خودباوری و نقش آن در زندگی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله ،ثم الصلاة و السلام علی رسول الله (ص) و علی آله آل الله و بعد فقد قال الله تبارک تعالی فی کتابه الکریم ، «یاایّهاالذین آمنوا علیکم انفسکم لایضرّکم من ضلّ اذا اهتدیتم ، الی الله مرجعکم جمیعاً فینبئکم بما کنتم تعملون »[1]
ای کسانی که ایمان آورده اید ! مراقب خود باشید ، اگر شما هدایت یافته اید گمراهی کسانی که گراه شده اند به شما زیانی نمی رساند بازگشت همه شما به سوی خدا است ؛ و شما را از آنچه عمل می کردید ، آگاه می سازد .
ضمن عرض تسلیت چهلمین روز درگذشت شادروان آقای عزیز حیدری به بازماندگان ایشان و آرزوی غفران و رحمت الهی برای ایشان و همه گذشتگان در فرصتی که در اختیار داریم می خواهم نکات و مطالبی هر چند کوتاه و مختصر را خدمت شما تحت عنوان خودباوری و نقش آن در زندگی ، تقدیم نمایم.
علت انتخاب این موضوع برای این است که احساس می شود یکی از موضوعات رنج دهنده برای بسیاری از مردم ما عدم اعتماد به نفس و نبود خود باوری در میان ما است به گونه ای که وقتی طرح و پلان خوب یا پیشنهاد و حرف خوب مطرح می شود با وجود اینکه خوب بودن آنها را تصدیق می کنیم اما باز هم با تأسف اظهار می داریم که این طرح و پیشنهاد بسیار طرح و پیشنهاد خوبی است و اگر انجام می شد خیلی خوب بود اما افسوس و صد حیف که از توان ما خارج است و ما نمی توانیم آن را انجام بدهیم!! چون اینگونه اظهار نظر ها فراوان دیده می شود به همین خاطر تصمیم گرفتم که راجع به خودباوری و اعتماد به نفس این بحث را خلاصه و مختصر خدمت شما تقدیم نمایم ، تا روحیه خود باوری و خود اتکایی اگر نداشته باشیم شاید در ما پیدا شود و اگر مقدار کمی از آن برخوردار باشیم، بیشتر تقویت گردد و افزایش یابد؛ در ابتدا ضرورت دارد که به پاسخ این سوال توجه و دقت کافی بنمائیم که اصلاً:
خود باوری و خوداتکایی چیست؟
خود باوری احساس و باوری است که هر انسانی ممکن است کم و بیش در وجود خود داشته باشد و این احساس و باور نیز از مطالعات و تجربیات زندگی و ارتباطات و تفسیر های خود او سرچشمه می گیرد. اگر کسی اندک تأملی در وجود خود داشته باشد فطرتاً در می یابد که در نهاد او نوعی استقلال و اعتماد بر داشته های خود وجود دارد و از دوران کودکی و خرد سالی جنبه های ضعیف آن را احساس می کرده است، منتهی میزان ومقدار آن در افراد فرق می کند بعضی ها از این روحیه بیشتر بر خوردارند و به مرتبه بالایی از خودباوری رسیده اند، که در آن صورت، دنیا را مکانی بسیار زیبا و سرشار از خوبی ها و لذتها و فرصتهای خوب می بینند و احساس می کنند که قدرت ایجاد تغییرات مثبت را در آن به نفع خود دارند و با تجربه عملی و کسب موفقیت هایی در این راه ، روز به روز بر این حس خود باوریش افزوده می شود و این روحیه در او بیشتر تقویت می شود که می تواند در پیشبرد اهداف و مقاصد خود نه تنها منتظر دیگران نماند بلکه سایر مردم را نیز با خود همراه بسازد ، به هر مقدار که افراد به خود باوری بیشتر برسند، به همان اندازه اتکاء بر روی پای شان بیشتر می شود و به همان اندازه موفقیت و ناكامى های خود را معلول افكار و اعمال خود می پندارند و در انجام کارهایی شان به یارى دیگران چشم نمی دوزند بلکه برای تحقق آنها خود اقدام می کنند .
خود باوری و خود اتکایی زمانی به دست می آید که انسان در قدم اول به «خود» که از آن به «من » نیز تعبیر می شود شناخت کافی پیدا کند و برای شناخت آن زحماتی به جان بخرد زیرا شناخت از «خود» کاری بسیار سخت و دشواری است ، چنانچه در شعری از مرحوم شبستری نقل شده است :
دگر کردی سوال از من که من کیست
مرا از من خبر کن تا که من چیست [2]
دین اسلام در مقابل هر کاری به میزان سختی و دشواری آن اجر و پاداش در نظر گرفته است و از آنجائیکه خودشناسی پایه و اساس جهانشناسی انسان است شناخت به خود را به مثابه شناخت پروردگار و خالق جهان معرفی کرده است ، چنانچه درکتاب الغرر و الدرر آمدى از حضرت على (ع) نقل کرده است كه :«من عرف نفسه فقد عرف ربه» يعنى هر كس خود را بشناسد خداى خود را هم شناخته است. یا در روایت دیگری از امیرمؤمنان(ع) سودمندترین شناختها، شناخت خویشتن خویش معرفی شده است: «معرفة النفس انفع المعارف» .
شناخت و معرفت به خود هنگامی حاصل میشود که آدمی به تمام جنبهها و زوایای مختلف وجود خود توجه پیدا کند با قطع نظر از اینکه خود ، اقسامی دارد مثل خود فردی ، خود خانوادگی ، خود صنفی ، خود قومی ، خود ملی و خود انسانی ، شناخت هر کدامی از این خود ها بحث مفصلی لازم دارد که فرصت بیان آن ها فعلاً وجود ندارد ، اجمالاً به همین مقدار اشاره می شود که توجه به تمام زوایا و ابعاد وجودی انسان کاری سخت و طاقت فرسایی است زیرا چه بسا کسانی در مقام خود شناسی تنها به جنبه جسمی و شناخت ویژگیهای جسمی خود بر آید و از زاویه روحی و روانی خود که جنبه اصیل وجود اوست به کلی غفلت بورزد و چه بسا کسانی که برعکس عمل نموده و با توجه به زاویه روحی و ملکوتی انسان از جنبه های فیزیکی و مادی یا جنبه های اجتماعی خود چشم بپوشد.
به هر حال کسی که به تمام زوایا وابعاد وجودی خود توجه نماید و در نتیجه به خودشناسی کامل دست یابد ، می تواند به خوبی به ارزیابی تواناییها، ظرفیتها و کمبودهای خود بپردازد و با توجه به نیازها و ضرورت ها برای خود برنامهریزی نماید، زیرا فرض بر این است که چنین انسانی با خود شناسی خود در یافته است که نقطه شروع هر تحوّلی در وجود خود او نهاده شده است و طبق شعری منسوب به امام علی(ع) خود او همه کاره است هم درد و هم درمان در وجود او تعبیه شده است ؛
دوائک فیک ولا تشعر
و دائک منک ولا تبصر
و انت الکتاب المبین الذی
بآیاته یظهر المظمر
ا تزعم انك جرم صغير
و فيك انطوى العالم الاكبر
کسی که به چنین باوری درمورد خودش دست پیدا کند ، میتواند شگفتی های بزرگی بیافریند. با چنین باوری و با استفاده از یک برنامه مدون و روشن مبتنی بر انسان شناسی درست می تواند زندگی خود را به گونه ای متعادل تنظیم کند که از هرگونه افراط و تفریط به دور بماند. چنین انسانی بین نیازهای معنوی و مادی خود تعادل صحیحی برقرار نموده و برای هر کدام برنامه ای خاص درنظر می گیرد نه بخاطر نیازهای مادی خود از نیازهای معنوی خویش چشم می پوشد و نه برای تأمین نیازهای معنوی خویش از تأمین نیازهای مادی خود صرف نظر می کند و از آنجائیکه اغلباً تأمین نیازهای معنوی و روحی انسان مورد غفلت قرار می گیرد و عموم مردم بیشتر به تأمین نیازهای جسمانی و مادی خود می پردازند، مولانا جلال الدین بلخی در قالب تمثیلی انسان را از آن برحذر داشته و می فرماید:
در زمین دیگران خانه مکن
کار خود کن، کار بیگانه مکن
کیست بیگانه، تن خاکی تو
کز برای اوست، غمناکی تو
تا تو تن را چرب و شیرین میدهی
گوهر جان را نیابد فربهی
یا در جای دیگر به بعد حقیقی واصیل انسان توجه داده و می فرماید:
ای برادر تو همه اندیشهای
مابقی خود استخوان و ریشهای
تمام این حقایق زمانی درک خواهد شد که انسان به شناخت حقیقی و همه جانبه خود دست یافته باشد و درک کرده باشد که حقیقت انسانیت انسان به همان اندیشه و فکر و تعقل او است تا اندیشه و فکر نباشد جسم به تنهایی همان لاشه ای است که از او هیچ کاری ساخته نیست، چنانچه در حالت خواب تا اندیشه به جسم فرمان ندهد جسم عاجز از هر کاری ولو کار کوچکی است .
این خودشناسی درست به انسان می فهماند که در درجه اول باید اندیشه ها را درست کرد تا پس از آن حرکت و پیشرفت صحیح میسر گردد. اگر اندیشه و فکر ساخته شود آن زمان توانائیها و ظرفیت ها و استعدادها به خوبی شناخته می شود و آن زمان هر کسی به داشته های خود علم و باور پیدا می کند و در آن صورت جسم نیز توانمندی و قابلیتهای شگفتانگیزی از خود در همراهی با اندیشه نشان می دهد و به تدریج انسان به این باور قطعی می رسد که اگر «بخواهد» ، «میتواند» آن زمان این حرف معنای حقیقی خود را پیدا می کند که «خواستن توانستن است» و این چیزی است که خداوند متعال در قرآن کریم با عبارات مختلف و گوناگون به آن پرداخته و بندگان خود را به داشتن چنین روحیه ی دعوت کرده است. آیه ای که در ابتدای عرایضم قرائت کردم اشاره به همین خودشناسی و در نتیجه خودباوری است، وقتی می فرماید : «علیکم انفسکم» یعنی انسانی که خود راشناخته است و استعدادهایش را کشف کرده است و در مسیری که انتخاب کرده است قدم برداشته است این انسان خواهی نخواهی به هدف خود خواهد رسید و از اینکه دیگران چه خواهند کرد و چه خواهند گفت برایش اهمیت نخواهد داشت، زیرا او خود را باور کرده است و وظیفه خود را تشخیص داده است و در انجام کارهایش منتظر تشویق و تحسین دیگران نمی ماند تا اگر روزی با تشویق و تحسین دیگران مواجه نشد از مسیر و هدف خود دست بردارد.
« لایضرّکم من ضلّ اذا اهتدیتم » اما کسانی که به این خودشناسی و خود باوری نرسیده باشد، مطمئناً در برنامه های زندگی فردی و اجتماعی خود چشم و گوش به دهان و رفتار دیگران می دوزد و هر چه دیگران انجام داد کورکورانه به تقلید از آنها می پردازد و در نتیجه اگر دیگران به راه نادرست و بیراهه نیز بروند او هم به همان راه کشانده خواهد شد. وقرآن کریم با توجه به این نکته ظریف و حساس مومنین را به خودباوری و مواظبت از خود دعوت می کند تا در پیچ و خم های زندگی دچار از خودباختگی و پیروی کورکورانه از دیگران نشود و همواره برخود و داشته های خود تکیه کند.
در جائی دیگر ، قرآن کریم با تکیه بر توانائیهای رزمی انسان هایی خودباور و خود اتکا می فرماید :« کم من فئةٍ قلیلةٍ غلبت فئةً کثیرةً باذن الله» [4]؛ چه بسا لشکریان اندکی که بر لشکریان فراوان به اذن پروردگار عالم پیروز شدند. در آیات دیگری همین مطلب را با بیان کمّی و به صورت ملموس تر بیان می فرماید : «هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند بر دوصد نفر غلبه می کنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند پیروز می گردند ؛ چرا که آنها نمی فهمند». در جای دیگر وقتی این خود باوری و ایمان و اعتقاد را رو به ضعف می بیند می فرماید: « هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد و دانست که در شماضعفی است ؛ بنابراین ، هر گاه صد نفر با استقامت از شما باشند ، بر دوصد نفر پیروز می شوند ؛ و اگر یک هزار نفر باشند بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد و خدا با صابران است. [5] در جائی دیگر کسانی را که به حزب الله پیوسته و جزء لشکریان خداوند قرار گرفته اند افراد غالب و پیروز معرفی می کند :« فان حزب الله هم الغالبون» [6] ؛ «و انّ جندنا لهم الغالبون» [7] در آیه دیگر هر کسی را که مورد نصرت الهی قرار گیرد شکست ناپذیر معرفی می کند :« ان ینصرکم الله فلاغالب لکم ... » [8]
خلاصه اینکه این آیات و آیات دیگر قرآن کریم از این حقیقت پرده بر می دارد که هر کس طبق فرمایش امام علی (ع) به خودشناسی رسیده باشد به شناخت خدای خود رسیده است و کسی که به شناخت خدای خود رسیده باشد با تکیه بر قدرت بی پایان او به چنان خودباوری و اعتماد به نفسی دست می یابد که می تواند کارهای شگفت انگیزی انجام دهد، کارهایی که به بعضی از آنها صراحتاً اشاره شده است و در جایی دیگر به صورت مطلق می فرماید :« هذا بیان للناس و هدیً وَّ موعظةً للمتّقین ، ولا تهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین» ؛ این ، بیانی است برای عموم مردم ؛ و هدایت و اندرزی است برای پرهیزکاران . و سست نشوید ؛ و غمگین نگردید؛ وشما برترید اگر ایمان داشته باشید.[9] این احساس برتری همان حالت خودباوری است که در پرتو ایمان و اعتقاد به سر منشأ قدرت و کمال به دست می آید.
تفاوت خود باوری با خودپسندى
از آنجائیکه اغلباً خود باوری با خود پسندی اشتباه می شود خوب است به این نکته ظریف نیز توجه داشته باشیم که خود باوری و داشتن اعتماد به نفس یك فضیلت اخلاقى و ارزش انسانی محسوب می شود، و نباید با غرور بیجا و خودپسندى اشتباه گرفته شود، در خود باوری بر واقعیت ها و تصویر منطقى از توانائیها و ظرفیتهای واقعی انسان تكیه می شود، در حالى كه در خودپسندى، بر تصویر افراطى و اغراق آ میز و خیالی و ذهنى تکیه می شود که به هیچ وجه با واقعیت تطبیق ندارد. ممکن است کسی به خودباوری کاذبی رسیده باشد و بیخود و بیهوده انرژی و توان خود را در کار نشدنی و نا ممکن صرف کند مثل کسی که توان انجام کاری را به تنهایی ندارد و عملاً نیز چنین چیزی ممکن نیست، ولی او مصرانه خود را توانمند به انجام آن میداند و تمام انرژی خود را در آن راه صرف می کند بدون اینکه به نتیجه ای برسد .
دین اسلام بخاطر پوچ و تهی بودن خود پسندی ، عُجب ، تکبر و غرور و خودباوری کاذب که همه به نحوی معلول نارسایى عقل و عدم شناخت دقیق از خود است ، به شدت با آنها مخالفت كرده است و در مقابل به شناخت خود ، شناخت ویژگیهای خود ، اعتماد به نفس و خود باوری معقول تأکید فرموده است.
اسلام انسان را مسئول کارهای خوب و بد او معرفی کرده است و فرموده است: « ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اسأتم فلها ».[10] ؛ اگر نیکی کنید به خود تان نیکی کرده اید و اگر بدی کنید باز به خود بدی کرده اید . باوری که انسان پس از شناخت خود در مورد خودش پیدا می کند و براساس آن حرکت می کند ، نمود های آن در اعمال و رفتار او انعکاس پیدا می کند و از این طریق می توان به میزان و مقدار خودباوری انسان ها پی برد . خوب است در این جا به بعضی از نشانه ها و رفتار افراد خود باور اشاره می نمایم تا از این طریق، هم به شناخت انسان های خود باور بیشتر پی ببریم و هم میزان خودباوری خود را ملموس تر به ارزیابی بگیریم.
ویژگیهایی کسانی که به خود باوری رسیده اند:
1- استقلال در فکر
همانطور که قبلاً اشاره شد افراد خود باور خودشان در زندگی تصمیم میگیرند، خود شان مسیر فکری خود را با فکر و تأمل و مطالعه در زمینههای مختلف تعیین میکنند. آنها بر اساس خط مشی فکری خود حرکت می کنند و براحتی و کورکورانه از افکار و عقاید دیگران پیروی نمیکنند، انتخاب و جذب و دفع شان براساس فکر آگاهانه خود شان صورت می گیرد، اگر فکر دیگران را نیز بپذیرند باز با بررسی دقیق و علم به درستی آن این کار را انجام می دهند آنها تابع هر نوع مُد و رواج و فیشن وارداتی و درست شده توسط دیگران نیستند انتخاب های شان کاملاً آگاهانه و از روی تعقل و اندیشه است .
2- استقلال در عمل
کسانی که به خود شناسی و شناخت ابعاد وجودی و توانائیهای خود دست یافته است در کارهای خود از استقلال عمل بیشتری برخوردار است و نه تنها در انجام کارهای خود به دیگران وابسته نیست بلکه گاهی کاری را که درست تشخیص داده است ولو برخلاف میل و خواست دیگران باشد ولو با مخالفت آنها مواجه شود باز آن کار را انجام می دهد زیرا به خوبی دریافته است که در امور زندگی خودش باید زمام اختیار را به دست بگیرد و شخصاً فعالیتهایش را انجام دهد و اگر در کاری نیاز به همکاری دیگران داشته باشد آنها را باید خودش باخود همسو و همراه بسازد .
اما در مقابل، کسی که از خود باوری بسیار پائین برخوردار باشد مستقل عمل نمیتواند، همیشه وابسته به دیگران است و همواره به سمت دیگران نگاه می کند اگر دیگران حرکت کردند او هم حرکت می کند و اگر دیگران نشستند او هم می نشیند.
3- مسئولیت پذیری
یکی از ویژگیهای افراد خود باور مسئولیت پذیری است زیرا چنین فردی در اثر شناخت خود به این حقیقت پی برده است که او شخصاً مسئول همه کارهای خوب و بد خود است اگر خود نخواهد هیچ کاری صورت نخواهد گرفت و بر همین اساس درک کرده است که انجام هر کاری زحمت و مشقت دارد ممکن است برای انجام کار ارزشمندی خون دلها خورده شود تا به نتایج شیرین و لذت بخش آن نایل گردد و از طرفی به این حقیقت نیز واقف شده است که تا خود مسئولیت و زحمت انجام آن را بر عهده نگیرد کسی دیگر برای او انجام نخواهد داد و این جا است که کمر را محکم می بندد و مسئولیت را به عهده می گیرد چه این مسئولیت ، مسئولیت کوچک و در کارهای فردی و شخصی باشد یا مسئولیتهای بزرگتر و در کارهای جمعی و اجتماعی . این جا است که شخص خود باور و خود اتکاء و شخص مسئولیت پذیر ، شخص بی تفاوت و بی ننگ و بی عار نیست بلکه همواره در میدان حاضر بوده و نقش و حضور شان بیش از دیگران در مسائل مختلف زندگی و جامعه محسوس و پررنگ است.
3- آگاهی از ویژگیهای مثبت و منفی خود
قبلاً اشاره شد که خودباوری پس از خودشناسی به وجود می آید و خود شناسی به معنای دقیق کلمه زمانی به دست می آید که انسان به تمام زوایا و ابعاد و ویژگیهای شخصیتی خود آگاه شود و کسی که از پیچ و خم شخصیت و درون خود آگاه شده باشد به خوبی میداند که چه خوبیهایی و چه کاستیهایی در زندگی دارد ؛ خوبیها را تقویت می کند و بدی ها را زدوده و به فکر جبرانش می افتد. به ویژگی ها و سرمایه های خوب و کامل خود افتخار می کند و از صفات بد خود فاصله می گیرد ؛ طبیعی است که این فرد و جامعه روز به روز بر خوبیهایش افزوده و از بدیهایش کاسته شود . اما فرد و جامعه ای که خود شناسی نداشته و در نتیجه به خود باوری نرسیده است از ویژیگیهای خود به هیچ وجه آگاهی ندارد ؛ نه می داند چه امکانات و توانائیها و خوبیها و ظرفیتهایی دارد و نه می داند که به چه آفات و نواقص و معایبی گرفتار است در یک حالت سر درگمی و حیرت به سر برده و چه بسا در اثر جهالت و نادانی اندک امکانات و داشته های خود را نیز به باد فنا داده و روز به روز بر معایب و نواقص خود بیفزاید و هم چنان به حرکت قهقرایی شان ادامه دهند بدون اینکه بدانند راهی که می روند به ترکستان است!!
4- احساس شخصیت و هویت
ویژگی دیگری که افراد خود باور دارند ، احساس شخصیت و هویت است آنها در اثر شناخت شخصیت حقیقی خود سعی می کنند به همان شکلی که هستند باشند و به همان شکل و قواره ظاهر شوند ، از خود و شخصیت واقعی و حقیقی خود خجالت نمی کشند و شخصیت خود را با تقلید از دیگران در پشت شخصیت دیگران مخفی نمی کنند ، در رفتار و کردار و حتی افکار خود ادای رفتار و کردار و افکار دیگران را در نمی آورند ، برای خود شخصیت کاذب و دروغین درست نمی کنند ، دوست دارند به همان شکل و قیافه خودشان شناخته شوند و افکار و اندیشه و فرهنگ و آداب و رسوم خود را داشته باشند با هویت و نام و عنوان خودشان یاد شوند. در مقابل ، روشن است انسانهایی که به خودباوری نرسیده اند، از شخصیت و هویت خود احساس شرم و خجالت می کنند و همواره سعی می کنند به جای درست کردن شخصیت خود ادای دیگران را در بیاورند و به تقلید از رفتار ظاهری دیگران بپیردازند.
5- موفقیت در زمینههای مختلف زندگی
همانگونه که اشاره شد ، افراد خود باور با شناخت صحیحی که از خود و توانائیهای خود دارند بهتر از بقیه به پرورش توانائیها و استعدادهای خود میپردازند و آنها را در جهت درست هدایت میکنند. نه با نادیده گرفتن ابعاد وجودی خود و عدم اصلاح درست معایب به اصلاح ظاهری به تقلید ظاهری و صوری از دیگران می پردازند و نه انرژی خود را در انجام کارهایی که استعداد آن ها را ندارند، صرف می کنند ، بلکه با شناخت استعدادهای شان در صدد گسترش آن برآمده و روز به روز موفقیتهای بیشتری را کسب میکنند و از طرفی وقت و انرژی خود را صرف کارهایی نمی کنند که استعداد آن را ندارند و یا توانائی انجام آن را در خود نمی بینند . مطالعات روان شناسان بارها نشان داده است كه نگرش مثبت به خود علت اصلى توفیق اشخاص در كارها است و هر مقدار انسان با خود شناسی احساس و نگرش مثبتى نسبت به خود پیدا کند، به همان اندازه موفقیت بیشترى در امور زندگی از خود نشان مى دهد.
بحث های دیگری نیز در این زمینه قابل ارائه است نظیر اینکه خودشناسی چگونه به دست می آید و در ننتیجه خود باوری چگونه شکل می گیرد و چه عواملی در آن دخیل است و آثار و فواید آن در زندگی چیست و... که به دلیل نبود وقت از آن ها صرف نظر می شود و امیدواریم که خداوند توفیق خودشناسی و سپس خودباوری و اعتماد به نفس را در ما و مردم ما به وجود بیاورد تا همه از مزایا و آثار مهم و گرانبار آن مستفید و از مضرات عدم اعتماد به نفس و عدم خودباوری در امان باشیم.
در اخیر به مناسبت سالروز ایام اسارت اهل بیت امام حسین علیه السلام ذکر مصیبت خوانده شد و با دعا مجلس به پایان رسید.
والسلام.
گلشن راز، شیخ محمود شبستری به تصحیح دکتر حسین الهی قمشهای[2]