد و مردمی که با انجام این امور حالت تقوا را در خود به وجود آورده باشند، آیا جای تردیدی باقی می ماند که گشایشی در زندگی آنها پدید نیاید؟

در طرف مقابل جامعه و مردمی که از این عوامل محروم باشند و در بین افراد آن جامعه سستی و تنبلی ، جهل و نادانی ، بی نظمی و بی برنامگی، عدم تعاون و همکاری، ظلم و تعدی، اختلاف و نزاع ، جنگ و خون ریزی، خودخواهی و تجاوز به حقوق دیگران، تسلط نااهلان ، عدم اجرای عدالت و... حاکم باشد باز هم جای تردیدی باقی نمی ماند که هیچ گشایشی در زندگی چنین جوامعی به وجود نیامده بلکه روز بروز بر مشکلات و گرفتاری های شان افزوده خواهد شد.

بنا براین بسیار واضح و روشن است که هیچ جامعه ی با فساد و سستی و بی برنامگی و آلوده شدن مردمش به انواع گناه و معصیت ، توسعه نیافته و نخواهد یافت و چنین جامعه‌ی با چنین ویژگیهایی هرگز نيرومند و قوی  نشده و زندگی شان خیر و برکت نخواهد یافت و در مجموع باید به عرض برسانم که هر دستور اخلاقي و دینی و هر عقیده‌ی صحیح هم دارای تأثیرات معنوی است و هم تأثیر مفيد و سازنده‏اي در زندگي مادي و دنیوی دارد .

 البته این مسئله نیز واضح و روشن است که ایمان و تقوا زمانی تأثیر و کارایی خود را دارد که در اعماق روح انسان نفوذ نموده باشد و آثارش در دست و پا و چشم و گوش و زبان و ذره ذره ی از اعضاء و وجود انسان آشکار شده باشد و گرنه صرف ادّعای دین داری و انجام يك سلسله تشريفات و آداب ظاهري دین ، بدون داشتن محتوا و روح ایمان و تقوا، تأثيري مادی یا معنوی در زندگی انسان نخواهد داشت. 

چرا کشورهای غیر اسلامی بدون ایمان و تقوا به توسعه رسیده اند؟

از آن چه گفته شد پاسخ دو سوال مهمی که با شنیدن این مطالب به ذهن انسان خطور می کنند، نیز روشن مي‏گردد و آن اين كه اگر ايمان و تقوا، موجب نزول انواع بركات الهي و توسعه و گشایش در زندگی است و نقطه مقابل آن باعث سلب خیر و بركات می گردد،  چرا در دنیای امروز  ما عکس آن مشاهده می شود ؟ چرا کشور های اسلامی توسعه نیافته است ولی کشورهای غیر اسلامی توسعه یافته است؟

علل توسعه یافتگی بعضی از جوامع غیر اسلامی

در پاسخ به سوال یاد شده، بحث و بررسی گسترده ای لازم است که فرصت طرح آن در یک جلسه نیست. آنچه به اجمال در مورد توسعه یافتگی برخی از کشورهای غیر اسلامی می توانیم بیان کنیم این است که بسیاری از این پیشرفت ها و انکشافات با استعمار و غارت و چپاول سرمایه های کشورها و قاره های تحت سیطره و با نابود کردن منابع و ضایع کردن حقوق ملت ها و کشورهای ضعیف صورت گرفته است که خود داستان مفصلی دارد . چنین توسعه‌ی هرگز مورد سفارش دین نبوده و نیست و نقش ایمان و تقوا در مقابل چنین توسعه ای قرار دارد و آن را مردود می شمارد.

 بخشی از جنبه های مثبتی که در توسعه و رفاه مادی جوامع پیشرفته وجود دارد، ریشه در به کارگیری همان عوامل و دستوراتی دارد که در دین و تعالیم انبیاء مطرح گردیده اند . بخشی از آنها را قبلاً نام بردیم و طبیعی است هر کسی  آنها را به کار ببندد از برخی از نتایج دنیوی آن، نظیر دستیابی به صنایع و امکانات پیشرفته و ... بهره مند می شوند . از آنجائیکه آن ها به همه‌ی تعالیم انبیاء پایبند نیستند، نقطه ضعف های فراوانی را نیز در زندگی به ظاهر پیشرفته شان دارند که مجبوراند ضعف معنویت و نبود ایمان قلبی و تقوای عملی شان  نظیر حالت پرهیز از تخلّف و عمل به وظایف و مقررات را با راهکارهای پر هزینه دیگر نظیر افزایش روحیه‌ی سودگرایی مادی و به کارگیری تجهیزات ایمنی و کنترل کننده نظیر: نصب دوربین های مداربسته در هر کوی و برزن، پرونده سازی و انگشت نگاری از شهروندان، ذخیره سازی اثر انگشت و عکس های مردمک چشم از افراد، راه اندازی دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی پیچیده و مخوف ، گماشتن هزاران پلیس و مأمور مخفی، کنترل و شنود تلفن ها و ایمیل ها و انواع و اقسام نظارت و کنترل های محسوس و غیر محسوس دیگر به وجود آورده اند که اگر فرض کنیم روزی این تجهیزات و وسایل و عوامل از کار بیفتند، آن زمان نقطه ضعف و بی خیری و بی برکتی زندگی به ظاهر قانونمند و منظم و پیشرفته شان بیشتر معلوم خواهد شد که به چه وضعیت فاجعه بار و خطرناکی تبدیل خواهد شد.   

از چند سال قبل گزارشی از  شهر نيويورك به ثبت رسیده است که بر اثر خاموشي ناگهاني برق، این نقطه ضعف به خوبی نشان داده شد. در مدت کوتاهی بسياري از مردم به مغازه‏ها حمله برده و هستي آن‏ها را به غارت برده اند و در این میان تنها سه هزار نفر از غارتگران که مسلّماً از افراد و شهروندان عادی بوده اند، بدون هماهنگی و برنامه ریزی قبلی به این کار اقدام کرده  و توسط پليس بازداشت شده اند.

ماهیت زندگی خالی از ایمان و تقوا در چنین وضعیت های مرزی خوب نشان داده می‌شود که در اثر یک خاموشي برق، ده‏ها هزار نفر از مردم يك شهر ثروتمند و به اصطلاح پيشرفته به افراد غارتگر تبديل شوند ، در حالیکه خاموشي برق در عین داشتن زندگی فقیرانه  و احیاناً زیر خط فقر در كشورهاي عقب مانده شرقي  و نبود بسیاری از این تجهیزات کنترل کننده، چنين مشكلاتي را پدید نمی آورد و زندگی این مردم از امنیت نسبی بیشتری برخوردارند و نسبت به کشورهای پیشرفته از بسیاری از ناهنجاری و اضطراب و مرض های روحی و روانی کمتری برخوردارند.

بنابراین توسعه و گشایشی که در پرتو ایمان و تقوا به وجود می آید با توسعه و گشایشی که در جهان غرب به وجود آمده است هم در مرحله شکل گیری و هم در ادامه و هم در نحوه و چگونگی و هم در هزینه ها تفاوت فاحشی دارد و با همدیگر  قابل مقایسه نیست. ایمان و تقوای دینی اهل خود را به توسعه و گشایشی فرا می‌خواند که با تلاش و زحمت خود شان، بدون تضییع حقوق دیگران به دست آید، در ادامه نیز با رعایت عدل و انصاف و با انجام دستورات الهی و قوانین اخلاقی همراه باشد . از آنجائیکه در نظام اسلامی هر کاری از روی ایمان قلبی و باور درونی شکل می گیرد نیاز به هزینه های فراوان جهت تأمین امنیت و کنترل افراد و... نخواهد بود و چنین زندگی که در پرتو رعایت اخلاق و ارزشهای متعالی و به عنوان زمینه ساز زندگی همیشگی و ابدی سرای دیگر شکل می گیرد، از حلاوت و شیرینی خاص و بدور از اضطراب و دلهره و نگرانی و مبتلا شدن به انواع و اقسام مرض های روحی و روانی و...  برخوردار است. 

چرا جوامع اسلامی عقب مانده هستند؟

اما در پاسخ به اين سوال که چرا جوامع اسلامی عقب مانده هستند باید عرض کنم که ریشه یابی و علل عقب ماندگی کشور های اسلامی نیز بحث فراوانی لازم دارد زیرا در این مسئله نیز عوامل مختلف بیرونی و درونی نقش داشته است و آن چه در این جا به مقتضای بحث به طور خلاصه اشاره می کنم ، بیان این نکته است که ما وقتی از نقش ایمان و تقوا در توسعه زندگی سخن می گوئیم  منظور ما از ايمان و تقوا تنها ادعاي ایمان و ادعاي داشتن تقوا و ادّعای پايبندی به اصول و تعليمات انبياء نیست، زیرا بسیار واضح و روشن است که هیچ کاری با صِرف ادعا درست نمی شود، منظور ما ايمان و تقوایی است که در عمق جان فرد یا جامعه و کشوری نفوذ کرده باشد و آثار آن در تمام اعمال و برنامه های فردی و اجتماعی آنها آشکار شده باشد و با نهايت تأسف باید اقرار کنیم که امروز اصول تعليمات اسلام و پيامبران خدا در بسياري از جوامع اسلامي متروك يا نيمه متروك و یا بکلی مغفول مانده است و از اسلام چیزی جز پوسته و سطح بسیار محدود و ظاهری آن مورد عمل قرار نمی گیرد، کسانی بر کشورهای اسلامی حاکم اند که نه خود بویی از ایمان و تقوا برده اند و نه باتعالیم اسلامی آشنایی دارند وقتی سران کشورهای اسلامی چنین باشند، بقیه مردم نیز حساب شان معلوم است‌، ممکن است این حرف برای کسانی گران تمام شود و این حرف را نپذیرد و دراین صورت باید از آنها پرسید که در کجا به دستورات دینی عمل شده است و نتیجه آن عاید آن مردم نگردیده است ؟ مگر اسلام به پاكي و درستكاري و امانت و تلاش و كوشش در زندگی دعوت نکرده است پس كجاست آن امانت و تلاش و کوشش کشورهای اسلامی؟

مگر اسلام  علم و دانش و آگاهي و بيداري را به عنوان یک وظیفه واجب از پیروان خود از گهواره تا گور نخواسته است؟ پس كجاست آن شیفتگی به علم و کجاست آن آگاهي و بیداری سرشار مردم مسلمان ؟

مگر اسلام پیروان خود را به اتحاد و فشردگي صفوف و فداكاري و دلسوزی نسبت به همدیگر دعوت نکرده است ؟ پس کجا است آن اتحاد و همبستگی واحترام گذاشتن  مسلمانان نسبت به همدیگر ؟

وضعیت مسلمانان و کشورهای اسلامی به جایی رسیده است که با تکیه به بیگانگان مخالفت با همدیگر را نوعی ابراز شخصیت و اظهار برتری خود به دیگری قلمداد می کند و هر کسی که بیشتر به مخالفت با دیگری بپردازد ، خود را بهتر و برتر از دیگری می پندارد!! آیا این مردم می توانند ادعا کنند که در پرتو انجام دستورات دینی اینگونه به جان هم می افتند و علیه هم نقشه می کشند ؟

کدام اصل اسلامی مورد عمل قرار گرفته است که عمل به آن موجب عقب ماندگی مسلمانان شده باشد ؟

اگر جواب این سوالات منفی است در نتیجه بايد اعتراف كرد که اسلام چيزي و عمل مسلمانان چيز ديگری است .[4]  چیزی که سیدجمال الدین افغانی پس از بازگشت از سفر اروپایی اعلام داشت که در فرنگ مسلمان ندیدم و اسلام دیدم و  اینجا مسلمان می بینم اما اسلام نمی بینم . امیدوارم که روزی مسلمان با اسلام و اسلام با مسلمان با هم دیده شود و رابطه‌ی ایمان و تقوا با گشایش در زندگی در ابعاد مختلف مادی و معنوی بیشتر مشهود گردد.

در اخیر با خوانش ذکر مصیبت جوان رعنای امام حسین (ع) حضرت علی اکبر (ع) و دعای پایانی جلسه پایان یافت .



    سوره اعراف آيه 96 [1]

   مائده آیات 111-115 [2]   

    سوره نوح  آيات 10 و 11 و 12[3]

 رجوع کنید به :  تفسير نمونه جلد 6، صفحه 267 تا 270.  [4]